توسط TPS-IL • ۳۰ ژوئن ۲۰۲۶
اورشلیم، ۳۰ ژوئن ۲۰۲۶ (TPS-IL) — در ۲۲ ژوئن ۲۰۲۶، دو فلسطینی به نزدیکی کرمی تز، یک شهرک یهودینشین در کرانه باختری در جنوب اورشلیم، نزدیک شدند. طبق گزارش ارتش اسرائیل، این دو نفر پس از «پرتاب کوکتل مولوتوف» به سمت خانهها، هدف گلوله قرار گرفته و کشته شدند. این افراد مسلح کشته شده، برادرانی ۱۵ و ۱۹ ساله بودند.
از دیدگاه ارتش اسرائیل، نوجوان بودن آنها، از designation آنها بهعنوان تروریست نمیکاست. اما برای رسانههای بینالمللی، این تنها نمونه دیگری از کشته شدن کودکان فلسطینی توسط اسرائیل بود.
«سربازان اسرائیلی دو نوجوان فلسطینی را در کرانه باختری به ضرب گلوله کشتند» تیتر رویترز بود، در حالی که روزنامه اسپانیایی دموکراتا با این عنوان آغاز شد: «کودک و جوان فلسطینی در نزدیکی یک شهرک در الخلیل با گلوله ارتش اسرائیل جان باختند.»
ایتامار مارکوس، بنیانگذار «دیدهبان رسانههای فلسطینی»، به TPS گفت: «آنها این واقعیت را که قصد کشتن اسرائیلیها را داشتند و در حین انجام این کار کشته شدند، بیان نخواهند کرد. این نوع گزارشی است که در گزارشهای «بتزلم» و سازمان ملل منتشر خواهد شد، گویی که ما کودک را کشتهایم، نه یک تروریست.»
حمله ادعاشده به کرمی تز، پیچیدگی و ماهیت دشوار جنگ را بیشتر آشکار کرد و نشان داد که چگونه این موضوع میتواند در خاورمیانه، بهویژه در مورد مرگ کودکان، به روایتهای تحقیرآمیز سادهسازی شود.
علاوه بر این، این حادثه تنها چند روز پس از آن رخ داد که کمیسیون سازمان ملل گزارشی منتشر کرد و آنچه را «هدف قرار دادن عمدی کودکان فلسطینی توسط اسرائیل در سرزمینهای اشغالی فلسطین» از ۷ اکتبر به بعد خواند، مورد انتقاد شدید قرار داد. منتقدان این گزارش را به دلیل اولویت دادن به کودکان بهعنوان قربانی، بدون توجه کافی به مواردی که نوجوانان در حملات، تلاش برای حمله یا سایر فعالیتهای تروریستی دخیل بودند، مورد سرزنش قرار دادند.
زمینه گمشده در پشت اعداد
در پاسخ به پرسش TPS مبنی بر اینکه آیا دادههای کمیسیون در مورد افراد زیر سن قانونی بین کودکانی که در فعالیتهای تروریستی یا حملات دخیل بودند و کسانی که نبودند، تمایز قائل میشود، این کمیسیون اعلام کرد که در تمام حوادث مورد بررسی در آخرین گزارش خود، «هیچیک از کودکان به هیچ وجه در فعالیتهای خشونتآمیز یا مشکوک دخالت نداشتند.» بتزلم تا زمان انتشار این خبر به درخواست TPS برای اظهار نظر پاسخ نداد.
الکس گرینبرگ، تحلیلگر خاورمیانه، گفت که اگرچه او کمپین مشخصی را که بر جذب کودکان متمرکز باشد، ندیده است، اما فرهنگ گستردهتر پیرامون شهادت، فضا را برای کشیده شدن جوانان به سمت خشونت باز میگذارد.
گرینبرگ خاطرنشان کرد: «حتی قبل از ۷ اکتبر، زمانی که [فلسطینیان] نمایشهای تئاتری خود را اجرا میکردند، اغلب شاهد مشارکت کودکان و در دست داشتن کلاشینکف بودیم. ممکن است تحریک خاصی برای تبدیل شدن کودکان به شهدا وجود نداشته باشد، اما آنها همیشه شهدا را، صرف نظر از اینکه چه کسی و چه چیزی هستند، تجلیل و ستایش میکنند. آنها هیچ تردیدی در جذب جوانان ندارند.»
به گفته گرینبرگ، فضای غزه، یهودا و سامره، تحت تأثیر سیستم آموزشی و گفتمان عمومی است که تروریسم و شهادت را تجلیل میکند.
وی گفت: «تنها آموزشی که در غزه و یهودا و سامره وجود دارد، این آموزش اسلامی است که از تروریسم حمایت میکند، تروریسم را جشن میگیرد، شهدا را صرف نظر از کاری که انجام دادهاند، چه غیرنظامیان یا سربازان را کشته باشند، ستایش میکند.»

وقتی مهاجم صغیر است
برای اسرائیلیهایی که چنین حملاتی را تجربه کردهاند، این واقعیت که مهاجم صغیر بوده، ماهیت عمل را تغییر نمیدهد. در سال ۲۰۱۶، محمد طرایره ۱۷ ساله، هلال یوفا اریل ۱۳ ساله را در کریات اربع در حالی که خواب بود، با چاقو کشت.
شُوکی گیلبوآ، که در این حمله مجروح شد، به TPS گفت: «او در هر معنایی یک تروریست بود، علیرغم سن کمش و علاوه بر آن. او واقعاً حمله را برنامهریزی کرده بود، مسیر رسیدن خود را برنامهریزی کرده بود، زمان را برنامهریزی کرده بود، واقعاً برنامهریزی کرده بود که از کدام خانه، از کدام پنجره وارد شود.»
گیلبوآ گفت که این پرونده نشان میدهد که این ایده چقدر عمیقاً در ذهن مهاجم جوان ریشه داشت.
وی گفت: «شما یک پسر ۱۷ ساله را میبینید که در حالی که باید بیشترین فاصله را از مرگ و حفظ جان خود بگیرد، برای کشتن یهودیان، برای کشتن کودکان خردسال، با علم واضح به اینکه این هدف زندگی اوست، میرود. این نشان میدهد که این جایگاه قتل چقدر عمیق، چقدر عمیقاً از سن صفر در آنها ریشه دارد.»
مورد دیگری که اسرائیلیها به آن اشاره میکنند، قتل دفنا میر در سال ۲۰۱۶ است. او مادر ۳۸ ساله شش فرزند از عوتنیل در جنوب تپههای الخلیل بود. میر، پرستار مرکز پزشکی سورکا، در ورودی خانهاش توسط یک مهاجم فلسطینی ۱۵ ساله در حالی که فرزندانش در نزدیکی او بودند، با چاقو کشته شد.
همسرش، ناتان میر، به TPS گفت که سن مهاجم، شدت قتل یا ضربه روحی باقیمانده را کاهش نداد.
میر گفت: «در نهایت، یک پسر ۱۵ ساله چاقویی برداشت و مادرشان را جلوی چشمان بچهها با چاقو زد، بنابراین سن او اهمیتی ندارد. سطح غیرقابل تصور بیرحمی هیچ ربطی به سن ندارد. این تنها یک سؤال بسیار دشوار در مورد محیط آموزشی اطراف چنین کودکی را مطرح میکند.»
میر گفت که این حمله بخشی از یک درگیری نظامی نبود، بلکه یک حمله عمدی به یک خانواده در داخل خانهشان بود. وی گفت: «این پسر به سادگی از خانه خود خارج شد، یک چاقوی آشپزخانه برداشت و وارد خانه دیگری شد، خانه افرادی که او را نمیشناخت. این واقعاً یک انتخاب بود، انتخاب مطلق او. و فاجعه بیپایان است. ما هر روز عواقب آن را زندگی میکنیم.»
برای میر، این قتل نشان داد که چگونه تمرکز بر سن مهاجم میتواند ماهیت عمل را پنهان کند. وی گفت: «باثباتترین چیز در زندگی یک فرد، از نظر روانی نیز، مادر است. و اگر مادری به این شکل، به این شیوه ناپدید شود، اگر او اینقدر آسیبپذیر باشد، آنگاه یک ضربه کاملاً ویرانگر است.»
با بازگشت به این سوال که چگونه افراد زیر سن قانونی فلسطینی به فرهنگ شهادت کشیده میشوند، مارکوس به پرونده یک مهاجم فلسطینی ۱۴ ساله اشاره کرد که یادداشتی خداحافظی از خود به جا گذاشته بود. به گفته مارکوس، این پسر نوشته بود: «الله رویای مرا برایم محقق کرد، که شهادت در راه الله است.» سپس از مادرش خواست که گریه نکند، بلکه شاد شود: «مادر صداهای شادی سر بده و گریه نکن.» او همچنین خطاب به پدرش گفت: «پدر غمگین نباش.»
برای مارکوس، اهمیت این نامه در آنچه در مورد جهانبینی خود کودکان آشکار میکند، نهفته است. «آنچه در اینجا مهم است، در واقع، این است که به کودکان فلسطینی آموخته شده است که شهادت یک دستاورد است.»
مارکوس افزود که این نوجوان ۱۴ ساله صرفاً مرده گزارش نشد؛ مراسم تشییع جنازه او از تلویزیون تشکیلات خودگردان فلسطین پخش شد. «حالا، به یاد داشته باشید، او ۱۴ ساله است. مراسم تشییع جنازه او در تلویزیون فلسطین پخش شد.»
به گفته مارکوس، در طول این پخش، آهنگی که شهادت را تجلیل میکرد، در پسزمینه پخش شد، از جمله کلماتی که میگفت: «مرا با گل سرخ بیارای مادر. این زیباترین زمان است. فرشتگان منتظر من هستند…»
برای مارکوس، بحث بر سر «کودکان کشته شده توسط اسرائیل» تنها یک اختلاف بر سر اعداد نیست. این اختلافی است بر سر آنچه قبل از لحظهای که یک فرد زیر سن قانونی در جریان حمله هدف گلوله قرار گرفت، اتفاق افتاد: چه کسی به او آموخت که مرگش یک دستاورد خواهد بود، چه کسی او را پس از آن به یک قهرمان تبدیل کرد، و چه پیامی به سایر کودکان رسید.
مارکوس هشدار داد، تا زمانی که مهاجمان نوجوان صرفاً بهعنوان کودکانی که توسط اسرائیل کشته شدهاند، بدون در نظر گرفتن زمینه حمله و تجلیل پیرامون مرگشان، معرفی شوند، کودک بعدی در حال یادگیری معنای تبدیل شدن به شهید بعدی است.
«آنها کودکان را از رفتن و خودکشی عمدی باز نمیدارند. آنها در واقع آن را تقویت میکنند.









