گردهمایی در اورشلیم یاد هولوکاست را زنده نگه می‌دارد در حالی که نسل بازماندگان رو به زوال است

جدیدترین: منتشر شده 14 ساعت پیش

توسط شالهِوِت ایال • ۱۴ آوریل ۲۰۲۶

اورشلیم، ۱۴ آوریل ۲۰۲۶ (TPS-IL) — در یک اتاق نشیمن آرام در اورشلیم، همزمان با اینکه اسرائیل روز دوشنبه شب، روز یادبود هولوکاست را گرامی می‌داشت، حدود ۳۰ جوان در کنار هم نشسته بودند و به داستان استر زیچِرمان گوش می‌دادند؛ داستانی که هم عمیقاً شخصی است و هم بخشی از خاطره جمعی در حال محو شدن. با ناپدید شدن نسل بازماندگان، پدیده‌ای منحصر به فرد اسرائیلی ظهور کرده است: فرزندان بازماندگان که داستان‌های خانوادگی را در خانه‌های شخصی خود بازگو می‌کنند.

استر، ۷۱ ساله، ساکن بازنشسته اورشلیم و مادر نه فرزند، با وقار و اعتماد به نفس صحبت می‌کرد – این تنها دومین بار بود که او تاریخچه خانوادگی خود را به صورت عمومی بازگو می‌کرد. والدین او، هر دو بازماندگان هولوکاست از مجارستان، زندگی خود را پس از جنگ بازسازی کردند و با خود اندوهی را حمل می‌کردند که به ندرت به زبان آورده می‌شد اما همیشه حاضر بود.

پدر استر، الیزر داویدوویچ، در یک گردان کار اجباری و سپس در ارتش روسیه خدمت کرد. همسر اول و هفت فرزندش در حالی که او دور بود، کشته شدند. در همین حال، پرل در اختفا و زندان جان سالم به در برد. خانواده پرل در طول جنگ از هم جدا شدند – سال‌ها بعد، او با مادر و سایر بستگانش در اسرائیل دوباره متحد شد. والدین استر اندکی پس از جنگ، زمانی که برای مدت کوتاهی به سوپرون، شهر زادگاهشان در شمال غربی مجارستان بازگشتند، با یکدیگر آشنا شدند. شش میلیون یهودی توسط نازی‌ها و متحدانشان کشته شدند و بازماندگان در حال جمع‌آوری تکه‌های زندگی درهم شکسته خود بودند.

روز یادبود هولوکاست

ترافیک در یک بزرگراه تل‌آویو به دلیل به صدا درآمدن آژیر برای یک دقیقه سکوت دو دقیقه‌ای به مناسبت یادبود شش میلیون یهودی کشته شده توسط نازی‌ها و متحدانشان در روز یادبود هولوکاست در ۱۴ آوریل ۲۰۲۶، متوقف می‌شود. عکس از گیدئون مارکوویتز/TPS-IL

با وجود آن تاریخچه، استر دوران کودکی را به یاد می‌آورد که از بسیاری جهات، عادی بود. هولوکاست پنهان نبود، اما زندگی روزمره را نیز تحت سلطه خود در نمی‌آورد. او توضیح داد: «سکوت سنگینی وجود نداشت. این موضوع نیز مطرح می‌شد، اما به صورت گاه‌به‌گاه.»

با این حال، وزن عاطفی آن در لحظات آرام خود را نشان می‌داد. «من به یاد می‌آورم، مثلاً، پدرم… در مورد فرزندانش، طوری که انگار اشک در چشمانش می‌درخشید. هرگز ندیدم که او واقعاً گریه کند.»

قدرتمندترین لحظه آن شب زمانی بود که استر نامه‌ای را که پدرش یک سال پس از جنگ برای همسر درگذشته‌اش نوشته بود، با صدای بلند خواند. الیزر برای اینکه نتوانسته بود در کنار او باشد و به بزرگ کردن فرزندانشان کمک کند، عذرخواهی کرده بود. هنگام خواندن نامه، فضا تغییر کرد. برخی از شنوندگان اشک‌هایشان را پاک کردند. دیگران به جلو خیره شده بودند، چشمانشان گشاد شده بود و آنچه را که تصورناپذیر بود، جذب می‌کردند. عده‌ای آرام گریه می‌کردند. این سند از نسلی به نسل دیگر منتقل شده است.

استر پیشتر گفته بود: «این یک نامه بسیار، بسیار تکان‌دهنده است.» او توضیح داد که چگونه این نامه به یک آیین در خانواده‌اش تبدیل شده است. «ما هر سال در یوم هاشوا» – با اشاره به روز یادبود هولوکاست – «آن را می‌خوانیم.»

«بیشتر چیزها را بعداً فهمیدم»

سال‌ها بود که او هرگز به صحبت علنی فکر نکرده بود. وقتی در مورد احساس مسئولیت از او پرسیده شد، گفت: «هرگز به آن فکر نکرده بودم.» این پسرش بود که اولین بار او را تشویق کرد تا داستان را بازگو کند.

او گفت: «اولش قبول نکردم. اما او به من گفت، برایت چه اهمیتی دارد؟ بیا و آن را بگو.»

آنچه به عنوان یک موافقت ناخواسته آغاز شد، با کاهش نسل بازماندگان، معنای بیشتری پیدا کرده است. بسیاری از آنچه او در مورد پدرش می‌داند، پس از مرگ او کشف کرده است.

او گفت: «او زیاد صحبت نمی‌کرد. او قطعاً به آنچه انجام داده بود، فخر نمی‌فروخت. بیشتر چیزها را بعداً فهمیدم.»

آن اکتشافات شامل تلاش‌های او برای قاچاق یهودیان از مجارستان پس از جنگ و امتناع او از پذیرش غرامت برای خساراتش بود. او به یاد آورد: «او می‌گفت، فکر می‌کنند چه چیزی را با پول می‌خرند؟»

پدرش از چیز دیگری نیز می‌ترسید: اینکه روزی دنیا آنچه را که اتفاق افتاده بود انکار کند. پس از جنگ، او اسناد رسمی را به دست آورد که وجود فرزندان کشته شده‌اش را اثبات می‌کرد.

زیچِرمان نقل کرد: «او می‌گفت روزی خواهد آمد که مردم… بگویند آنها وجود نداشتند. بنابراین می‌خواهم گواهی‌نامه‌هایشان را در دست داشته باشم.»

آن غریزه – برای حفظ، مستندسازی، و شهادت دادن – اکنون به نسل‌های بعدی منتقل می‌شود.

وقتی از استر پرسیده شد که آیا روز یادبود هولوکاست امسال با سال‌های گذشته متفاوت احساس می‌شود، او گفت که آن را نه به عنوان تغییری در لحن، بلکه بیشتر به عنوان ادامه‌ی یک دیدگاه طولانی‌مدت و ناآرام نسبت به حافظه و تاریخ تجربه کرده است.

او گفت: «چه پیامی می‌تواند وجود داشته باشد؟» او توضیح داد که اغلب از او پرسیده می‌شود که آیا معتقد است هولوکاست دیگری می‌تواند رخ دهد، و پاسخ داد که دیدگاه او در طول زمان تغییر نکرده است. استر با یادآوری صبح ۷ اکتبر ۲۰۲۳، زمانی که حماس به اسرائیل حمله کرد، گفت که او در خانه‌اش با دخترانش بود که آژیرها به صدا درآمدند و کشور را سردرگمی فرا گرفت. در آن لحظه، او گفت، دخترش از او پرسید که آیا هولوکاست دیگری ممکن است.

او گفت: «به او گفتم، البته، شکی ندارم که هولوکاست دیگری می‌تواند رخ دهد.» او افزود که حتی وجود دولت اسرائیل را نیز نمی‌تواند به طور کامل مانع چنین نتیجه‌ای بداند. در عین حال، او بر اهمیت یادبود و شهادت تأکید کرد. او گفت: «مهم است که آنها بدانند، که فراموش نکنند، که داستان پاک نشود.» اگرچه او اضافه کرد که به توانایی بشریت برای جلوگیری از تکرار، یا به آنچه او «خوبی غیریهودیان» نامید، ایمان ندارد.

خود استر روز یادبود هولوکاست را از نظر عاطفی طاقت‌فرسا می‌داند. او اعتراف کرد: «من قدرت ذهنی را ندارم. سعی می‌کنم گوش ندهم.»

با این حال، با صحبت کردن در آن شب، او برعکس عمل کرد – اطمینان حاصل کرد که دیگران بشنوند.