شب سوم ژانویه ۲۰۲۰، انفجارهای عظیمی آسمان فرودگاه بینالمللی بغداد را روشن کرد. هدف: خودروی زرهی سیاه قاسم سلیمانی، فرمانده وقت واحد نخبه تروریستی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی – نیروی قدس. ایالات متحده پشت این عملیات مخفیانه بود و در همان تلاش، «حاج قاسم»، یکی از تأثیرگذارترین تروریستها، حذف شد.
شش سال بعد، در چارچوب عملیاتی که ارتش اسرائیل و ارتش آمریکا در هفتههای اخیر علیه ایران انجام دادهاند، یکی از مهمترین اهداف در تیررس، واحد رژیم آیتاللهها مسئول «صادرات» سپاه پاسداران به فراتر از مرزهای کشور است: ایجاد زیرساختها و لانههای تروریستی، آموزش و حفظ شبهنظامیان تروریست اسلامی، و انجام حملات مستقیم متعدد – نیروی قدس.
برای درک بهتر این سازمان تروریستی و اهمیت ضربه عمیق به آن، باید با پنج بازوی عملیاتی سپاه پاسداران در ایران – که عملاً کشور را کنترل میکنند – آشنا بود.
در کنار نیروی قدس، نیروی هوایی، دریایی و زمینی فعالیت میکنند که ارتش سپاه را تشکیل میدهند. علاوه بر آنها، بسیج نیز وجود دارد که نوعی شبهنظامی داوطلب نیمهنظامی است و مستقیماً زیر نظر رهبر معظم قرار دارد و از شهروندان ایرانی فاقد آموزش نظامی قابل توجه تشکیل شده است.
پس از پایان جنگ ایران و عراق در سال ۱۹۸۸، تهران بسیاری از منابعی را که قبلاً به مبارزه با همسایه خود اختصاص داده بود، به تلاشی نسبتاً جدید که رهبری میکرد، سرمایهگذاری کرد: «صدور انقلاب».
هدف در اصل، گسترش حضور و «ردپای» رژیم آیتاللهها در خلیج فارس، شبهجزیره عربستان، کشورهای غربی و خاورمیانه – با تأکید بر کشور اسرائیل بود. این امر شامل ایجاد سه مرز خصمانه قابل توجه در اطراف آن، که امکان آزادی عمل را فراهم میکرد، میشد.
و بدین ترتیب، در اواخر دهه ۱۹۸۰، این نهاد نخبه تأسیس شد و مأموریت یافت، و چندین مأموریت دیگر که بعداً به تفصیل به آنها خواهیم پرداخت. نیروی قدس (نیروی قدس)، که نامش بیانگر آرزوی نهایی آن است، از ایدهآلترین و باتجربهترین مبارزان سپاه پاسداران تشکیل شده است، که بیشتر آنها از واحدهای نخبه رژیم هستند و بزرگترین حامیان آن محسوب میشوند.
نیروی قدس در قدرتمندترین نهاد نظامی-امنیتی کشور، یعنی سپاه پاسداران، مستقیماً زیر نظر رهبر معظم است. هیچ کس دیگری، از جمله رئیسجمهور، اختیار صدور دستور به این نیرو را ندارد. تعداد دقیق نیروهای آن حتی برای نمایندگان مجلس ایران نیز مشخص نیست و تخمینها بین ۱۵۰۰۰ تا ۵۰۰۰۰ جنگجو متغیر است. این بزرگترین سازمان خرابکار در خاورمیانه است. چرا خرابکار؟ دلیل آن در استراتژی عملیاتی آن نهفته است.
برای اجتناب از رویارویی مستقیم با کشورهایی که ایران به آنها حمله میکند، خود را «پنهان» میکند و پشت گروههای شبهنظامی، میلیشیاها و سازمانهای چریکی که به عنوان «نیروهای نیابتی» شناخته میشوند، قرار میدهد، از جمله حزبالله در لبنان و سوریه، حماس و جهاد اسلامی فلسطین در نوار غزه، حوثیها در یمن، و سازمانهای تروریستی فلسطینی و شبهنظامیان شیعه در عراق و سوریه. نیروی قدس اساساً نهادی است که کل این عملیات را ترسیم، رهبری و مدیریت میکند.
اندکی پس از به قدرت رسیدن علی خامنهای در ایران، او در مورد نقش سپاه پاسداران از دیدگاه خود صحبت کرد: «آنها سلولهای حزبالله را در سراسر جهان به عنوان بخشی از انقلاب جهانی اسلامی تأسیس خواهند کرد.» او در همان سخنرانی به وفاداری ایران به گروههای مذکور اشاره کرد: «ما نیروهای ارتش خود را به جاهای دیگر نخواهیم فرستاد و در امور داخلی دیگران دخالت نخواهیم کرد، اما انقلاب ایران از مسئولیت سلولهای مسلح حزبالله در سراسر جهان مستثنی نیست و نمیتواند نسبت به سرنوشت آنها بیتفاوت بماند.»
در واقع، دامنه دخالت قدس در این گروههای تروریستی فوقالعاده گسترده است و تقریباً به طور کامل در آنها حضور دارد: تأمین مالی، آموزش، ساخت سیستمهای موشکی و تجهیزات، تقویت روابط با بازیگران غیردولتی و سازمانهای مختلف، تأمین سلاح، و تلقین ایدئولوژیک (انتقال دیدگاهها و ایدهها) در اردوگاهها در ایران و مکانهایی مانند سودان، لبنان و عراق.
در کنار آن، برخی از واحدهای تحت فرمان قدس، که به زودی در مورد آنها صحبت خواهم کرد، گاهی اوقات در کنار نیروهای نیابتی فعالانه در نبرد شرکت میکنند. مواردی وجود دارد که مبارزان آن خودشان طرحهای تروریستی را اجرا میکنند. چنین حملاتی با لحنی «محدودتر» نسبت به حملات حزبالله که حملات بزرگ «نمایشی» را ترجیح میدهد، مشخص میشوند. اینها بیشتر شبیه «حملات دقیق» هستند که «کار را انجام میدهند».
آموزش پایه برای مبارزان این نیرو بین ۳ تا ۹ ماه طول میکشد و در سه مرکز اصلی برگزار میشود: پایگاه امام علی در سوریه که عمدتاً آموزش نیروهای تروریست خارجی را بر عهده دارد؛ یک مرکز جنگ ضد تروریسم واحد معادل شاباک، در پایگاهی در شیراز؛ و کالج «عملیات قدس» در قم که جنبه معنوی-ایدئولوژیک را در میان نیروهای تازهکار پرورش میدهد.
وزارت امور خارجه ایران نیز در جذب نیرو دخیل است و مسئول لجستیک این نیروهای خارجی و رسیدگی به سفر آنها به ایران و از ایران است، از جمله صدور گذرنامههای جدید یا گذرنامههایی که امکان عبور ایمنتر بین کشورها را بدون باقی گذاشتن اثری در گذرنامههای اصلی آنها فراهم میکند.
در بیشتر موارد، پس از اتمام دوره، نیروهای تازهکار برای چندین ماه به کشورهایی مانند افغانستان و عراق فرستاده میشوند تا تجربه میدانی کسب کنند.
ستاد فرماندهی این واحد از چندین واحد ستادی تشکیل شده است که ارتش اسرائیل در روزهای اولیه «غرش شیر» بخشهایی از آن را مورد حمله قرار داد و منهدم کرد: اداره اطلاعات، مالی، آموزش و غیره، و همچنین سپاه عملیاتی که به دپارتمانهای منطقهای تقسیم شده است و هر کدام مسئول یک بخش جغرافیایی متفاوت هستند.
مسئولیت سپاهها در مدیریت مستمر نیرو، توسعه آن و ارتباط آن با مقامات منعکس میشود. این شامل رهبر معظم و شخصیتهای مختلف سیاسی در دولت ایران، از طریق هماهنگی با نهادهای نظامی و امنیتی، تا ستاد فرماندهی سپاه پاسداران، وزارت دفاع، اطلاعات و غیره میشود.
در میان آنها، میتوان به «سپاه رمضان» که مسئول عراق است، یا «سپاه رسول الله» که شبهجزیره عربستان را پوشش میدهد و مسئول حوثیها است، و «سپاه انصار» که در افغانستان فعالیت میکند، اشاره کرد. با این حال، تمرکز اصلی نیروی قدس بر «سپاه لبنان» است که فرمانده آن، داوود علیزاده، در هفته اول عملیات توسط ارتش اسرائیل در تهران حذف شد، و معاون او در بیروت. و «سپاه فلسطین»، که علیه آن نیز موفقیتهایی کسب شد، زیرا در کنار علیزاده، نیروی هوایی ۵ فرمانده ارشد آن را مورد حمله قرار داد:
ماجد حسینی، مسئول انتقال وجوه به نیروهای نیابتی رژیم در لبنان برای تأمین مالی حزبالله، سپاه لبنان، حماس و سایر سازمانهای تروریستی.
علی رضا بیآذر، فرمانده شعبه اطلاعات سپاه لبنان و چهرهای برجسته در تحقیقات اطلاعاتی.
احمد رسولی، رئیس اطلاعات در سپاه فلسطین. او مسئول جمعآوری اطلاعات برای شبهنظامیان در لبنان و نوار غزه بود.
حسین احمدلو، یک مأمور اطلاعاتی که در جمعآوری اطلاعات در مورد کشور اسرائیل دخیل بود.
ابو محمد علی، نماینده حزبالله در سپاه فلسطین، مسئول ارتباط مستمر سازمان با سپاه فلسطین بود.
با این حال، همه واحدها به مکانهای جغرافیایی وابسته نیستند. برخی در قابلیتهای خاص تخصص دارند. به عنوان مثال، واحد ۴۰۰ که ترورها، قتلهای هدفمند، آدمرباییها و حملات قابل توجه در خارج از ایران را انجام میدهد. اما این همه ماجرا نیست؛ مبارزان آن مسئول اجرای طرحهای تروریستی برای انتقام و بازدارندگی، و ایجاد زیرساختهای تروریستی خفته در سراسر جهان هستند.
در کنار واحد ۸۴۰، که نیروهای عملیاتی را به طور خاص برای عملیات ذکر شده سازماندهی، آموزش و هدایت میکند، و زیرساختهایی را در محل برای تأمین سلاح، تجهیزات و بودجه ایجاد میکند. در برخی موارد، مبارزان آن نیز کسانی خواهند بود که عملیات را انجام میدهند، همانطور که در سال ۲۰۱۲ در بانکوک، در تلاش برای ترور دیپلماتهای اسرائیلی در تایلند، یا حملاتی مانند بمبگذاری کنسولگری در بوئنوس آیرس، آرژانتین، در سال ۱۹۹۲ رخ داد.
واحد ۸۴۰ اساساً مسئول تمرکز، جذب و شناسایی نیروهای خارجی ساکن در مناطق هدف است، تا آنها کسانی باشند که مأموریتهای ویژه را انجام میدهند، و همچنین از طرف ایران – از ابتدا تا انتها – مسئول آنها خواهد بود.
و واحد ۱۹۰ وجود دارد که با تمام مسائل مربوط به سلاح و تجهیزات نظامی سروکار دارد. از تطبیق آنها برای شبهنظامیان و نیروهای نیابتی مختلف، تا قاچاق و انتقال آنها به مکانهایی که فعالیتها در آنجا انجام میشود. واحد خواهر آن، واحد ۷۰۰، نیز قاچاق تجهیزات، ارائه پشتیبانی لجستیکی، زیرساختی و اداری را بر عهده دارد. با این حال، همانطور که گفته شد، این بیشتر مربوط به لجستیک کلاسیک است و کمتر به تجهیزات رزمی «درجه یک» مربوط میشود.
هر دو زمانی که ارتش اسرائیل ناوگان هواپیماهای ترابری مورد استفاده نیروی قدس را منهدم کرد – ۱۶ فروند – که در تلاش برای «فرار» از فرودگاه در ایران بودند، ضربه شدیدی خوردند.
واحد ۳۴۰ مسئول تحقیق و توسعه است و با پهپادها، موشکها، مهمات و توسعه فناوریها و راهحلها برای نیازهای ناشی از میدان سروکار دارد. این واحد با دانشگاهها و صنایع دفاعی همکاری میکند. این واحد نیز با حملات به صنایع موشکی و ارتش در ایران به شدت تحت تأثیر قرار گرفت.