نوشته پساخ بنسون • ۲۸ آوریل ۲۰۲۵
اورشلیم، ۲۸ آوریل ۲۰۲۵ (TPS-IL) — یک مطالعه پیشگامانه اسرائیلی، با واژگون کردن مفروضات دیرینه درباره نحوه واکنش مردم به اخبار و اطلاعاتی که باورهایشان را به چالش میکشد، نشان میدهد که دانش واقعی میتواند قطبیشدگی را در مسائل سیاسی تفرقهانگیز کاهش دهد.
دکتر اران آمسالم، مدرس ارشد در دپارتمان ارتباطات و روزنامهنگاری دانشگاه عبری گفت: «مطالعه ما نشان میدهد که مردم گشادهروتر از آنچه معمولاً تصور میکنیم هستند. هنگامی که به افراد حقایق متعادل و با کیفیت بالا و دلیلی برای یادگیری آنها داده میشود، آنها صرفاً به باورهای قدیمی خود پایبند نمیمانند – بلکه آنها را بازنگری میکنند. این یک پیام امیدوارکننده ارائه میدهد: دانش واقعی، هنگامی که به درستی ارائه شود، میتواند پادزهری قدرتمند برای قطبیشدگی در طیف وسیعی از مسائل بحثبرانگیز باشد.»
آمسالم به همراه دکتر مایکل نیکلاس استاگنارو از موسسه فناوری ماساچوست، رهبری تیمی از محققان را بر عهده داشتند که دریافتند مخاطبانی که با اطلاعات متعادل و معتبر روبرو شدند، احتمال بیشتری داشت که دیدگاههای خود را تعدیل کنند. این یافتهها برخی از واضحترین شواهد تا به امروز را ارائه میدهند که قرار گرفتن در معرض اطلاعات مخالف عقیده، هنگامی که به درستی ارائه شود، میتواند گشادهرویی بیشتری را پرورش دهد – و این اثرات میتوانند در طول زمان باقی بمانند.
این مطالعه اخیراً در مجله معتبر Nature Communications منتشر شده است.
سالهاست که تحقیقات علوم سیاسی از ایده «استدلال انگیزشی» حمایت کرده است؛ پدیدهای که در آن افراد به طور انتخابی حقایقی را میپذیرند که از دیدگاههای از پیش موجودشان حمایت میکند، در حالی که حقایقی را که آنها را به چالش میکشد رد میکنند و اغلب در این فرآیند افراطیتر میشوند. بسیاری از کارشناسان فرض میکردند که تلاش برای ارائه اطلاعات در مورد موضوعات تفرقهانگیز تنها شکافهای سیاسی را عمیقتر خواهد کرد. با این حال، یافتههای آمسالم و استاگنارو مستقیماً این فرض را به چالش میکشند.
در یک آزمایش تصادفی با حضور بیش از ۱۰۰۰ آمریکایی، شرکتکنندگان با حجم زیادی از حقایق معتبر درباره کنترل اسلحه روبرو شدند – که برخی از آنها نظرات موجودشان را تقویت و برخی دیگر با آنها در تضاد بود. آنها به طور متوسط تشویق شدند تا با دقت به مطالب بپردازند. به جای اجتناب از حقایقی که دیدگاههایشان را به چالش میکشید، شرکتکنندگان اطلاعات را خواندند و جذب کردند و مهمتر از آن، آن را حفظ کردند. هنگامی که محققان یک ماه بعد پیگیری کردند، شرکتکنندگان هنوز آنچه را که آموخته بودند به یاد داشتند و دیدگاههایشان درباره کنترل اسلحه نسبت به قبل تعدیلشدهتر باقی مانده بود.
این مطالعه نه تنها نشان داد که یادگیری واقعی میتواند دیدگاهها را از افراط دور کند، بلکه کسب دانش مجبور نیست به قیمت افزایش خصومت بین فردی باشد، که یک ترس رایج در بحثهای مربوط به قطبیشدگی سیاسی است.
استاگنارو گفت: «این تحقیق این تصور را که مردم به طور ناامیدکنندهای در هویتهای سیاسی خود قفل شدهاند، به چالش میکشد. این نشان میدهد که تحت شرایط مناسب، ذهنها میتوانند تغییر کنند – و تغییر یافته باقی بمانند.»
این یافتهها نشان میدهند که تعدیل سیاسی یک نتیجه واقعبینانه است اگر جوامع در ارائه اطلاعات متعادل و با کیفیت بالا سرمایهگذاری کنند و مردم را برای درگیر شدن با آن ترغیب کنند.
این نتایج میتواند طیف گستردهای از تلاشها را آگاه کند – از آموزش مدنی و روزنامهنگاری گرفته تا طراحی رسانههای اجتماعی و ارتباطات سیاست عمومی – و بر نیاز به اولویتبندی نه تنها دقت اطلاعات، بلکه نحوه ارائه، دسترسی و تعادل آن تأکید میکند.
آمسالم گفت: «در زمانی که اعتماد به نهادها شکننده است و افراطگرایی به راحتی گسترش مییابد، یافتههای ما بر اهمیت در دسترس قرار دادن اطلاعات معتبر و متعادل تأکید میکند. اگر در ابزارهای اطلاعاتی مناسب سرمایهگذاری کنیم، پتانسیل واقعی برای جوامع برای بازپسگیری زمین میانه وجود دارد.



































