در عملیات «غرش شیر»، ارتش اسرائیل با همکاری نزدیک ارتش آمریکا، با هدف ضربه زدن به رژیم تروریستی ایران و رفع تهدیدات بلندمدت و کوتاهمدت برای کشور اسرائیل، آغاز شد. اما برای درک بهتر معنای این بیانیه، باید آن را به جزئیات تقسیم کرد.
هدف اعلام شده، رسیدگی به این تهدید از سر تا ریشه است؛ تهدیدی که از چندین آرایش و قابلیت تشکیل شده است: سازوکارهای کنترل و اجرای داخلی ایران، صنایع دفاعی و نظامی سپاه پاسداران، آرایش شناسایی و دفاع هوایی، تلاشهای مربوط به موشکهای بالستیک و هستهای.
پس چگونه این کار انجام میشود؟ این کارزار با یک ضربه غافلگیرکننده و قابل توجه آغاز شد که ارتش اسرائیل مدتها روی آن کار کرده بود. این ضربه کشنده، سریع و دقیق بود و در پوشش شوکی که در میان نیروهای امنیتی ایران ایجاد کرد، امکان حذف ۴۰ تن از رهبران ارشد رژیم، از جمله علی خامنهای، رهبر رژیم که مسئول برنامه نابودی اسرائیل بود، را فراهم کرد.
این اقدام از طریق حملات همزمان به سه جلسه رهبری ارشد انجام شد: مجتمع رهبری، جلسهای در شورای دفاع با حضور فرمانده سپاه پاسداران و بسیاری از مقامات ارشد، و جلسهای از مقامات وزارتخانه، نهاد اطلاعاتی مرکزی ایران.
در کنار این اقدام، ارتش اسرائیل به سرعت شروع به حمله به دو آرایش مرکزی کرد: موشکها و دفاع. آرایش موشکهای بالستیک ایران، قابل توجهترین تهدید برای جبهه داخلی اسرائیل را تشکیل میدهد. تاکنون بیش از ۷۰۰ هدف متعلق به این آرایش مورد حمله قرار گرفته و ۷۰ درصد از پرتابگرها و موشکهای ایران غیرعملیاتی شدهاند. موجودی پهپادها نیز به شدت تحت تأثیر قرار گرفته و بیش از ۲۵۰ فروند از آنها مورد حمله قرار گرفتهاند.
یکی دیگر از دستاوردهای حیاتی، حمله به آرایش دفاعی است که شامل موشکهای سطح به هوا، رادارهای متعدد و سایر سیستمهای اختصاصی میشود. حمله به این آرایش به معنای آزادی عمل بیشتر بر فراز آسمان ایران است. بنابراین، تلاشهای قابل توجهی در این مأموریت صرف شد و ۸۰ درصد از این سیستمهای دفاعی مورد حمله قرار گرفتند.
از اینجا به مرحله بعد میرویم: تعمیق دستاوردهایی که ارتش اسرائیل تاکنون به دست آورده است، در حالی که بر هسته رژیم تمرکز میکنیم: پایههای آن، اگر بخواهیم اینطور بگوییم. اولین اهداف، صنایع نظامی آن بود - کارخانهها و سایتهایی که در آنها موشکهای بالستیک، پهپادها و سایر ابزارهای مورد استفاده رژیم تولید میشوند. اما نه فقط این - این سیستمها در لبنان، غزه و سوریه نیز یافت شدند.
بدین ترتیب، جریان موشکها، سلاحها و سیستمهای رزمی رژیم قطع شده و یک معادله نسبتاً ساده ایجاد میشود - آنچه توسط ارتش اسرائیل نابود شده است، باز نخواهد گشت. تاکنون بیش از ۱۰۰ هدف از این نوع مورد حمله قرار گرفته است. این به معنای تأخیر و اختلال در توانایی رژیم برای مسلح شدن مجدد است.
جنبه دوم که نیازمند توجه است، سازوکارهای کنترل رژیم تروریستی است. در این زمینه، نیروی هوایی در حال حمله به مراکز فرماندهی و ستادهای مهم و مرکزی است که جنگ ایران از آنها هدایت میشود - حملات به اسرائیل و سرکوب وحشیانه مردم ایران. به عنوان بخشی از این فعالیت، هزاران فرمانده و سرباز رده پایین و ارشد که در این ستادها خدمت میکردند، حذف شدهاند.
اگر به داخل ایران نگاه کنیم، سه نهاد مهم مسئول کنترل مردم هستند و سازوکارهای سرکوب رژیم را تشکیل میدهند: امنیت داخلی، اداره اطلاعات، و بسیج - یک شبهنظامی متشکل از شهروندان داوطلب که با مشکلات داخلی غیرنظامی «برخورد» میکند. تاکنون بیش از ۵۰۰ هدف فرماندهی و کنترل مورد حمله قرار گرفته است.
سومین جزء در کانون توجه، پروژه هستهای ایران است. در دو هفته گذشته، ارتش اسرائیل در حال حمله و تعمیق پیشرفتهایی است که نه ماه پیش در عملیات «با شیر» انجام شد. تمرکز بر زیرساختها و سایتهایی است که مورد حمله قرار گرفتند، جایی که رژیم تلاش کرد تا بازسازی را انجام دهد و آن را از تمام جهان پنهان کند.
تاکنون، در طول عملیات، بیش از ۲۰۰۰ هدف مختلف در سراسر ایران با استفاده از بیش از ۱۰۰۰۰ مهمات مختلف مورد حمله قرار گرفته است.
فعالیت جاری که توسط ارتش اسرائیل علیه رژیم تروریستی در دو هفته گذشته انجام شده است، نتیجه آمادگی فوقالعاده طولانی و دقیق است. آمادگی اطلاعاتی، عملیاتی، لجستیکی و ذهنی. این همان چیزی است که شدت عملیات و سرعت فشرده و دقیق حملات را امکانپذیر میسازد.









