نگاهی به دنیای پژوهشگران اطلاعات هوایی – کسانی که معمای ایران را گشودند

من در پناهگاه نشسته‌ام و تصویر هوایی روی صفحه نمایش داده می‌شود. به آرامی، هواپیماها روی نمایشگر ظاهر می‌شوند و سفر خود را به سمت ایران آغاز می‌کنند، و من می‌فهمم – اولین حمله آغاز شده است»، ستوان شـ.، تحلیلگر سیستم‌های برتری هوایی در اداره اطلاعات، درباره دقایق اولیه که قرار است در روزهای آینده ادامه یابد، بازگو می‌کند. «و مهم نیست چند بار این کار را انجام داده‌ایم، در تمام عرصه‌ها، این لحظه‌ای هیجان‌انگیز و مهم است، به خصوص در این مورد.»

اداره اطلاعات هوایی، مسئول تولید اطلاعات دقیق برای نیروی هوایی، و به ویژه برای جنگنده‌های آن است – در نتیجه اهداف حمله را در حوزه‌های مختلف، چه موشک‌های بالستیک و چه سیستم‌های پدافند هوایی، فراهم می‌کند و داده‌های مرتبط را در زمان واقعی به اتاق‌های کنترل و تیم‌ها منتقل می‌کند. این امر شناسایی و هدف‌گیری اهداف را سریع‌تر و دقیق‌تر می‌کند.


ستوان شـ.

بین شیفت‌های طولانی، که شاید نامیدن آن‌ها شیفت، کم‌اهمیت جلوه دادن باشد، زیرا برخی هرگز واقعاً پایان نمی‌یابند، ما موفق شدیم با تحلیلگر اطلاعات برای گفتگوی کوتاهی درباره آمادگی‌ها برای «غرش شیر»، نتیجه‌گیری از عملیات قبلی، و لحظه آغاز حمله اولیه که او شخصاً با تیمش روی آن کار کرده بود، صحبت کنیم. اداره اطلاعات هوایی.

به عنوان بخشی از نقش خود، تحلیلگران کوهی از اطلاعات و داده‌های مختلف را پردازش و تحلیل می‌کنند و همچنین می‌دانند که چگونه قطعات اطلاعاتی را از همکاران، بر اساس یک مأموریت یا هدف خاص، درخواست کنند. هدف نهایی: ایجاد یک تصویر عملیاتی از وضعیت که بر اساس آن یک عملیات هوایی خاص ساخته خواهد شد. بدون آن‌ها، هیچ پروازی، بمبارانی – یا حذف هوایی، همانند نخواهد بود.

کار روزانه آن‌ها را می‌توان با حل یک پازل مقایسه کرد. اما در این مورد، آن‌ها همچنین باید تمام قطعات را خودشان پیدا کنند. او توضیح می‌دهد: «ما می‌دانیم که دستاورد مورد نیاز چیست، و وظیفه ما این است که تمام اطلاعات را فراهم کنیم و آن را به گونه‌ای سازماندهی کنیم که امکان انجام مأموریت را فراهم کند، در حالی که پیشنهادهای بهینه‌سازی را نیز ارائه می‌دهیم.»

و اینگونه است با عملیاتی که این روزها آسمان ایران را تحت سلطه خود درآورده است. ستوان شـ. توصیف می‌کند: «ما با سیستم‌های پدافند هوایی ایران، پرتابگرها و موشک‌های سطح به سطح آن‌ها سر و کار داریم. من مسئول یافتن محل استقرار سیستم‌ها و محدوده توانایی آن‌ها هستم – هر کدام در زمان معین چقدر ما را تهدید می‌کنند و چگونه می‌توان آن‌ها را خنثی کرد.»

از سوی دیگر، او به سرعت اشاره می‌کند که آن‌ها این اطلاعات را به «بازوی عملیاتی» – نهادهایی که عملیات را انجام خواهند داد – منتقل و منعکس خواهند کرد. چه از طریق بمباران، جنگنده‌ها، حذف، یا هر چیز دیگر. تنها در این صورت است که مأموریت آن‌ها واقعاً کامل می‌شود.

وقتی ساعت شـ. فرا می‌رسد


همانطور که انتظار می‌رفت، چراغ‌ها همیشه در این مکان روشن هستند. لحظه‌ای بدون کار وجود ندارد. اما اخیراً، آن‌ها متوجه شدند که ساعت شـ. نزدیک است، و متعاقباً، تاریخ دقیق را دریافت کردند. «همه ما را جمع کردند و به ما اطلاع دادند. لحظه‌ای شوک در اتاق وجود داشت، و ما نگاه‌هایی از «این هم از راه رسید» رد و بدل کردیم، اما زمان زیادی برای تمرکز بر آن وجود نداشت – زیرا خیلی سریع به کار بازگشتیم.»


ستوان شـ. و ستوان بـ.

و در دو هفته گذشته، در حالی که همه ما در مورد زمان وقوع آن تعجب می‌کردیم، آن‌ها در حال حاضر عمیقاً درگیر شدیدترین آمادگی‌ها بودند و مشتاقانه منتظر آن بودند. او تأکید می‌کند: «ما احساس آمادگی می‌کردیم. هیجان در میان ما وجود داشت. ما می‌خواستیم تمام آنچه را که برای آن سخت کار کرده بودیم، به ثمر بنشیند.»

برای اینکه هر بار تیزبین‌تر باشند، آن‌ها دائماً از درس‌های آموخته شده از درگیری قبلی با تروریسم دولتی ایران استفاده می‌کنند. ستوان بـ.، رئیس بخش تحقیقات تسلیحات دشمن در بخش تحقیقات تسلیحات دشمن، به یاد می‌آورد: «در «با شیر»، ما موفقیت‌های زیادی کسب کردیم، اما واقعاً از قبل نمی‌دانستیم که این کارزار چگونه خواهد بود. ما توانایی واقعی حتی برای تصور آن را نداشتیم، و متوجه شدیم که در حین انجام کار یاد می‌گیریم.»

بخش او در مکانیسم‌های سیستم‌های خصمانه که در اختیار دارند تخصص دارد. اکنون، وضعیت کاملاً متفاوت است. اگر ستوان شـ. در شناسایی سیستم‌ها و مکان‌های آن‌ها تخصص دارد، ستوان بـ. مکانیسم‌های داخلی آن‌ها را به تفصیل می‌داند – و اینکه هر کدام چگونه کار می‌کند.

«در اینجا نیز، زمان بیشتری برای آماده‌سازی نداشتیم، و دقیقاً نمی‌دانستیم چه اتفاقی قرار است بیفتد. حتی اکنون، البته، همه چیز حتی برای ما نیز شناخته شده نیست. اما تغییر در سطح ذهنی احساس شد. ما آماده و با تجربه از یک رویداد بسیار مشابه رسیدیم. ما می‌دانیم چه انتظاری داشته باشیم، چه حسی دارد، و به یاد آوردیم که با یک دشمن شناخته شده روبرو هستیم، بنابراین از آشنایی خود با او استفاده کردیم، در حالی که توسعه او را از ماه ژوئن در نظر گرفتیم.»

او توضیح می‌دهد که به عنوان بخشی از درس‌های آموخته شده پس از رویارویی قبلی، بسیاری از موضوعات در آموزش نقش‌های واحد گنجانده شده است. «بخش قابل توجهی از دوره، یادگیری در مورد این رویداد در تمام جنبه‌های آن بود. آمادگی‌ها چه بود؟ چه چیزی کار کرد و چه چیزی کار نکرد؟ چگونه می‌توانیم بهبود یابیم؟ در نهایت، این رویدادی است که نیروی هوایی سال‌ها برای آن آماده شده است – و سرانجام، افرادی در این سیستم وجود دارند که آن را مستقیماً تجربه کرده‌اند.»

پنهان و مرگبار


هر کدام از این دو مأموریت خاصی داشتند که مسئول آن بودند. و البته، آن‌ها با هم به اتصال قطعات پازل کمک می‌کنند. وظیفه ستوان شـ. و تیمش برنامه‌ریزی حمله اولیه بود. «این یکی از مهم‌ترین چیزهایی است که ما برای آن آماده شدیم. از یک سو، ما مجبور بودیم رازداری کامل را حفظ کنیم، تا دشمن برای اولین بار در لحظه وقوع حمله، آن را کشف کند، و از سوی دیگر، باید مرگبار، در مکان‌های متعدد – و همزمان باشد.»

هدف او این بود که اطمینان حاصل کند که آن‌ها می‌دانند سیستم‌ها و اهداف حمله کجا قرار دارند، و در عین حال، او سعی کرد بفهمد چه چیزی می‌تواند اجرای آن را به خطر بیندازد یا تهدید کند، و چه راه‌حلی برای خنثی کردن آن یافت شود. او تمام این کارهای مقدماتی را به نتایج روشنی خلاصه کرد، با احتمال موفقیت مأموریت، و اینکه آیا اصلاً امکان‌پذیر است یا خیر.

شب‌های سفید


وقتی از ستوان شـ. درباره فعالیت فعلی‌اش می‌پرسم، اکنون که حمله اولیه موفقیت‌آمیز تعریف شده و عملیات در جریان است، او می‌خندد. «برای من، این تازه شروع است. حالا قسمت سخت کار فرا می‌رسد.»

در واقع، از آن زمان، اداره اطلاعات حتی یک ثانیه هم کند نشده است. آن‌ها در شیفت‌های اضطراری کار می‌کنند، که بلافاصله به معنای کمبود خواب است، و حتی می‌تواند ۲۴ ساعت طول بکشد. او خاطرنشان می‌کند که به عنوان مثال، از زمان آغاز عملیات، آفتاب زیادی را ندیده است.

کار خودشان برای آن‌ها آشناست، اما حجم آن به حداکثر رسیده است. ستوان بـ. توضیح می‌دهد: «ما در ارتباط مداوم با بخش عملیاتی هستیم، در حالی که آن‌ها در واقع در هوا هستند، و پاسخ‌هایی را به آن‌ها ارائه می‌دهیم. حتی اگر شامل برنامه‌ریزی اقدامات آینده باشد، و آن‌ها در پاسخ فوری به تقاضاهایی که در زمان واقعی مطرح می‌شوند، هستند.»

این به هیچ وجه پایان کار نیست، و همانطور که خودشان اذعان می‌کنند، کار هنوز در اوج خود است. با این حال، آن‌ها برای این لحظه بسیار سخت کار کرده‌اند – و نه فقط آن‌ها. ستوان بـ. ادامه می‌دهد: «این رویدادی است که کل نیروی هوایی سال‌ها برای آن آماده شده است. افتخار بزرگی است که در این کارزار شرکت می‌کنیم – هرچند چالش‌برانگیز باشد. دوستان من متوجه نشده‌اند که اخیراً کجا ناپدید شده‌ام، شاید چند سال دیگر بتوانم کمی بیشتر برایشان تعریف کنم.