اگر از نیروهای ذخیره گردان ۸۲۰۷ درباره بخش شمالی، و مشخصاً لبنان بپرسید، احتمالاً در عرض چند دقیقه متوجه خواهید شد که چقدر آنجا را میشناسند. بالاخره پس از صدها روز خدمت ذخیره، پنج دور حضور در مرز و دهها کیلومتر فراتر از آن، گزینه دیگری برایشان باقی نمانده است.
در واقع، هنگامی که ستواندوم ی.، فرمانده گردان، گفتگو را آغاز میکند، اعتراف میکند که جایگاه ویژهای برای این بخش قائل است: «من درست در همین نزدیکی، روبروی مناطقی که در آن عملیات میکنیم، زندگی میکنم. و برای من، با آشنایی شخصی با مکان و تهدیدها، اهمیت آن چندین برابر میشود.»
اکنون، گردان «نَحَل» ششمین دور خود را آغاز میکند، این بار برای اولین بار در منطقهای که شاید از نظر جغرافیایی نزدیک باشد، اما از نظر عملیاتی کاملاً متفاوت است – بخش سوری، جایی که آنها تحت لشکر ۴۷۴ عملیات خواهند کرد.
ممکن بود تصور شود که با ورود به قلمرو جدید، آموزش رزمندگان گردان بر ویژگیهای آن متمرکز خواهد شد. اما دقیقاً در همانجا، در میان مأموریتهای دفاعی، رزمندگان روال عملیاتی خود را برای آموزش با تأکید بر بخش لبنانی متوقف کردند و برای این کار توضیحی وجود دارد.
فرمانده گردان ۸۲۰۷ میگوید: «ما درگیر مجموعهای پیوسته از فعالیتهای جاری در بخش سوری هستیم، از مرز تا منطقه امنیتی، و در صورت لزوم وارد و خارج میشویم، اما حتی اکنون نیز، سناریوی مرجع و هدف اصلی، آمادگی حداکثری باقی میماند. اگر برای نبرد شدید مانند آنچه در آنجا تجربه کردیم آماده باشیم، آن قابلیتها در هر زمینی معتبر خواهند بود.»
رزمایش گردان که صبح امروز آغاز شد و برای ساعتهای طولانیتری ادامه خواهد داشت، بر اساس همین مفهوم بنا شده است. او اعلام میکند: «آنچه در اینجا ویژه است، این واقعیت است که این رزمایش در برنامه آموزشی اصلی ظاهر نشده بود و به عنوان بخشی از انتقال به بخش سوری ساخته نشده بود. فرماندهان خودشان، در حالی که عمیقاً درگیر فعالیت عملیاتی بودند و رزمندگان نیز در این بخش حضور داشتند، آن را آغاز کردند.»
چالش اصلی، ادغام آموزش بدون مختل کردن عملیات جاری بود: «ما همه چیز را به عنوان آخرین فرصت برای آموزش قبل از نبرد تلقی میکنیم، به همین دلیل ما انتخاب کردیم که وارد یک رزمایش جامع شویم. البته نمیتوان همه را آورد، زیرا ما هنوز باید مأموریت را در بخش انجام دهیم، بنابراین آنها را تقسیم کردیم تا برخی در بخش و برخی در حال آموزش باشند. بعداً، نیروها جابجا خواهند شد و کل گردان به طور کامل رزمایش را پشت سر خواهد گذاشت.»
پیچیدگی اضافی از زمانبندی دور فعلی ناشی میشود. او اذعان میکند: «این ماههای «استاندارد» نیستند، این دورهای است که از ژوئیه-اوت شروع میشود و تا تعطیلات ادامه مییابد. این شاید سختترین زمان برای دور بودن رزمندگان از خانه باشد. بچهها در تعطیلات هستند، خانوادهها، و با این حال، هر دور جدید، آنها اهمیت را درک میکنند، و وقتی فرصتی برای آموزش پیش میآید، حاضر میشوند.»
سناریوی انتخاب شده برای رزمایش، همانطور که ستواندوم ی. اشاره میکند، مانور «کلاسیک» لبنانی را شبیهسازی کرده است. در ساعات صبح، قبل از آغاز «نبرد»، نیروها ملزم به پیشروی به مناطق «تجمع» و سازماندهی برای عزیمت بودند. برای این گردان، این مرحله نیز در سالهای اخیر به بخشی جداییناپذیر از نبرد تبدیل شده است.
فرمانده میگوید: «اگر در گذشته شاید بدیهیتر بود، امروز با قابلیتهای تیراندازی و تهدیدات هوایی، این نیز به نوعی نبرد در خود تبدیل شده است. چگونه منطقه را سازماندهی کنیم، نیروها را پراکنده کنیم و از آنها محافظت کنیم.»
پس از اتمام تجمع، بلافاصله فاز بعدی آغاز میشود که نیازمند انطباق سریع گردان با شرایط در حال تغییر است: «از آنجا، ما برای چندین کیلومتر به سمت هدف حرکت میکنیم. معمولاً، ما همچنین برای تغییر مأموریت آموزش میبینیم، که در عمل اتفاق میافتد. ما چیزی را برنامهریزی میکنیم، و سپس ناگهان انواع برخوردها و محدودیتها پیش میآید، و ما باید خود را در جهات مختلف دوباره تطبیق دهیم.»
متعاقباً، طیف تهدیدها گسترش مییابد و نبرد را در بعد هوایی در مرکز قرار میدهد. «سربازانی در نقاط مستقر خواهند شد، و ما باید آنها را با پهپادها شناسایی کرده و تمرین حمله به آنها را انجام دهیم. ما همچنین پهپادهایی را ادغام میکنیم که سعی در شناسایی پیشرفت ما خواهند داشت. برخی حتی نارنجکهای شبیهسازی شده را از هوا میاندازند تا تهدید را نشان دهند.»
در پایان ساعتها حرکت طولانی و برخوردها، نیروها به هدف تعریف شده میرسند. او توضیح میدهد: «در آنجا آنها تمرین تصرف اهداف را انجام میدهند. در واقعیت، این معمولاً یک روستای لبنانی است، و داراییهای «سنگین» نیز وارد عمل میشوند، از جمله آتش واقعی، دشمن شبیهسازی شده، تانکها و نیروهای مهندسی.»
و علیرغم تمرکز بر عملیات آینده، برای فرمانده، یکی از اهداف اصلی، بررسی تمام آنچه در پشت نیروها اتفاق میافتد نیز هست: «تمام آرایههای گردان باید بررسی شوند – از پزشکی گرفته تا شرکت پشتیبانی اداری (پلاسعام). این بسیار فراتر از رزمندگان در نوک پیکان است.»
بسته جامع همچنین شامل سناریوی حادثه تلفات گسترده است. او جزئیات میدهد: «برای شبیهسازی چنین وضعیتی، رزمندگان وضعیتی را تجربه خواهند کرد که در آن یک وسیله نقلیه واژگون و آسیب دیده است. آنها باید آن را سرپا کنند، وضعیت را مدیریت کنند و در صورت لزوم تخلیه کنند. در اینجا مسئله مسیرهای تخلیه مطرح میشود، جایی که امروز ما درک میکنیم که کل مجموعه، کل سیستم، مهم است.»
هنگامی که از ستواندوم ی. پرسیده میشود که چه چیزی را یک رزمایش موفقیتآمیز میداند، او از نبرد بدون تغییر، دگرگونی و پیچیدگی صحبت نمیکند، بلکه برعکس: «مهمترین چیز برای من انعطافپذیری است. چیزی وجود دارد که ما برنامهریزی کردیم، و این یک چیز است، اما چیزی نیز وجود دارد که در واقعیت اتفاق میافتد، و اینکه ما چگونه با آن برخورد میکنیم – این همان چیزی است که واقعاً اهمیت دارد.»
برای یک گردان ذخیره که در ۷ اکتبر فراخوانده شد و پنج دور را، که برخی از آنها به طور استثنایی طولانی بود، به پایان رسانده است، حتی خود وجود این رزمایش، در چارچوب روال عملیات، او آن را یک دستاورد تعریف میکند. فرمانده تأکید میکند: «انجام مأموریت دفاعی در طول این ماهها، و در حالی که موفق به برگزاری یک رزمایش میشویم، و درک اهمیت استفاده از این زمان – این نوعی پیروزی است، زیرا ما مأموریت را در سوریه آغاز میکنیم.









