سرهنگ دوم د.، رئیس عملیات در لشکر زرهی (AMTZ)، هنگام دریافت خبر عملیاتی که طی چند هفته با شدت برای آن آماده شده بودند، در تمرین فوتبال پسرش حضور داشت. این اتفاق جمعه گذشته رخ داد و آن «عملیات» در واقع حذف ارشدترین رهبر حماس در غزه، عزالدین حداد، بود.
او میگوید: «از آن لحظه به بعد، مشخص بود که دیگر در بازی در زمین حضور ندارم. شروع به بسیج کل بال (واحد) کردم که مانند یک تسمه نقاله عمل میکند. ما شروع به بهروزرسانی همه، از مراکز فرماندهی تا سطوح سیاسی، میکنیم.»

گروهبان یکم س.، افسر بخش حذف نیروی هوایی، بخشی از این «کارخانه» است. او در برنامهریزی اهداف حمله هوایی، بر اساس دانش گستردهاش از فرد حذف شده، مشارکت داشت. او توضیح میدهد: «من مسئولیت تمام هماهنگیها با اسکادران را بر عهده داشتم. ما میدانستیم که پنجره فرصت محدود خواهد بود، بنابراین آمادگی عمیق و اجرای دقیق در کوتاهترین زمان لازم بود.»

بدین ترتیب، جنگندهها بر فراز شهر جبالیا، در حدود ۴ کیلومتری شمال شهر غزه، به پرواز درآمدند. پس از پرتاب مهمات دقیق، یک پهپاد نیز رسید و به خودرویی که در حال خروج از آوار ساختمان هدف قرار گرفته بود، حمله کرد. ظرف نیم ساعت از دریافت اطلاعیه توسط سرهنگ دوم د.، این حادثه به پایان رسید و تنها انتظار برای تأیید رسمی باقی ماند.
ساعاتی بعد، خبر حذف فرمانده شاخه نظامی حماس، عزالدین الحداد، منتشر شد. او مهمترین و برجستهترین چهره سازمان در نوار غزه و یکی از آخرین فرماندهان نسلی بود که کشتار ۷ اکتبر را برنامهریزی، مهندسی و اجرا کرد.
او مدتها در فهرست اهداف قرار داشت و در این مدت، مجموعهای از مهمترین سمتهای موجود در شاخه نظامی حماس را بر عهده داشت. با به دست گرفتن رهبری آن، او از این موقعیت برای بازسازی سریع زیرساختهای تروریستی و ادامه حکومت با مشت آهنین بر غیرنظامیان نوار غزه سوءاستفاده کرد.
نمونهای از ظلمی که او نسبت به مردم خود روا داشت، در اعدامهای عمومی هر کسی که مظنون به مخالفت با حماس بود، دیده میشود؛ همانطور که پس از آغاز آتشبس در نوار غزه مستند شد. این اعدامها به دستور، با حمایت و درخواست او انجام میشد.
و سپس، در حذف او، دانشی که گروهبان ی.، رئیس فرماندهی و کنترل (C2) در اداره عملیات امان (Aman) به تدوین آن کمک کرد، به کار آمد. او توضیح میدهد: «شما هر قطعه اطلاعاتی را درباره آن شخص جمعآوری میکنید. این باعث میشود لحظات حقیقت بسیار آسانتر شوند. شما باید الگوهای عملیاتی دشمن را بشکنید، که با طرز فکر آنها آغاز میشود. حداد، به عنوان مثال، توسط یک ایدئولوژی بسیار افراطی هدایت میشد، از این رو تمایلی به مصالحه یا سر فرود آوردن نداشت.»

حذف او از معادله، همانطور که گروهبان ی. توصیف میکند، برای حماس به عنوان یک کل، اهمیت زیادی دارد: «سازمانهای بیرحم به رهبری بیرحم نیاز دارند و با حذف حداد، ما اساساً حماس را بدون رهبران مهم و باتجربه مانند او رها میکنیم. این همچنین پیامی را ارسال میکند – ما میتوانیم به همه دسترسی پیدا کنیم. تا زمانی که خلع سلاح نشوید، هیچکس در امان نخواهد بود. قطعاً نه فرمانده شاخه نظامی، هر چقدر هم که تلاش کند پنهان شود.»
سرهنگ دوم د. فاش میکند: «در نهایت، ما باعث میشویم ارشدترین تروریستها احساس تعقیب و گریز کنند که تصمیمگیری آنها را مختل میکند. آنها میدانند که ما حتی در دیوارهای خانههایشان نیز آنها را زیر نظر داریم. در این مورد، به عنوان مثال، ما تصاویر او را از نزدیک تجزیه و تحلیل کردیم، تا جایی که حتی سفیدی چشمان او نیز دیده میشد. این یک نبرد روزانه با هوش است که در آن طرف ما مانند یک ماشین روغنکاری شده، با تجربه فراوان، عمل میکند.»

سرهنگ دوم د. به مدت ۵ سال ریاست این شاخه را بر عهده داشته است: «بسیاری اوقات، در لحظات بلافاصله پس از حذفهای بزرگ، مانند محمد السنوار، محمد ضیف، یا نصرالله، خود را در مقابل صفحه نمایش میدیدم که میگفتم: «خوب، ما او را هم گرفتیم.» و از آنجا، ما به کار، به بمبهای بعدی که در مکان دقیق برنامهریزی شده فرود خواهند آمد، بازمیگردیم.» مانند او، گروهبان یکم س. و گروهبان ی. نیز مأموریت یکی را «پاکسازی میز» میکنند – و به سراغ مأموریت بعدی میروند.









