این کمیته به ریاست «الون شوستر»، نماینده کنست، بحثی پیگیرانه درباره توانبخشی پزشکی مجروحان جنگ «شمشیرهای آهنین» را بر اساس گزارشی ویژه از بازرس کل دولت در ژوئن ۲۰۲۶ برگزار کرد.
«الون شوستر»، رئیس کمیته، گفت: «نظامهای پزشکی و توانبخشی موظفند با گسترهای بیسابقه از جراحات مقابله کنند و برجسته کردن ناکامیها کافی نیست؛ باید اجرای سریع و قابل اندازهگیری توصیهها را تضمین کرد. وظیفه کنست و نهادهای اجرایی این است که اطمینان حاصل کنند توصیهها در بازههای زمانی مشخص اجرا میشوند و مجروحان در بوروکراسی گرفتار نمیشوند.»
گزارش ارائه شده در این بحث نشان داد که تا سپتامبر ۲۰۲۵، بیش از ۲۰,۰۰۰ مجروح تحت درمان قرار گرفتهاند و گزارشهای بعدی این تعداد را حدود ۲۶,۰۰۰ نفر تخمین زدند. همچنین گزارش شد که حدود ۱,۶۶۰ مجروح بین ۷ اکتبر ۲۰۲۳ تا ژوئیه ۲۰۲۵ در بخشهای توانبخشی بیمارستانی تحت درمان بودهاند. این بررسی نشان داد که در آستانه جنگ، هزاران متخصص توانبخشی کمبود وجود داشته و سهمیه پرسنلی از سال ۲۰۰۳ بهروزرسانی نشده بود. نماینده دفتر بازرس کل دولت اشاره کرد که جراحات جسمی پیامدهای شغلی، اجتماعی، زناشویی، پزشکی و خانوادگی دارند و خواستار آن شد که درمان مجروحان به عنوان یک «ماموریت ملی» دیده شود.
دکتر «میرایم فینک لوی»، معاون مدیر بخش پزشکی وزارت بهداشت، گفت: «وزارت بهداشت تقریباً بلافاصله پس از ۷ اکتبر فرآیند داخلی درسآموزی را آغاز کرد. این وزارتخانه یک برنامه ملی توانبخشی با سرمایهگذاری بیش از ۲۵۰ میلیون شکل، افزایش تختهای توانبخشی و گسترش زیرساختها تدوین کرده است؛ تعداد تختهای توانبخشی افزایش یافته است (حدود ۱,۰۰۴ تخت در آستانه جنگ، با افزودن منظم در برنامه تا سال ۲۰۲۸). افزایش تختها باید با افزایش پرسنل و آموزش آنها همراه باشد و این وزارتخانه در حال ترویج توانبخشی مبتنی بر جامعه، توانبخشی خانگی و توسعه سیستمهای اطلاعاتی جدید است. ما در حال توسعه داشبوردهای دیجیتالی هستیم که به ما امکان میدهد تا حد امکان اطلاعات را در لحظه دریافت کنیم. این وزارتخانه همچنین در حال آمادهسازی رویه توانبخشی اضطراری و توسعه برنامههای آموزشی دانشگاهی اختصاصی، از جمله آموزش در ساخت پروتز است.»
وزارت بهداشت اقدامات آمادگی اضطراری را در این بحث ارائه کرد: ایجاد یک مجتمع توانبخشی در اتاق جنگ ملی بهداشت، توسعه رویهها، انتقال بخشها در صورت لزوم، اجرای توانبخشی خانگی و ایجاد مراکز روزانه اجتماعی برای کاهش بار بیمارستانها. لوی اظهار داشت که صندوقهای بهداشتی شرکای فعالی در این مدل هستند و بیماران باید در صورت نیاز به موسسات جایگزین یا توانبخشی اجتماعی ارجاع داده شوند: «واضح است که بودن در خانه برای همه بهتر از بودن در بیمارستان است.»
«لیا گرتمن»، معاون مدیر بخش توانبخشی در وزارت دفاع، گفت: «این بخش ماهانه بین ۱,۰۰۰ تا ۱,۵۰۰ مجروح جدید دریافت میکند؛ پاسخ شامل مدل «توانبخشی اول» است که برخی کمیتههای پزشکی را برای ارائه حمایت فوری پزشکی، توانبخشی و اقتصادی به تعویق میاندازد؛ بدون تأیید بودجه بلندمدت و گسترش پرسنل، این بخش «دیگر نمیتواند سر خود را از آب بیرون نگه دارد». این بخش همچنین برای قابل دسترس کردن اطلاعات دیجیتال، کاهش زمان انتظار و رفع موانع بوروکراتیک تلاش میکند، اما فشار بر واحدها و خدمات در مناطق همچنان بالاست.»
سرهنگ «آوی شینا»، فرمانده مرکز خدمات پزشکی ارتش اسرائیل، گفت: «ارتش اسرائیل مجروحان را از لحظه جراحت در میدان نبرد تا زمان انتقال مسئولیت توانبخشی بیشتر، با همکاری نزدیک با سیستم مراقبتهای بهداشتی و بخش توانبخشی وزارت دفاع همراهی میکند. دستاوردها در درمان از طریق هماهنگی مداوم امکانپذیر شده است، به طوری که ارتش اسرائیل سریعترین هدف تخلیه را بر اساس وضعیت پزشکی و نیازهای عملیاتی در لحظه تعیین میکند. حتی پس از بستری شدن، نمایندگان نیروی پزشکی به همراهی مجروحان در بیمارستانها برای اطمینان از انتقال روان ادامه میدهند و تصمیمات مربوط به مسیر توانبخشی با همکاری کامل با فرد مجروح و خانوادهاش اتخاذ میشود. پس از درسآموزی از جنگ، ما اکنون برای بهبود و قابل دسترستر کردن انتقال اطلاعات به خانوادهها و تقویت هماهنگی بین تمام طرفهای همراه تلاش میکنیم.»
پروفسور «اوهاد هوخمن»، مدیر کل مرکز پزشکی بنی ציون، گفت: «نظام توانبخشی نیازمند یک دیدگاه سیستمی گسترده است که پاسخی به قربانیان جنگ در کنار تمام بیماران روتین ارائه دهد. ما باید از طریق سازوکارهای اولویتبندی و مقررات، با متعادل کردن خواستههای بیمار با قابلیتهای سیستم، برای شرایط اضطراری آماده شویم و فوراً به موضوع اقدامات حفاظتی مفقود در برخی بخشهای توانبخشی کشور رسیدگی کنیم. علاوه بر این، کمبود شدید متخصصان مراقبتهای بهداشتی وجود دارد؛ بهرهبرداری از زیرساختها در بعدازظهرها میتواند خدمات را گسترش دهد، اما مکانیسم کمکهزینه فعلی باعث ایجاد اختلال شده و در واقع منجر به کاهش خدمات به دلیل عدم صلاحیت برخی از متخصصان شده است – من به وزارت بهداشت مراجعه کردهام تا این موضوع را مجدداً بررسی کند.»
دکتر «اورلی باراک تفریر»، مدیر بیمارستان ایخیلوف، گفت: «نظام توانبخشی باید از دیدگاه برابریخواهانه مورد بررسی قرار گیرد و فعالیتها و شکافهای بین توانبخشی عمومی و توانبخشی سالمندان، که در حال حاضر بر اساس تقسیمبندی سنی ناموجه پزشکی است، باید کاهش یابد. انحراف منابع توانبخشی سالمندان برای کمک به قربانیان جنگ، کمبودهایی را برای سایر جمعیتها ایجاد کرده است و تقویت کل سیستم پیششرطی برای مقابله با شرایط اضطراری بدون آسیب رساندن به تداوم مراقبت است. توانبخشی یک فرآیند مداوم در طول زندگی است و بنابراین تقویت توانبخشی خانگی و اجتماعی، رفع موانع مالی و ارائه پاسخی اختصاصی به آسیبهای مغزی خفیف و نامرئی که به شدت عملکرد و اشتغال را مختل میکنند، ضروری است.»
دکتر «الون فریدمن»، نماینده انجمن پزشکی اسرائیل، گفت: «جنگ درک عمومی را تغییر داده و توانبخشی را از حوزهای که قبلاً به عنوان مراقبت پزشکی ثانویه تلقی میشد، به مراقبت پزشکی ضروری تبدیل کرده است. با این حال، علیرغم افزودن تختها، شکافهای قابل توجه و کمبود پزشکان توانبخشی و خدمات اجتماعی همچنان وجود دارد. کمبود در توانبخشی روزانه به طور غیرضروری بستری شدن را طولانی میکند و به تداوم مراقبت آسیب میرساند و انگیزههای فوری برای افزایش تعداد دستیاران در این حوزه مورد نیاز است. ما باید حمایت حرفهای را برای آسیبهای مغزی تروماتیک نامرئی گسترش دهیم و توانبخشی شغلی را برای ارائه راهنمایی و ابزار به کسانی که میتوانند و میخواهند به کار و تحصیل بازگردند، تقویت کنیم.»
«دانا پیناسوف»، نماینده سازمان کهنهسربازان معلول ارتش اسرائیل، گفت: «ویژگیهای جنگ کنونی ما را ملزم میکند که دیدگاه خود را در مورد توانبخشی شغلی گسترش دهیم. در حالی که در گذشته بخش توانبخشی عمدتاً سربازان جوان را درمان میکرد، امروز جمعیت عظیمی از نیروهای ذخیره وجود دارند که پس از ایجاد مشاغل، تحصیل و ساختن مسیرهای زندگی مجروح شدهاند. برای آنها، جراحت نیازمند بازنگری و آموزش مجدد کامل است، گاهی اوقات شامل مطالعات پیشرفته. نظام توانبخشی در حال حاضر مدرک کارشناسی ارشد را تأمین مالی نمیکند اگر مدرک کارشناسی توسط آن تأمین مالی نشده باشد، و این یک محدودیت قابل توجه است؛ فردی که نمیتواند به حرفه خود بازگردد، به ابزارهایی برای ساختن آینده خود نیاز دارد و انطباق آموزش بخشی جداییناپذیر از توانبخشی است.»
«نیلی شارابی»، مادر «نوعم»، سرباز واحد شناسایی گیواتی که در خانیونس به شدت مجروح شد، و نماینده انجمن «عادت» برای خانوادههای مجروحان، گفت: «پسرم نوعم سفر سال وقفه خود را در خارج از کشور در ۷ اکتبر کوتاه کرد، بلافاصله به اسرائیل بازگشت تا بجنگد و در نبرد در غزه به شدت مجروح شد و سه نفر از دوستانش و فرماندهاش را از دست داد. از دسامبر ۲۰۲۳، ما در یک سفر توانبخشی طولانی بودهایم و من به عنوان کسی که او را همراهی میکنم، همراه با بسیاری از خانوادههای دیگر، میخواهم روشن کنم: ما، اعضای خانواده، مهمان کنار تخت مجروح نیستیم؛ ما بخشی جداییناپذیر و حیاتی از نظام توانبخشی آنها هستیم. در کنار قدردانی فراوان از تعهد تیمهای پزشکی، ما با شکافهای جدی و فقدان هماهنگی مدیریتی مواجه هستیم که به پنجره فرصت توانبخشی فرزندانمان در لحظه آسیب میرساند. ما ناخواسته به کارمندان تمام وقت تبدیل شدهایم که بوروکراسی غیرممکن را با صندوقهای بهداشتی، وزارت دفاع و بیمارستانها، بدون دانش یا اختیار مدیریت میکنیم. ما خواستار آن هستیم که دولت فوراً رویهای روشن برای تعریف «عضو خانواده مراقب» که دسترسی کامل به اطلاعات را دریافت کند، ایجاد کند و یک مدیر پرونده پزشکی برای هر فرد به شدت مجروح تعیین کند تا مراقبتها را هماهنگ کرده و بار بوروکراتیک را از دوش خانوادهها بکاهد، تا ما بتوانیم بر آنچه واقعاً مهم است تمرکز کنیم: حمایت از فرزندانمان و بازگرداندن آنها به زندگی.»








