زندگی غیرنظامی برای سربازان ذخیره اسرائیلی که بازمی‌گردند، دور از دسترس است

خبر فوری: منتشر شده 5 ساعت پیش

اورشلیم، ۲۱ آوریل ۲۰۲۶ (TPS-IL) — پس از ماه‌ها حضور در میدان نبرد، بسیاری از نیروهای ذخیره اسرائیل به خانه بازمی‌گردند، اما متوجه می‌شوند که زندگی عادی از دسترسشان دور است و حتی ساده‌ترین اشکال آرامش نیز دیگر به طور طبیعی برایشان میسر نیست.

تحقیقات جدید دانشگاه بن گوریون نگب نشان می‌دهد که این مبارزه خاموش، پیامدهایی فراتر از رفاه شخصی دارد. در کشوری که به شدت به نیروهای ذخیره که بارها بین جنگ و زندگی غیرنظامی در رفت و آمد هستند، متکی است، ناتوانی در «خاموش کردن کامل» ذهن ممکن است بر ریکاوری، ثبات نیروی کار، زندگی خانوادگی و آمادگی نظامی تأثیر بگذارد.

هوسه آهارون و ناتانئیل یهود ایلیا، پژوهشگران دانشجوی این مطالعه که در مجله علمی معتبر Leisure Studies منتشر شده است، گفتند: «فعالیت‌های تفریحی ابزاری حیاتی برای توانبخشی هستند که به سربازان کمک می‌کنند تا حس هویت خود را بازسازی کرده و به زندگی کامل بازگردند.»

هر دو نفر خودشان نیروی ذخیره هستند. آهارون ۲۷ ساله، از زمان آغاز جنگ با حمله حماس در ۷ اکتبر ۲۰۲۳، بیش از ۳۰۰ روز خدمت کرده است، در حالی که ایلیا ۲۶ ساله نیز بیش از ۳۰۰ روز در جبهه‌های مختلف خدمت کرده است. تحقیقات آن‌ها که تحت نظارت پروفسور امیر شانی انجام شده، بر اساس ۲۵ مصاحبه عمیق با نیروهای ذخیره رزمی در سنین ۲۵ تا ۴۰ سال است که هر کدام حداقل ۱۰۰ روز بین سال‌های ۲۰۲۳ تا ۲۰۲۵ خدمت کرده‌اند.

آنچه در این مصاحبه‌ها آشکار می‌شود، الگوی مداوم اختلال است: فعالیت‌هایی که زمانی زندگی روزمره را ساختار می‌بخشیدند - مانند ورزش، سرگرمی‌ها، و معاشرت - اغلب پس از خدمت طولانی در جبهه، دور یا بی‌معنی به نظر می‌رسند.

اوری، یک دانشجوی ۲۴ ساله هنر، گفت که قبلاً چندین بار در هفته نقاشی می‌کرد تا آرام شود. پس از بازگشت از خدمت، او دریافت که دیگر نمی‌تواند خود را وادار به شروع کند. او گفت: «من نتوانستم توانایی نشستن و نقاشی کردن را پیدا کنم» و توضیح داد که چگونه زمان آزادش تحت سلطه روال‌های منفعلانه قرار گرفته بود.

دین، ۲۵ ساله، که قبلاً به طور منظم فوتبال بازی می‌کرد، گفت که حتی تماشای مسابقات نیز دیگر احساسی را در او برنمی‌انگیخت. او گفت: «گاهی تماشا می‌کنم، اما بدون هیجان... انگار چیزی خاموش شده است» و به «نویز پس‌زمینه» دائمی در ذهنش از زمان جنگ اشاره کرد.

زندگی روزمره دیگر آشنا به نظر نمی‌رسد

به گفته پژوهشگران، این جدایی نشان‌دهنده موانع روانی عمیق‌تری است. آهارون گفت: «نبرد، احساس بی‌قراری روانی ماندگاری را بر جای گذاشته بود که آرامش را دشوار می‌کرد. کاهش علاقه و خستگی روانی باعث شد فعالیت‌های تفریحی که زمانی لذت‌بخش بودند، غیرقابل دسترس یا بی‌ربط به نظر برسند.»

برخی از نیروهای ذخیره نیز احساس گناه را توصیف کردند و گفتند لحظات لذت‌بخش در حالی که دیگران در جبهه بودند، نامناسب به نظر می‌رسید. بسیاری در پاسخ، خود را در کار، تحصیل یا مسئولیت‌های خانوادگی غرق کردند.

ایلیا گفت: «در حالی که هیچ‌یک از شرکت‌کنندگان تشخیص رسمی اختلال استرس پس از سانحه را گزارش نکردند، بسیاری علائمی را توصیف کردند که معمولاً با استرس پس از سانحه مرتبط است - بی‌قراری، اضطراب و کناره‌گیری.»

برای پژوهشگران، پیامدها فراتر از سختی‌های فردی است. سیستم ذخیره اسرائیل به بسیج مکرر متکی است، اغلب با زمان محدودی برای ریکاوری. بدون کاهش استرس کافی، فشار روانی ممکن است انباشته شود.

این مطالعه نشان داد که شبکه‌های حمایتی غیررسمی - خانواده، دوستان و همکاران - نقشی تعیین‌کننده در کمک به نیروهای ذخیره برای اتصال مجدد با زندگی روزمره ایفا می‌کنند.

یکی از شرکت‌کنندگان گفت: «ما ربات نیستیم. ما نیز شایسته نفس کشیدن هستیم.»

شانی گفت که یافته‌ها باید سیاست‌گذاران را به بازنگری وادارد. او گفت: «ما دریافتیم که مشکلات اصلی، بی‌حسی عاطفی، استرس مداوم که هرگز از بین نمی‌رود، کمبود وقت و بار تعهدات خانوادگی و کاری است.»

در سطح سیاست‌گذاری، واضح‌ترین پیامد این است که ادغام مجدد نمی‌تواند با اشتغال یا خدمات بهداشت روان پایان یابد. دولت‌ها تمایل دارند بر مشاغل، کمک‌های مالی و مراقبت‌های بالینی تمرکز کنند، اما این تحقیق یک لایه گمشده را برجسته می‌کند: مسیرهای ساختاریافته برای بازگشت به زندگی روزمره، از جمله تفریحات یارانه‌ای و چارچوب‌هایی که نیروهای ذخیره را با حلقه‌های اجتماعی دوباره پیوند می‌دهند.

برای ارتش، این یافته‌ها به مسئله آمادگی اشاره دارد. نیروهای ذخیره‌ای که بدون کاهش استرس کافی به خدمت بازمی‌گردند، خستگی انباشته‌ای را حمل می‌کنند که می‌تواند عملکرد و تاب‌آوری را از بین ببرد. این مطالعه پیشنهاد می‌کند که زمان استراحت را به عنوان بخشی از ریکاوری عملیاتی در نظر بگیرند، نه صرفاً مرخصی شخصی.

این مطالعه همچنین نشان می‌دهد که با بازگشت نیروهای ذخیره به نیروی کار، کارفرمایان ممکن است نیاز به تنظیم مجدد انتظارات داشته باشند. کارکنان ممکن است از نظر جسمی بازگشته باشند اما از نظر ذهنی تحت فشار باشند. اقداماتی مانند برنامه‌های کاری انعطاف‌پذیر، کاهش حجم کار و فعالیت‌های اجتماعی با حمایت کارفرما می‌تواند به تسهیل این انتقال کمک کند.

شانی گفت: «نتیجه اصلی ما این است که تفریح یک لوکس برای مبارزان نیست. این یک ابزار توانبخشی ضروری است که به آن‌ها کمک می‌کند تا حس هویت خود را بازسازی کرده و به زندگی کامل بازگردند.