مطمئن باشید که در بیش از دو سال جنگ، آنها قبلاً تمام القاب را شنیدهاند: «پیشگامان»، «پیشگامان راه»، «درهمشکنندگان سقف شیشهای». گاهی اوقات این القاب دلگرمکننده، گاهی خجالتآور، اما بیشتر اوقات کمی عجیب هستند. زیرا زمانی که آنها در آنجا بودند، کاپیتان «گ.» در حال حمله به ناوگان سوریه، ستوان «ه.» در حال هماهنگی پروازهای سوختگیری در «غرش شیر»، گروهبانهای یکم «ن.» و «ا.» در طولکرم، و ستوان «ا.» در حال عبور از رودخانه لیتانی – هیچکدام از آنها برنگشتند و فکر نکردند که «تاریخساز» میشوند. همه آنها به سادگی بر اجرای مأموریت در دست تمرکز داشتند.
کاپیتان «گ.»، افسر نیروی دریایی در ناو «سوفا»
از اولین نفرات در حمله به ناوگان سوریه در عملیات «پیکان باشان»
کاپیتان «گ.» که دوره افسری نیروی دریایی را در سپتامبر ۲۰۲۳ به پایان رساند، در طول خدمت نظامی خود به سختی «روتین» را تجربه کرد. حدود یک ماه پس از افسر شدن، او درگیر نبرد شد و وارد یک توالی عملیاتی شد که تا قبل از ۷ اکتبر آن را نمیشناخت.
از آن روز به بعد، زمان آنها در دریا تقریباً پیوسته شد: «ما بیرون میرویم، برمیگردیم، کارها را انجام میدهیم و دوباره به دریا میرویم – اغلب بدون اطمینان از زمان بازگشت. همه چیز به مأموریت و نیازهای عملیاتی بستگی دارد.» در دورهای که از بیرون آشفته به نظر میرسد، یکی از سختترین بخشها دقیقاً در زمانهای بینابینی بود – زمانی که باید برای آنچه در پیش است، تمرکز خود را حفظ کنید.
در این تنش، او نقش خود را در کشتی یافت: افسر «تیم حمله». کسی که قرار است یک مأموریت کلی را بگیرد، آن را به برنامهریزی دقیق ترجمه کند و سپس آن را با تیم اجرا کند، که علاوه بر او، شامل فرمانده مأموریت و یک کنترلکننده وظیفه عادی نیز میشود. فعالیت آنها در دسامبر ۲۰۲۴، به عنوان بخشی از «پیکان باشان» – عملیاتی که ارتش اسرائیل پس از سقوط رژیم اسد به دست شورشیان در سوریه آغاز کرد – به این شکل شروع شد.
او به یاد میآورد: «صبح یکشنبه بود، فرمانده کشتی ما را جمع کرد و اعلام کرد که برای حمله با یک هدف بیرون میرویم: نابودی ناوگان سوریه. این یک حرف بزرگ است و در ابتدا، دور از ذهن و تقریباً گستاخانه به نظر میرسید. اما از لحظهای که دستور داده شد، همه چیز شروع به حرکت کرد – آمادهسازی کشتی برای رفتن به دریا، و همزمان برنامهریزی حملات و آمادهسازی برای آنها. ظرف چند ساعت، ما در راه بودیم.»
«ما یک هدف عملیاتی روشن دریافت کردیم: حمله به مواضع پدافندی و اهداف دیگر دشمن برای آمادهسازی زمین برای ورود مکمل نیروی هوایی. ما بخشی از یک زنجیره کامل بودیم، که هر مرحله به مرحله قبلی بستگی داشت،» او توضیح میدهد، «به محض شروع حملات، ما مهمات را به گستردهترین شکلی که تا به حال میشناختم، شلیک کردیم. باور نمیکردیم که چنین مقداری را در چنین زمان کوتاهی و با چنین فوریت شلیک کنیم.»
در نگاه به گذشته، عملیات پیشگامانه «پیکان باشان» توانست در عرض چند روز واقعیت را تغییر دهد. وقتی میپرسم دقیقاً نتیجه چه بود و آنها سعی داشتند به چه چیزی دست یابند، او خلاصه میکند و لبهایش را میبندد: «تمام شناورهایی که هدف بودند، اصابت کرده و غرق شدند – این تمام چیزی است که میتوانم بگویم.»
و آنچه برای او مهم است که تأکید کند، در حالی که فعالیت عملیاتی خود را به عنوان بخشی از عملیات «غرش شیر» ادامه میدهد، این است که این داستان به هیچ وجه شخصی نیست. «حمله به ناوگان سوریه، هرچند مهم، بخشی از چیزی بسیار بزرگتر است، از کار کل ناوگان قایقهای موشکانداز. هیچ جایگزینی برای این رزمندگان زن و مرد وجود ندارد. هر آنچه که ما به دست آوردهایم و به دست خواهیم آورد – به لطف آنهاست.»
گروهبانهای یکم «ن.» و «ا.»، رزمندگان گردان «پلنگ»
اولین نفرات در عملیات در طولکرم در طول عملیات «سپر آهنین»
گروهبانهای یکم «ن.» و «ا.»، اولین رزمندگان زنی که در طول عملیات «سپر آهنین» در طولکرم عملیات کردند، پس از ماهها حضور در بخشهای مختلف کرانه باختری، به آن لحظه رسیدند که دو جنبه موازی دارد. «جنگ روتین وجود دارد – گشتزنی، نگهبانی، دفاع از منطقه،» «ن.» اولی را توصیف میکند، «و همچنین فعالیتهای تهاجمی – دستگیریها و عملیات، که دنیای متفاوتی است.»
با وجود تمام آنچه که آنها از قبل میدانستند، آنها میگویند طولکرم چیز متفاوتی بود. «ما تقریباً یک ماه آنجا بودیم، یک گردان کامل که تمام تلاش خود را بر مبارزه در زمین شهری و متراکم متمرکز کرده بود. این اولین بار است که گردان ما وارد این شهر میشود.»
مانند هر عملیات، قبل از «سپر آهنین» آمادهسازیهای دقیق انجام شد. «یک رویه رزمی منظم وجود دارد،» آنها روشن میکنند. «نیروها هم از نظر عملیاتی و هم از نظر رزمایش و آمادگی آماده میشوند: نقشهها، نیروهای همسایه، مأموریت چیست و هدف چیست. در نهایت، شما به سادگی وارد نمیشوید.»
هدف اصلی ورود، تضمین امنیت غیرنظامیان بود. «برای رسیدگی به تمام مسائل مربوط به سلاح و مهمات و عملیات در اردوگاه پناهندگان – برای خنثی کردن تروریستهایی که قصد حملات تروریستی را داشتند.»
وقتی میپرسم احساس «اولین بودن» در چنین مکانی چگونه است، آنها به سرعت ما را به واقعیت برمیگردانند. «این یک امتیاز و فرصت است که برای اولین بار آنجا باشیم،» «ن.» میگوید، «اما اینطور نیست که در لحظه به خود بگویید ‘من دارم تاریخ میسازم’ – دور از ذهن است. تنها پس از خروج، ناگهان متفاوت به نظر میرسد،» گروهبان یکم «ا.» اضافه میکند و اعتراف میکند: «ناگهان متوجه میشوید که این کار بدیهی نبود.»
خاطراتی که در پایان بیش از همه در ذهن آنها حک شده است، فقط مربوط به اقدام نیست. گروهبان یکم «ن.» لحظهای را که پس از پایان یک فعالیت در یکی از شهرکهای یهودا و سامره در دوره «با تمام توان»، ساکنان بیرون آمدند تا از آنها تشکر کنند، فراموش نمیکند: «آن زمان بود که من چنین احساسی از ‘وای، شما واقعاً به مردم احساس امنیت میدهید. به همین دلیل این مسیر را انتخاب کردید’ دریافت کردم.»
ستوان «ا.»، افسر عملیات شمالی در تیم مستندسازان عملیاتی
از اولین نفرات در مانور فراتر از رودخانه لیتانی در لبنان
اگر در روز ثبتنامش در نوامبر ۲۰۲۲ از ستوان «ا.» میپرسیدم که بیش از سه سال بعد خود را کجا خواهد یافت، احتمالاً میخندید. نه از روی ناباوری، بلکه به این دلیل که چیزهایی وجود دارند که اصلاً به ذهن خطور نمیکنند: بودن با نیروها در اولین مانور در غزه، پایین رفتن به یک تونل در اولین ورود به نوار غزه، و سپس یک روز دریافت دستورالعمل برای رفتن به شمال – و کشف لحظهای که بسیار عمیقتر از آنچه تصور میکردید وارد میشوید.
او میگوید در لحظاتی مانند این، زمان زیادی برای پردازش و آمادهسازی وجود ندارد: «در این نقش همینطور است، من فقط زمانی میفهمم که کجا وارد میشویم که واقعاً میرسیم، و سپس به سادهترین شکل ممکن گفته میشود – ‘خب، حالا ما یک مسیر طولانی به سمت لیتانی میرویم، آماده شوید.’»
برای او، این دقیقاً جوهر نقش است – نزدیک بودن به نیروها، همراه با آنها وارد شدن، و مستند کردن آنچه در لحظه اتفاق میافتد، حتی زمانی که خودتان عظمت لحظه را به طور کامل درک نکردهاید. او به عنوان یک مستندساز عملیاتی در تیم شمالی، با نقشی دوگانه در بخشهای مختلف مانور میدهد: یک عکاس-رزمنده که با نیروها در میدان حرکت میکند و آنچه «درون» اتفاق میافتد را به بیرون میآورد.
شگفتیها و پیچیدگیها برای او اصلاً بیگانه نیستند. در اولین ورودش به نوار غزه، او رویدادهایی را تجربه کرد که در حافظهاش حک شد، زیرا در زمین زیرزمینی و تونلها عملیات میکرد. او میگوید: «اولین بار در غزه، با یحالم وارد یک تونل شدم. و درست در ابتدا، با چشمان خودم دیدم که حماس چه کرده و ساخته است. این یک شوک است، اما در عین حال، قدرت زیادی برای ادامه مبارزه میدهد، و بیش از آن – برای مستند کردن و انتقال حقیقت.»
در پایان سپتامبر ۲۰۲۴، مانور در لبنان آغاز شد، جایی که او به فرماندهان ارشد در فرماندهی شمالی ملحق شد. با آنها، او بین نقاط و ورودیها – و همچنین فراتر از آنها – حرکت کرد. او در مورد عبور از لیتانی جزئیات میدهد: «یک شب، پس از یورش نیروهای ویژه به منطقه رسیدیم. وقتی آنجا هستید، فکر نمیکنید ‘من اولین نفر هستم’، بلکه بر حفظ امنیت خود و تکمیل مأموریت تمرکز دارید. بعداً، وقتی ضربان قلبتان کند میشود، شروع به درک میکنید: متوجه میشوید که این نقطه روی نقشه، که بیشتر مردم فقط آن را به عنوان ‘نقطه بحث’ میشناسند – ناگهان به مکانی تبدیل شده است که شما ایستادهاید و عکس گرفتهاید.»
ستوان «ه.»، افسر عملیات در اسکادران ۱۲۰ سوختگیری
از اولین نفرات در هماهنگی سوختگیری هواپیماها در عملیات «غرش شیر»
ستوان «ه.» ممکن است پرواز نکند یا از خطوط دشمن عبور نکند، اما لحظهای که نیروی هوایی وارد عملیات میشود – بخش قابل توجهی از فعالیت در زمین، در اتاق وضعیت او متمرکز میشود. او خاطرنشان میکند: «خیلیها نمیدانند، اما اسکادران ۱۲۰ تنها واحدی است که قادر به پشتیبانی از آرایش رزمی در پروازهایی در صدها و هزاران کیلومتر دورتر – مانند ایران – است.» ماههاست که آنها نبض اوضاع را در دست دارند و فقط منتظر سوت آغاز هستند.
و این واقعاً صبح شنبه گذشته به صدا درآمد. او میگوید: «ما به سرعت فهمیدیم که این زمان حساس است، که با تمام قوا وارد میشویم. در طول جنگ، من و دختران شبانهروز کار میکنیم تا اطمینان حاصل کنیم که همه مأموریتها همانطور که باید انجام میشوند: از هماهنگی اهداف، تا کسب و انتقال اطلاعات بهروز، تا هماهنگی پشتیبانی کلی مستقیماً با خدمه پرواز. افسران عملیات و من چشم آنها در زمین هستیم.»
از ساعات اولیه عملیات تا لحظهای که این کلمات را میخوانید، اتاق وضعیت او به جهانی پر از تصمیمات سریع تبدیل شده است – که اغلب حملات تاریخی را تشکیل میدهند. «گفتگوهای مداومی وجود دارد – بین همه طرفها: چه افسران برنامهریزی که حمله را میسازند، و چه مسئولان کل جنبه مکانیکی. ما در دسترسترین و قابل اعتمادترین منبع اطلاعات هستیم که همه چیز قبل از برخاستن هواپیماها در آنجا جمع میشود.»
ستوان «ه.» لحظاتی را به یاد میآورد که واقعاً منحصر به فرد بودن کار را منعکس میکند: «در روز دوم عملیات، فرمانده اسکادران ما را جمع کرد و کار را بر اساس دادهها ارائه داد. او اشاره کرد که چگونه در برخی جهات، ما در عملیات فعلی از «با تمام توان» پیشی گرفتهایم. این به هیچ وجه پایان کار نیست و هنوز کارهای زیادی باید انجام شود، اما خوب است بدانیم که ما بخشی از چنین چیز بزرگی هستیم. و اکنون، ما فروتنی را حفظ خواهیم کرد و به انجام وظیفه ادامه خواهیم داد – بازگرداندن صلح و امنیت به خانوادههایمان.»