حتی پس از سخت‌ترین زمستان، زندگی بازمی‌گردد»: ایرانیان-اسرائیلی‌ها نوروز را در زمان جنگ جشن می‌گیرند

نوشتهٔ اییتان الهادز-باراک • ۲۰ مارس ۲۰۲۶

اورشلیم، ۲۰ مارس ۲۰۲۶ (TPS-IL) — در شبی خنک در اورشلیم، آغاز بهار نه با جشنی بی‌قید و شرط، بلکه با گردهمایی آرام و سنجیده‌ای که به همان اندازه که از اندوه شکل گرفته بود، از امید نیز بهره می‌برد، گرامی داشته شد. ایرانیان اسرائیلی و مهمانانشان در موزه هنر اسلامی گرد هم آمدند تا نوروز، سال نوی ایرانی را در سایه جنگ، جشن بگیرند.

حدود یک ساعت پیش از ورود مهمانان، آژیرهای خطر در سراسر اورشلیم به صدا درآمد و مردم را به پناهگاه‌ها فرستاد. اما جشن طبق زمان مقرر آغاز شد.

نوروز، به معنای «روز نو» در فارسی، جشنی باستانی است که اولین روز بهار و اعتدال بهاری را گرامی می‌دارد. این تعطیلات که بیش از ۳۰۰۰ سال در سراسر ایران و بخش بزرگی از آسیای مرکزی جشن گرفته می‌شود، نماد نو شدن، تولد دوباره و پیروزی نور بر تاریکی است. خانواده‌ها به طور سنتی دور سفره هفت‌سین جمع می‌شوند، وعده‌های غذایی جشن را به اشتراک می‌گذارند و سال را با آیین‌هایی که برای دعوت سلامتی، رفاه و خوشبختی در نظر گرفته شده‌اند، آغاز می‌کنند.

اما در کنار تخم‌مرغ‌های رنگی، سیب، سیر، سماق، سکه، شمع - که برای احتیاط ایمنی به صورت برقی بودند - و جوانه‌های گندم که با دقت رشد داده شده بودند، سفره هفت‌سین امشب نیز بار سرکوب را به دوش می‌کشید. همچنین عکس‌هایی از ایرانیانی که توسط رژیم کشته شده بودند - که عمداً برای نام‌هایی که با حرف فارسی «س» آغاز می‌شدند انتخاب شده بودند - به نمایش گذاشته شد. این افزودنی، نمایش را به چیزی تبدیل کرد که برخی از شرکت‌کنندگان آن را «هشت‌سین» نامیدند - عنصری هشتم که از یادبود سخن می‌گفت.

میکی ییتزخاکنیا، فعال اجتماعی، در حالی که نزدیک میز ایستاده بود، گفت: «امسال بسیار دشوار است. ما واقعاً جشن نمی‌گیریم. ما در حال نشانه‌گذاری، یادآوری و پایبندی هستیم.» او به جوانه‌های سبز اشاره کرد. «همانطور که این گیاه رشد می‌کند، ما معتقدیم ایران دوباره رشد خواهد کرد. که برخواهد خاست.»

ایریس دلشاد، ایرانی-اسرائیلی، در جشن نوروز، سال نوی ایرانی، در اورشلیم در ۱۹ مارس ۲۰۲۶، رقصی سنتی اجرا می‌کند. عکس از اییتان الهادز-باراک/TPS-IL

این شب ترکیبی از اسرائیلی‌های متولد ایران، نسل‌های جوان‌تر که در اسرائیل بزرگ شده‌اند و شخصیت‌های عمومی درگیر با رسانه‌های فارسی‌زبان را به خود جلب کرد. جامعه فارسی‌زبان اسرائیل حدود ۲۵۰,۰۰۰ نفر تخمین زده می‌شود، اگرچه تنها حدود ۵۰,۰۰۰ نفر واقعاً در ایران زندگی می‌کردند. گفتگوها به راحتی بین عبری و فارسی، بین خاطرات شخصی و واقعیت سیاسی جابجا می‌شد.

شیرلی شَمخیان، سخنگوی ارتش به زبان فارسی، در هر دو زبان به حاضران سخنرانی کرد. او به زبان فارسی، تبریک سنتی نوروز را بیان کرد و ابراز امیدواری کرد که «بهاری از آزادی، رفاه و صلح» برای ایرانیان باشد. اما به زبان عبری، لحن او تندتر شد.

شَمخیان گفت: «قتل، تجاوزی که زنان و پرستاران در بیمارستان‌های [ایران] متحمل شدند… این ما را به یاد آنچه در ۷ اکتبر بر ما به عنوان یک ملت گذشت، می‌اندازد. به همین دلیل خاطرات دردناک‌تر هستند.»

یاسمین مُتَدّا، بلاگر فارسی‌زبان، مستقیماً با ایرانیان خارج از مرزهای اسرائیل صحبت کرد. او ایران را تمدنی ریشه‌دار در شعر، فلسفه و تاب‌آوری توصیف کرد.

او در حالی که سرها به نشانه تایید تکان می‌خورد، گفت: «ریشه‌های شما در فرهنگ، در اعداد و در شجاعت کاشته شده است. و هیچ نیرویی، هر چقدر هم تاریک باشد، در دستیابی به این میراث موفق نخواهد شد.» «روابط تاریخی، فرهنگی و انسانی بین ایرانیان و اسرائیل واقعی و پایدار است. سال‌ها همکاری و اعتماد متقابل... ثابت کرده است که فاصله‌ها و خصومت‌های امروز نتیجه درگیری نیروها و ترس در درون جوامع ماست.»

Nowruz

ایرانیان-اسرائیلی‌ها در اورشلیم در ۱۹ مارس ۲۰۲۶، نوروز، سال نوی ایرانی را جشن می‌گیرند. عکس از اییتان الهادز-باراک/TPS-IL

برای ییتزخاکنیا، نوروز فقط یک جشن ساده نیست، بلکه عملی از نافرمانی است.

او اصرار داشت: «نوروز هرگز فقط تعطیلات شادی نبوده است. این تعطیلات ایستادگی، یادآوری، و امید است، حتی زمانی که قلب درد می‌کند.»

او از زندگی‌های کوتاه‌شده در ایران، از صداهای خاموش‌شده و از دشواری گرامی‌داشت سال نو در میان چنین فقدانی سخن گفت. با این حال، او بارها به استعاره اصلی این تعطیلات بازگشت: اینکه زندگی حتی پس از سخت‌ترین زمستان خود را تازه می‌کند.

ییتزخاکنیا گفت: «نوروز وعده آرام طبیعت است که حتی پس از سخت‌ترین زمستان - و به خصوص امسال - زندگی باز می‌گردد. اما امسال صحبت کردن فقط درباره شکوفایی دشوار است. صحبت کردن فقط درباره نو شدن دشوار است. زیرا در حالی که ما در اینجا گرد هم آمده‌ایم، یادآوری می‌کنیم و تبریک می‌گوییم، ده‌ها هزار نفر در ایران هستند که دیگر بهار دیگری را نخواهند دید.»

در حالی که برخی از مهمانان عجله داشتند به خانه بروند، برخی دیگر نزدیک سفره هفت‌سین ماندند. برخی درباره اقلام نمادین و مجسمه‌های کوچک ولیعهد رضا پهلوی و مادرش، امپراتریس فرح با شرکت‌کنندگان جوان‌تر صحبت کردند. دیگران در نجواهایی درباره بستگانشان که هنوز در ایران بودند، یا درباره پیام‌هایی که در روزهای اخیر دریافت کرده بودند، صحبت می‌کردند.

شمع‌های برقی با امید می‌درخشیدند.