هنگامی که در امتداد رودخانه یا در دامنه تپه پیش میرویم، پرتابگرها، سلاحهای زیادی را شناسایی میکنیم و بالای سر ما - آتش موشکهای تاکتیکی. در چنین لحظهای، به این فکر میکنم که چقدر مهم است که ما اینجا هستیم و این همه معنا چیست»، سرهنگ ناتانائل شاحام، فرمانده تیپ گیواتی، برای اولین بار احساسات خود را در جریان عملیات تصرف قلعه بوفور توصیف میکند.
چند روز پیش، او با نیروهای گیواتی برای پاکسازی روستاهای زوتر الشرقیه و زوتر الغربیه وارد عملیات شد، که در جریان آن، آنها اولین کسانی بودند که از رودخانه لیتانی عبور کردند و در تصرف ارتفاعات بوفور و رودخانه سلوکی - همراه با لشکر ۳۶، تیپ کماندو و تیپ میتزنفیت - شرکت داشتند.
فرمانده عملیات را اینگونه توصیف میکند: «مرحله اول آمادهسازی گذرگاهها در لیتانی بود». این شامل تلاشهای مهندسی گسترده برای پاکسازی پوشش گیاهی انبوه، هموار کردن زمینهای شیبدار و ساختن گذرگاههایی بر روی پل برای نیروها بود. همزمان، پس از تثبیت نیروها در منطقه، آنها شروع به پاکسازی آن از وجود تروریستها و تخریب زیرساختهای حزبالله که در آنجا تعبیه شده بود، کردند. این مرحله همچنین شامل درگیریهای رو در رو با تروریستها بود.
هنگامی که گذرگاههای روی رودخانه آماده شدند، آنها با سرعت عبور کرده و مسیرهایی را که حزبالله حضور قابل توجهی در آن داشت، در هم شکستند. سرهنگ شاحام میگوید: «ما به سرعت به ساحل دیگر و پای تپه رسیدیم. بلافاصله منطقه را امن کردیم، از جمله پاکسازی روستاها و تخریب زیرساختهای درون آنها، و همچنین پایگاههای کامل حزبالله که حاوی قابلیتهای گسترده موشکهای تاکتیکی و ضد تانک بود و سازمان تروریستی در ماههای اخیر به طور گسترده از آنها استفاده کرده است.» این مرحله سریع بود که امکان ورود قابل توجهتر نیروها را در مسیر تصرف بوفور و سلوکی فراهم کرد.
در واقع، ظرف چند روز، رزمندگان ما مأموریت را به پایان رساندند. فرمانده اذعان میکند: «ایستادن در آنجا، بر فراز قله تپه، در کنار تمام نیروهایی که شرکت داشتند، احساسات متناقضی را برانگیخت؛ هم نگاه به جوامع شمالی که از آنها دفاع میکنیم، و هم یاد و خاطره آن رزمندگان شجاعی که در راه رسیدن به آنجا جان باختند.»
در حال حاضر، تلاش اصلی بر پاکسازی منطقه از وجود تروریستها و همچنین شناسایی و تخریب داراییهای استراتژیک حزبالله در آنجا متمرکز است. تاکنون، بیش از ۱۰۰ حمله با کمک نیروی هوایی انجام شده و حدود ۲۰ تروریست خنثی شدهاند، در کنار صدها قبضه سلاح که در خانههای غیرنظامی در منطقه کشف شده است. همزمان با تلاشهای رزمی، ظرف چند روز از آغاز عملیات، مسیرهای لجستیکی برای کامیونها و هامویها برای تأمین نیازهای نیروهای در حال عملیات در آنجا ایجاد شد.
و در لحظاتی مانند این، از جنگ شدید در سرزمین دشمن، نقش سرهنگ شاحام به عنوان فرمانده تیپ حتی بیشتر تعریف میشود. «مانند هر فرمانده رزمی، مأموریت من این است که افرادم را برای دستیابی به اهدافشان تحت فشار قرار دهم. و جای من باید در خط مقدم باشد. برای پیش راندن آنها. حتی در لحظات دشوار، زمانی که سربازان شجاع خود را در نبرد از دست میدهیم، من در خط مقدم با آنها هستم، در کنارشان میجنگم، با آنها در درگیریها، در تخلیه مجروحان. و من برای کمک وارد عمل میشوم. این وظیفه من به عنوان فرمانده آنهاست.»
در دو سال گذشته، فعالیت تیپ گیواتی بر غزه و جوامع اطراف غزه متمرکز بوده است. برای این تیپ، که جنگ در داخل نوار غزه را رهبری کرده و حضوری دائمی در مناطق فرماندهی داشته است، انتقال به شمال فقط به دلیل بخش جدید نیست. اکنون، آنها مجبور بودند به سرعت خود را با زمینی کمتر آشنا، تغییری شدید، تطبیق دهند. «ما میدانستیم با چه چیزی روبرو هستیم و خود را برای این تغییر و چالش آماده کردیم تا تا حد امکان آماده باشیم.»
بین جنگ در غزه و آغاز عملیات زمینی در لبنان، تمام گردانها توانستند مواضع دفاعی در شمال را به دست آورند. فرمانده تأکید میکند: «در طول این دوره، ما هیچ آموزشی، هیچ رزمایشی یا آمادگی برای زمین جدید را کنار نگذاشتیم. ما ماهیت دشمن و نبردهایی را که با آنها روبرو میشدیم، مطالعه کردیم، آنها را تمرین کردیم و تغییرات را عمیقاً در کل تیپ گنجاندیم.»
و بنابراین، حدود دو ماه پیش، رزمندگان گیواتی، فرماندهان، سربازان و کارکنان آنها به مناطق تجمع و مراکز فرماندهی رسیدند، برای لحظات پایانی قبل از عبور از مرز. حتی برای سرهنگ شاحام، این یک نقطه عطف مهم بود: «قبل از اینکه فرمانده تیپ باشم - من یک رزمنده هستم و احساسات یک رزمنده را در چنین لحظاتی به یاد میآورم. میدانستم که مسئول هزاران سربازی هستم که جلوی من ایستادهاند. و من صبحها بیدار میشوم و شبها با این فکر به خواب میروم، و حتی اکنون، که چنین دستاوردهای بزرگی کسب میکنیم، این همان چیزی است که مرا پیش میراند.









