از عزرا لو کوهن • ۱۲ مارس ۲۰۲۶
اورشلیم، ۱۲ مارس ۲۰۲۶ (TPS-IL) — بعدازظهر چهارشنبه است و جنگ با ایران در دوازدهمین روز خود قرار دارد. اما در بازار نمادین فضای باز محنه یهودا در اورشلیم، نشانهای از درگیری دیده نمیشود. خریداران کمتری در قسمت اصلی «شوکه» (بازار) ازدحام میکنند و صدای بوق ماشینها کمتر شنیده میشود، اما در مجموع، زندگی به طرز عجیبی عادی است.
عرز ییتزاکوف، با سگی در دامان و عینکی آفتابی بر چشم، بیرون از یک غرفه میوه لم داده است؛ او تصویری از آرامش است. او به سرویس مطبوعاتی اسرائیل میگوید: «ما ترسی نداریم. ما پناهگاه داریم، ده دقیقه به پناهگاه میرویم، بیرون میآییم و زندگی به همان روال ادامه پیدا میکند.»
افی اوهانا، اسرائیلی که در طول عمر خود شاهد جنگهای متعددی بوده است، میگوید: «راستش را بخواهید، برای ما عادی است.»
با این حال، همه اینقدر آرام نیستند و بسیاری از تغییرات در زندگی روزمره ناراحت هستند.
چایا آدلکوف، که اخیراً از ایالات متحده به اسرائیل آمده است، میگوید: «من خواب بودم و با صدای انفجار بزرگی بیدار شدم و واقعاً ترسیدم.» او تعریف میکند که در چند روز اول جنگ «بسیار محتاط» بوده است تا اینکه حملات موشکی روزانه و رفتن به پناهگاه برایش عادی شد. او میگوید: «حتی اگر خطرناک و دیوانهوار باشد، این روزهای عادی ماست.»
با این حال، دیگران خاطرنشان میکنند که اورشلیم بخشی از شلوغی خود را از دست داده است. اوهانا توضیح میدهد: «شما میتوانید این را اینجا، در شوکه محنه یهودا، احساس کنید. «معمولاً ترافیک بیشتری داریم، اما حالا اینطور است،» او در حالی که به جمعیت کمتر از حد معمول اشاره میکند، میگوید.
آدلکوف اضافه میکند: «شبها، وقتی در خیابانها قدم میزنیم، خلوتتر از همیشه است.»
علیرغم این اختلالات در زندگی روزمره، اسرائیلیها به دستاوردهای کشورشان تا به امروز افتخار میکنند و از وقت خود نهایت استفاده را میبرند.
مندل، که با نام مستعار «یهودی خیابانی» شناخته میشود، درسی را که از مردی در طول تعطیلات اخیر پوریم آموخته است، به اشتراک میگذارد.
«[آن مرد] مقدار بسیار زیادی الکل نوشیده بود، و ما صدای آژیرها را میشنویم، و او میگوید: «آژیرها چه اهمیتی دارند، مسیح در راه است!» و او مانند یک مرد مست در خیابانها شروع به رقصیدن میکند،» مندل میگوید. «همه ما به کمی از این باور نیاز داریم.»
اوهانا میگوید: «ما هنوز خوشحالیم، «اَم ییسرائل چای» [ملت اسرائیل زنده است].»
ییتزاکوف، در حالی که با یک دست سگش را نوازش میکند و با دست دیگر مشت پیروزمندانهای را بالا میبرد، به تلاشهای جنگی اطمینان دارد: او میگوید: «اسرائیلیها مردمانی قوی هستند.









