برای من و برای خدای متعال»: خاطراتی از ایمان در کوه معبد اورشلیم

اورشلیم، ۲۵ مه ۲۰۲۵ (TPS-IL) — پس از بیش از یک دهه راهنمایی بازدیدکنندگان یهودی در کوه معبد، میر و آنیا آنتوپولسکی متوجه تغییرات ظریفی در این مکان مقدس اورشلیم در طول سال‌ها شده‌اند. آنیا این تغییرات را در خاطراتی ثبت کرده که تا به امروز هرگز منتشر نشده است. سرویس مطبوعاتی اسرائیل برای اولین بار گزیده‌هایی از خاطرات او را پیش از روز اورشلیم منتشر می‌کند.

کوه معبد، جایی که اولین و دومین معبد یهودی بنا شده‌اند، مقدس‌ترین مکان در یهودیت است. وضعیت موجود حاکم بر این مکان مقدس به سال ۱۹۶۷ بازمی‌گردد، زمانی که اسرائیل در طول جنگ شش روزه، شهر قدیم اورشلیم را از اردن آزاد کرد. وزیر دفاع وقت، موشه دایان، با ترس از جنگ مذهبی، موافقت کرد که اوقاف اسلامی، امانتی مسلمانان، به مدیریت امور روزمره این مکان مقدس ادامه دهد، در حالی که اسرائیل حاکمیت کلی را حفظ کرده و مسئول امنیت خواهد بود. اوقاف تحت نظارت سلطنت اردن است.

بر اساس وضعیت موجود، در حالی که غیرمسلمانان مجاز به بازدید از کوه معبد هستند، اجازه نماز خواندن در آنجا را ندارند.

خاخمان در مورد صعود یهودیان به کوه معبد اختلاف نظر دارند. برای قرن‌ها، اجماع گسترده خاخمان این بود که قوانین پاکی آیینی همچنان در مورد این مکان اعمال می‌شود و یهودیان را از بازدید منع می‌کند. اما در سال‌های اخیر، تعداد فزاینده‌ای از خاخمان استدلال کرده‌اند که قوانین پاکی آیینی به همه بخش‌های این مکان مقدس اعمال نمی‌شود و بازدید از مناطق مجاز را برای حفظ ارتباط یهودیان با کوه معبد تشویق می‌کنند.

روز اورشلیم سالگرد اتحاد مجدد شهر در طول جنگ شش روزه را گرامی می‌دارد.

مارس ۲۰۱۵: ما الوارهایی را که چندین سال در نزدیکی دروازه رحمت (دروازه طلایی) قرار داشتند، مشاهده می‌کنیم. این الوارها سقف مسجد الاقصی را پشتیبانی می‌کردند، اما در طول بازسازی‌ها جایگزین شدند. بر اساس تجزیه و تحلیل رادیوکربن، این الوارهای سرو و کاج حداقل ۲۰۰۰ سال قدمت دارند، بنابراین قبل از مسجد، ظاهراً در معبد یا یکی از ساختمان‌های اطراف استفاده می‌شدند. چندین الوار از یک تاجر چوب خریداری شد که آنها را از اوقاف خریده بود، بقیه در اینجا باقی مانده‌اند – در معرض آفتاب و باران…

اکتبر ۲۰۱۵: دستور جدیدی برای کوه صادر شده است: مقامات آن زنان عرب [اعضای المرابطون] را که فریاد می‌زدند، داد و بیداد می‌کردند و مانع عبور ما می‌شدند، حذف خواهند کرد. تنها دو بار در طول کل گشت ما با فریاد “الله اکبر” مواجه شدیم. امیدواریم وضعیت در کوه معبد به تدریج بهبود یابد.

دسامبر ۲۰۱۵: از کنار ورودی عظیم مسجد زیرزمینی عبور می‌کنیم. برای ساخت آن، در نوامبر ۱۹۹۹، برای چندین روز حفاران لایه‌های باستانی ارزشمند را به طرز وحشیانه‌ای تخریب کردند، پس از آن ده‌ها کامیون این خاک را به محل دفن زباله منتقل کردند. امروز، یک پروژه علمی ویژه برای مطالعه این خاک ایجاد شده است.

پس از طی چند متر دیگر در امتداد دیوار شرقی، برای یک درس کوتاه سنتی توقف می‌کنیم. پلیس هر کلمه ما را ضبط می‌کند.

دسامبر ۲۰۱۶: دوران‌هایی که پلیس فقط به یهودیان اجازه ورود به کوه را در گروه‌های کوچک حداکثر ۱۰ نفره می‌داد، مدت‌هاست که سپری شده است. اخیراً افراد زیادی به کوه می‌آیند که پلیس چاره‌ای جز این ندارد: همه را وارد می‌کنند! با این حال، در خود کوه، پلیس دائماً گروه ما را عجله می‌دهد و فقط اجازه توقف‌های بسیار کوتاه را می‌دهد. چشمانم را بستم تا تمرکز کنم و سعی کنم افکار ناخواسته را در این مکان مقدس حذف کنم، که بلافاصله یک افسر پلیس نزدیک شد و خواستار توقف دعای من شد.

او گفت: “می‌توانی با چشمان بسته بایستی، اما نمی‌توانی لب‌هایت را تکان دهی یا تکان بخوری.”

آوریل ۲۰۱۷: در هر گروهی که به کوه صعود می‌کند، همیشه می‌توان چندین نفر از جامعه ارتدوکس یهودی را دید. ابتدا اصلاً کسی نبود، و سپس آنها به عنوان یک استثنا تلقی می‌شدند، اما امروز این امر رایج شده است. به نظر می‌رسد که صعودها دیگر توسط جامعه اسرائیل به عنوان چیزی غیرعادی تلقی نمی‌شوند و هیستری رسانه‌ها در مورد آن متوقف شده است.

ژوئیه ۲۰۱۷: تعداد پلیس‌ها بیشتر از حد معمول است. این بار، برخی از آنها رو به دروازه‌های بسته مسجد با گنبد نقره‌ای (معمولاً درهای آنجا همیشه باز بود) ایستاده بودند – با سلاح‌های خودکار آماده…

آنها واقعاً به ما اجازه توقف ندادند و ما با سرعت نسبتاً تندی در امتداد دیوار جنوبی کوه معبد راه رفتیم. به سمت دیوار شرقی برگشتیم و طبق معمول، روبروی مقدس‌ترین مکان معبد توقف کردیم. در این لحظه، یک یهودی اعلام کرد که به یاد سه یهودی که در روز شنبه کشته شدند، می‌خواهد قادیش (دعای سوگواری) بخواند. و شروع به خواندن با صدای بلند کرد. پلیس به سرعت دوید و دهان او را به طور فیزیکی پوشاند. او فقط توانست چند کلمه اول را بخواند و همه ما که اطراف ایستاده بودیم به طور خودکار “آمین” گفتیم.

سپتامبر ۲۰۱۷: “اما در روح خود، البته، می‌توانی دعا کنی!” – اینگونه پلیس در ورودی کوه معبد در طول جلسه توجیهی معمول خود به ما تذکر داد. ما قبلاً به خواندن دستورالعمل‌ها توسط پلیس در ابتدای صعود در مورد کارهایی که در کوه معبد مجاز نیست عادت کرده بودیم: دعا با صدای بلند، خواندن مزامیر، دراز کشیدن روی زمین، برافراشتن پرچم اسرائیل… اما امروز ناگهان، به دلیلی، او احساس کرد که باید اضافه کند که دعا کردن بی‌صدا مجاز است… آوردن هرگونه کتاب مذهبی (به جز کتاب‌های مسلمانان) به کوه معبد اکیداً ممنوع است.

و پلیس با دقت اطمینان حاصل می‌کند که این ممنوعیت نقض نشود؛ تمام ادبیات مذهبی در ورودی ضبط می‌شود. آنها حتی یک تکه کاغذ کوچک با متن دعای سفر را از کیف زنی در گروه ما بیرون کشیدند. اما اکنون همه چیز روی تلفن‌ها است و پلیس البته این را به خوبی درک می‌کند، بنابراین آنها به سادگی چشم خود را به آن می‌بندند. این بازی است.

مارس ۲۰۲۰: دو روز قبل از بسته شدن کامل کوه معبد به دلیل ویروس کرونا. الاقصی بسته است، ساختمان قبة الصخره بسته است. و کل شهر قدیم خالی است: هیچ کس در دیوار غربی نیست، میدان‌ها کاملاً خالی هستند. مکان آزاد است. چه کسی اینجا خواهد آمد؟ امیدواریم، جلال قادر متعال.

مه ۲۰۲۱: ما به کوه معبد صعود کردیم – اولین بار پس از بازگشایی آن برای ورود غیرمسلمانان. (یادآوری می‌کنم که کوه معبد از ۳ تا ۲۳ مه – ماه رمضان، شورش‌های عربی در کوه معبد، راکت‌ها از غزه – به مدت ۲۰ روز بسته بود.) در این روز، پلیس مودب و با دقت است. ۲۰ نفر در گروه بودند و یک نماز کامل برگزار شد. من هیچ اثری از شورش‌های عربی گذشته در کوه معبد پیدا نکردم، همه چیز تمیز شده بود. فقط اسکلت یک درخت سوخته یادآور اتفاقات آن روز در روز اورشلیم است…

سپتامبر ۲۰۲۱: در مقطعی، یک عرب سالخورده از کنار گروه ما عبور می‌کرد، بسیار آهسته و با دشواری راه می‌رفت، واضح بود که مشکلات سلامتی دارد. اما او راه رفت و راه رفت – تا گنبد طلایی. او به زبان عربی با همسرم صحبت کرد و پرسید اهل کجاست. پس از دریافت پاسخ، او گزارش داد که خودش از سخنین آمده است. گفتگوی دوستانه‌ای صورت گرفت. آیا زمانی خواهد رسید که همه ما بتوانیم با صلح در کوه معبد همزیستی کنیم؟ امیدوارم.

دسامبر ۲۰۲۱: چه چیزی روند پاسخ الهی به دعاهای ما را “فعال” می‌کند؟ آیا مکانی که از آن آنها را بلند می‌کنیم مهم است؟ این سوال البته اغلب برای من در کوه معبد مطرح می‌شود. چرا رفتن به آنجا برای من مهم است؟ آیا خدا صدای مرا در هر کجا که باشم نمی‌شنود؟ یک بار در فیسبوک از من پرسیدند: چرا لازم است به کوه معبد رفت؟ من نمی‌دانم چرا لازم است، اما می‌دانم برای چه کسی لازم است – برای من و برای قادر متعال.

اکتبر ۲۰۲۳: احساس می‌شود که در کشور ما حتی یک نفر هم نیست که در میان آشنایان یا آشنایان آشنایان خود کسی را نداشته باشد که کشته نشده یا مفقود نشده باشد. امروز در کوه معبد: دعا برای مردم اسرائیل، برای آزادی زندانیان، برای پیروزی ما. و ما همچنین «آوینو מלخینو» را می‌خوانیم – دعایی که معمولاً فقط در روش هشانا، یوم کیپور، در ۱۰ روز بین آنها و در روزهای روزه خوانده می‌شود. خط «به خاطر کسانی که برای نام مقدس تو جان باختند، این را انجام بده» با اشک در صدا خوانده شد…

نوامبر ۲۰۲۳: در ۷ نوامبر، ما به کوه معبد صعود کردیم – یک ماه پس از آنکه حماس مرز کشور ما را شکست و کشتار وحشتناکی از یهودیان را انجام داد. ما در کوه معبد قدم زدیم و به مرز نامرئی نزدیک شدیم که در زمان معبد فقط در حالت پاکی آیینی و فقط توسط یهودیان قابل عبور بود. ما به این مرز نامرئی نزدیک شدیم اما از آن عبور نکردیم.

به نظر من، ما به عنوان یک ملت، و در واقع کل جهان به طور کلی، اکنون با سوال اصلی روبرو هستیم: مرزها را کجا تعیین کنیم؟ ما عشق و برادری جهانی می‌خواهیم، و در عین حال نمی‌خواهیم فردیت خود را از دست بدهیم. ما مجذوب جریان بی‌کران رحمت هستیم، اما نیاز داریم آن را با قضاوت محدود کنیم. ما برخی از مرزها را از بین می‌بریم – هم در آگاهی و هم در دنیای واقعی. برخی دیگر باید سخت‌تر و قوی‌تر ساخته شوند. و برخی از مرزها نامرئی باقی خواهند ماند، اما ما از آنها عبور نخواهیم کرد.