نوشته پسخ بنسون و عمر نوووسلسکی • ۱۱ ژوئن ۲۰۲۶
اورشلیم، ۱۱ ژوئن ۲۰۲۶ (TPS-IL) — بر اساس یک مطالعه بزرگ اسرائیلی که تفکر رایج درباره موفقیت رژیمهای غذایی را به چالش میکشد، کاهش چربی شکمی ممکن است فوایدی داشته باشد که بسیار طولانیتر از آنچه قبلاً تصور میشد باقی میماند – حتی اگر وزن در نهایت بازگردد.
این مطالعه که توسط تیمی از محققان در دانشگاه بن گوریون نگب انجام شده است، نشان میدهد که محل از دست دادن چربی بیش از عدد روی ترازو اهمیت دارد. دانشمندان دریافتند که کاهش چربی احشایی – چربی عمیق شکمی که اندامهای داخلی را احاطه کرده است – حتی سالها پس از پایان مداخله سبک زندگی اولیه، با کاهش طولانیمدت خطر ابتلا به دیابت نوع ۲ ارتباط قوی داشت. این یافته همچنین شواهد رو به رشدی را تقویت میکند که توزیع چربی داخلی، پیشبینیکننده بهتری برای بیماریهای متابولیک نسبت به شاخص توده بدنی (BMI) به تنهایی است.
دکتر هادار کلاین، نویسنده اصلی این مطالعه، به سرویس مطبوعاتی اسرائیل گفت که این یافتهها نشان میدهد تغییرات سبک زندگی ممکن است یک اثر بیولوژیکی ماندگار از خود بر جای بگذارند.
کلاین، متخصص تغذیه، کارشناس ارشد و دانشجوی دکترا، گفت: «یافتههای ما نشان میدهد که بدن ممکن است حافظه قلبی-متابولیک طولانیمدتی از کاهش چربی احشایی داشته باشد. حتی پس از اینکه شرکتکنندگان وزن بدن خود را دوباره به دست آوردند، کاهش چربی احشایی که در طول مداخله ۱۸ ماهه سبک زندگی به دست آمده بود، تا حدی حفظ شد و همچنان با سلامت متابولیک بهتر در درازمدت مرتبط بود.»
او توضیح داد: «این بدان معناست که بازگشت وزن لزوماً به معنای بازگشت کامل متابولیک نیست. یک دوره موفقیتآمیز سبک زندگی سالم ممکن است یک اثر فیزیولوژیکی محافظتی از خود بر جای بگذارد که سالها باقی میماند.»
این مطالعه که در مجله علمی معتبر Circulation منتشر شده است، ۳۶۶ شرکتکننده را از آزمایشهای رژیم غذایی CENTRAL و DIRECT-PLUS که توسط دانشگاه با همکاری محققان بینالمللی انجام شده بود، دنبال کرد. شرکتکنندگان به مدت ۱۸ ماه برنامههای غذایی و ورزشی ساختاریافته را طی کردند و سپس تا یک دهه تحت نظر قرار گرفتند و با اسکنهای تکراری تصویربرداری رزونانس مغناطیسی (MRI) توزیع چربی به تفصیل اندازهگیری شد.
محققان با استفاده از اسکنهای MRI با وضوح بالا ۳.۰ تسلا، چربی احشایی را در کنار چربی کبد، چربی پانکراس و چربی زیرجلدی شکم ردیابی کردند.
تأثیر متابولیک قابل توجه بود. هر ۱۰ درصد کاهش در چربی احشایی در طول مداخله با تقریباً ۳۰ درصد کاهش خطر ابتلا به دیابت نوع ۲ در سالهای بعد مرتبط بود. کاهشهای بزرگتر حتی محافظت قویتری را نشان دادند، به طوری که کاهش ۲۰ درصدی با نزدیک به ۵۰ درصد کاهش در خطر مرتبط بود.
در حالی که شرکتکنندگان در طول زمان بخش زیادی از وزن از دست رفته خود را دوباره به دست آوردند، سطح چربی احشایی پایینتر از حد پایه باقی ماند. چربی کبد به سطوح اولیه بازگشت و چربی پانکراس حتی از حد پایه فراتر رفت.
محققان میگویند این یافتهها میتواند بر عمل بالینی تأثیر بگذارد و پزشکان را تشویق کند تا دور کمر را از نزدیکتر رصد کنند و چربی احشایی را به عنوان یک هدف درمانی در نظر بگیرند، نه یک محصول جانبی پنهان تلاشهای کاهش وزن. این امر میتواند معیارهای موفقیت را فراتر از BMI به سمت توزیع چربی شکم سوق دهد.
کلاین گفت: «در عمل بالینی معمول، دور کمر باید به طور مداومتر به عنوان یک شاخص ساده و قابل دسترس از چربی شکم و خطر قلبی-متابولیک استفاده شود. در صورت امکان، ارزیابی مستقیم چربی احشایی حتی بهتر خواهد بود.» با این حال، اسکنهای MRI و جذبسنجی با دو انرژی اشعه ایکس (DXA) در عمل روزمره امکانپذیر نیستند.
او به TPS-IL گفت: «ما باید روشهای قابل دسترستر، مقرونبهصرفهتر و مقیاسپذیرتری برای تخمین چربی احشایی و رصد تغییرات در طول زمان توسعه دهیم.»
کلاین هشدار داد که نتایج در حال حاضر فقط برای مداخلات سبک زندگی اعمال میشود. او به TPS-IL گفت که هنوز مشخص نیست که آیا داروها کاهش وزن اثر مشابهی دارند یا خیر. او گفت تحقیقات آینده باید تعیین کند که «آیا آنها نیز کاهش چربی احشایی بادوام ایجاد میکنند یا خیر.»
اما او گفت که گام بعدی فوری «ترجمه این یافتهها به عمل بالینی و درک زیستشناسی زمینهای است.»
کلاین تأکید کرد که در حالی که BMI، ابزاری غربالگری که با مقایسه وزن فرد با قدش، وزن سالم را تخمین میزند، همچنان مفید است، «دیگر نباید تنها معیار مرکزی موفقیت باشد.









