هزاران دانشآموز آواره در اسرائیل بدون سرپرستی ماندند؛ گزارش ناظر دولتی
اورشلیم، ۲۴ فوریه ۲۰۲۶ (TPS-IL) — کودکان با دست خالی به هتلها رسیدند. نه کیف مدرسه، نه کتاب درسی، نه روال عادی. برخی خانههایشان را در آتش دیدند. عدهای ساعتها در اتاقهای امن پنهان شده بودند در حالی که همسایگانشان کشته میشدند. و سپس، برای هفتهها، هیچ کاری برای انجام دادن نداشتند.
زمانی که اسرائیل برای تخلیه حدود ۲۴۶ هزار نفر از ساکنان جوامع مرزی شمالی و جنوبی خود پس از حمله حماس در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ بسیج شد، جابجایی را آغاز کرد که نزدیک به دو سال تحصیلی کامل به طول انجامید. حدود ۴۸ هزار دانشآموز — تقریباً ۲ درصد از کل دانشآموزان اسرائیل — از کلاسهای درس، معلمان و دوستانشان جدا شده و در ۵۱ شهر پذیرنده در سراسر کشور پراکنده شدند.
یک ممیزی جامع توسط ناظر دولتی اسرائیل، مات نتانیاهو انگلمن، که روز سهشنبه منتشر شد، آنچه را که بر سر این کودکان — و خانوادههایشان — آمده بود، مستند کرد و شکست سیستمی در بالاترین سطوح دولت را توصیف کرد. ناظر دولتی به طور منظم آمادگی اسرائیل و اثربخشی سیاستهای دولتی را بررسی میکند. انگلمن همچنین گزارشهایی را منتشر کرده بود که بر شکستها در تخلیه جوامع خط مقدم و هرج و مرج جابجایی در زمان جنگ تأکید داشت.
هزاران دانشآموز آواره بدون پیگیری
در سه هفته اول پس از آغاز تخلیه، وزارت آموزش و پرورش تا حد زیادی غایب بود. هتلها، شوراهای محلی و داوطلبان کلاسهای درس موقتی در سالنهای کنفرانس و لابی هتلها برپا کردند — فضاهایی بدون دیوار، بدون تقسیمبندی، بدون سکوت. گروههایی متشکل از ۶۰ تا ۷۰ کودک با سنین مختلف در سالنهای پذیرایی جمع میشدند در حالی که کارکنان خسته تلاش میکردند آموزش دهند. هنگامی که سرانجام ترتیبهای رسمی برقرار شد، این ترتیبها به سه یا چهار ساعت درس در روز، چهار یا پنج روز در هفته محدود میشد — برای همه سنین، از جمله نوجوانانی که در امتحانات نهایی ملی شرکت میکردند.
انگلمن گفت: «سیستم آموزشی برای مقابله با چالش تخلیه دهها هزار دانشآموز آمادگی نداشت. هفت ماه پس از قتل عام، وزارت آموزش و پرورش هیچ اطلاعاتی در مورد ۱۰ هزار دانشآموز نداشت.»
آمار ممیزی تکاندهنده است. تا ژانویه ۲۰۲۴ — بیش از سه ماه از جنگ — وزارت آموزش و پرورش نتوانست تأیید کند که آیا حدود ۳۹ درصد از دانشآموزان آواره در هیچ چارچوب آموزشی ثبتنام کردهاند یا خیر. حدود ۲۴۰۰ دانشآموز هیچ مکان مشخصی نداشتند. تا آوریل و مه ۲۰۲۴، دادههای معتبر در مورد ثبتنام مدرسه برای تقریباً یک چهارم کل کودکان تخلیه شده از شمال اسرائیل مفقود بود.
حمل و نقل، که باید سازوکار اساسی برای رساندن کودکان به هر مدرسهای که وجود داشت، میبود، تنها حدود یک ماه پس از آغاز تخلیه به طور رسمی توسط وزارتخانه تأمین مالی شد. قبل از آن، اینکه آیا کودکی به مدرسه میرسد یا خیر، کاملاً به این بستگی داشت که آیا شهرداری میزبان تصمیم به پرداخت هزینه آن میگیرد. بازپرداختها به کسانی که این کار را کرده بودند، در زمان ممیزی هنوز پرداخت نشده بود.

دانشآموزان از کیبوتص نیرم در نزدیکی مرز غزه در اولین روز مدرسه در ۱ سپتامبر ۲۰۲۵ سوار اتوبوس میشوند. عکس از ادل رامر/TPS-IL
معلمان آواره با نسخه خودشان از همان هرج و مرج روبرو بودند. بسیاری برای خدمت وظیفه احتیاطی نظامی فراخوانده شده بودند. عدهای خودشان آواره بودند و در هتلهایی در شهرهایی زندگی میکردند که دانشآموزانشان در آنجا اقامت داشتند. بر اساس این ممیزی، «کمبود معلم که پیش از بحران اضطراری نیز مشهود بود، در نتیجه تشدید شد.»
گروههای کانونی که توسط دفتر ناظر برگزار شد، بافت انسانی این شکست را به تصویر کشیدند. یکی از آوارگان به محققان گفت: «تنها پس از حدود دو ماه، سیستم آموزشی به شکلی لنگان شروع به کار کرد. در دوره اول، به دلایل زیادی امکان ارائه پاسخ وجود نداشت. تیمهایی نبودند، بودجهای نبود، از وزارت آموزش و پرورش مشخص نبود که چگونه کارها پیش میرود. عدم قطعیت زیادی — چه کسی مسئول است.»
نوجوانان در معرض خطر از دست رفتند
این ممیزی خاطرنشان کرد که وزارت رفاه نیز هیچ طرح اضطراری متناسب با مقیاس جابجایی نداشت که عواقب وخیمی برای جوانان در معرض خطر، کودکان با نیازهای ویژه، سالمندان، بازماندگان خشونت خانگی و دیگران داشت. نوجوانان در معرض خطر به طور ویژه آسیب دیدند. بین ۲۰ تا ۳۰ درصد از جوانان در معرض خطر از سدرود که به شهر ایلات تخلیه شده بودند، هیچ حمایت سازمانیافته یا نظارتشدهای دریافت نکردند. این ممیزی، واکنش کلی به نوجوانان آواره را غیرسیستمی توصیف میکند و نسبت به خطر قابل توجهی هشدار میدهد که بسیاری از جوانان در حال تجربه تروما، بیثباتی و از دست دادن جامعه به سمت حاشیه رانده شدهاند.
انگلمن گفت: «در وضعیت دشواری که در میان جوانان ایجاد شده است، راهحلهای نقطهای کافی نیست. وزارتخانههای آموزش و پرورش و رفاه باید به نیاز به تعریف نقش مقامات تخلیهکننده و پذیرنده در برخورد با جوانان آواره بپردازند — به گونهای که به جوانان در معرض خطر کمک کند و از پیوستن جوانان بیشتر به آن حلقه جلوگیری کند.»
گزارش ناظر با مجموعهای از خواستهها از وزارتخانههایی که کوتاهی کرده بودند، پایان یافت. این ممیزی از وزارت آموزش و پرورش خواست تا — قبل از هرگونه اضطرار آینده — مسئولیتهای دقیق مقامات تخلیهکننده و پذیرنده را تعریف کند، بودجه حمل و نقل مدرسه را از روز اول در رویههای اضطراری بگنجاند، و یک سیستم داده در زمان واقعی برای ردیابی هر دانشآموز آواره توسعه دهد.
این ممیزی همچنین از مقامات خواست تا خطر ترک تحصیل را در میان دانشآموزانی که قبلاً به خانه بازگشتهاند، ترسیم کنند و برنامههای مداخله هدفمند را برای کسانی که در دوره تخلیه حضور نداشتند، توسعه دهند. در مورد جوانان در معرض خطر، انگلمن خواستار یک برنامه توانبخشی فوری و جامع شد. از آنجایی که وزارت آموزش و پرورش سیستم ردیابی یکپارچه و نظارت مداوم بر حضور و غیاب ندارد، هیچ راهی برای دانستن اینکه چه تعداد از دانشآموزان آواره به طور کامل ترک تحصیل کردهاند، وجود ندارد.
این ممیزی هشدار داد: «عدم حضور منظم در طول دوره تخلیه ممکن است به ادامه تحصیل آنها در چارچوبهای آموزشی، حتی پس از بازگشت به خانه، آسیب برساند.

























