هر پنج نفر از اولین کسانی بودند که در عرصه جدیدی فعالیت کردند – و این چیزی است که آنها برای گفتن دارند

🔵 جدیدترین: 23 ساعت پیش منتشر شد

مطمئن باشید که در بیش از دو سال جنگ، آنها قبلاً تمام القاب را شنیده‌اند: «پیشگامان»، «راهگشایان»، «درهم‌شکنندگان سقف شیشه‌ای». گاهی اوقات این القاب دلگرم‌کننده، گاهی خجالت‌آور، اما بیشتر اوقات کمی عجیب هستند. زیرا وقتی آنها آنجا بودند، کاپیتان جی. در حال حمله به ناوگان سوریه، ستوان اچ. در حال هماهنگی سوخت‌گیری در عملیات «غرش شیر»، سرگروهبانان ان. و ا. در طولکرم، و ستوان ا. در حال عبور از رودخانه لیتانی – هیچ‌کدام از آنها به عقب نگاه نکردند و فکر نکردند که «تاریخ‌سازی» می‌کنند. آنها همگی صرفاً بر اجرای مأموریت محوله تمرکز داشتند.

کاپیتان جی.، افسر نیروی دریایی در ناو «سوفا»

از اولین کسانی که در عملیات «پیکان باشان» به ناوگان سوریه حمله کردند

کاپیتان جی. که دوره افسری نیروی دریایی را در سپتامبر ۲۰۲۳ به پایان رساند، در طول خدمت نظامی خود به ندرت «روتین» را تجربه کرد. حدود یک ماه پس از افسر شدن، او درگیر نبرد شد و وارد یک توالی عملیاتی شد که تا پیش از ۷ اکتبر آن را نمی‌شناخت.

از آن روز به بعد، زمان آنها در دریا تقریباً پیوسته شد: «ما بیرون می‌رویم، برمی‌گردیم، کارها را انجام می‌دهیم و دوباره حرکت می‌کنیم – اغلب با این قطعیت که چه زمانی برمی‌گردیم. همه چیز به مأموریت و نیازهای عملیاتی بستگی دارد.» در دوره‌ای که از بیرون آشفته به نظر می‌رسد، یکی از سخت‌ترین بخش‌ها دقیقاً در زمان‌های بینابین بود – زمانی که باید برای آنچه در پیش است، تمرکز خود را حفظ کنید.

در این تنش، او نقش خود را در کشتی یافت: افسر «تیم حمله». کسی که قرار است یک مأموریت کلی را دریافت کند، آن را به برنامه‌ریزی دقیق تبدیل کند و سپس آن را با تیم اجرا کند، که علاوه بر او، شامل فرمانده مأموریت و یک کنترل‌کننده شیفت عادی نیز می‌شود. اینگونه فعالیت آنها در دسامبر ۲۰۲۴، به عنوان بخشی از «پیکان باشان» – عملیاتی که ارتش اسرائیل پس از سقوط رژیم اسد به دست شورشیان در سوریه آغاز کرد – شروع شد.

او به یاد می‌آورد: «صبح یکشنبه بود، فرمانده کشتی ما را جمع کرد و اعلام کرد که برای حمله با یک هدف بیرون می‌رویم: نابودی ناوگان سوریه. این یک حرف بزرگ است و در ابتدا، دور از ذهن و تقریباً گستاخانه به نظر می‌رسید. اما از لحظه‌ای که دستور داده شد، همه چیز شروع به حرکت کرد – آماده‌سازی کشتی برای رفتن به دریا، و همزمان برنامه‌ریزی حملات و آماده‌سازی برای آنها. ظرف چند ساعت، ما در راه بودیم.»

او توضیح می‌دهد: «ما یک هدف عملیاتی روشن دریافت کردیم: حمله به سامانه‌های پدافندی و اهداف دشمن دیگر برای آماده‌سازی زمین برای ورود مکمل نیروی هوایی. ما بخشی از یک زنجیره کامل بودیم، که هر مرحله به مرحله قبلی وابسته بود. به محض شروع حملات، ما مهمات را به گسترده‌ترین شکلی که تا به حال می‌شناختم، شلیک کردیم. باور نمی‌کردیم که بتوانیم چنین مقداری را در چنین زمان کوتاهی و با چنین فوریت شلیک کنیم.»

در نگاه به گذشته، عملیات پیشگامانه «پیکان باشان» توانست در عرض چند روز واقعیت را تغییر دهد. وقتی می‌پرسم نتیجه دقیق چه بود و آنها سعی در دستیابی به چه چیزی داشتند، او خلاصه می‌کند و لب‌هایش را می‌بندد: «تمام شناورهایی که هدف قرار گرفتند، اصابت کرده و غرق شدند – این تمام چیزی است که می‌توانم بگویم.»

و آنچه برای او مهم است که تأکید کند، در حالی که فعالیت عملیاتی خود را به عنوان بخشی از عملیات «غرش شیر» ادامه می‌دهد، این است که این داستان به هیچ وجه شخصی نیست. «حمله به ناوگان سوریه، هرچند مهم، بخشی از چیزی بسیار بزرگتر است، از کار کل ناوگان قایق‌های موشک‌انداز. هیچ جایگزینی برای این مبارزان زن و مرد وجود ندارد. هر آنچه که به دست آورده‌ایم و به دست خواهیم آورد – به لطف آنهاست.»

سرگروهبانان ان. و ا.، مبارزان گردان «پلنگ»

اولین کسانی که در طولکرم در عملیات «سپر آهنین» عملیاتی شدند

سرگروهبانان ان. و ا.، اولین مبارزان زن که در طولکرم در عملیات «سپر آهنین» عملیاتی شدند، پس از ماه‌ها حضور در بخش‌های مختلف یهودا و سامره به این لحظه رسیدند، که دو جنبه موازی دارد. ان. جنبه اول را توصیف می‌کند: «جنگ روتین وجود دارد – گشت‌زنی، نگهبانی، دفاع از منطقه – و همچنین فعالیت‌های تهاجمی وجود دارد – دستگیری‌ها و عملیات، که دنیای متفاوتی است.»

با وجود تمام آنچه که آنها قبلاً می‌دانستند، آنها می‌گویند طولکرم چیز متفاوتی بود. «ما تقریباً یک ماه آنجا بودیم، یک گردان کامل که تمام تلاش خود را بر جنگ در منطقه شهری و متراکم متمرکز کرد. این اولین بار است که گردان ما وارد این شهر می‌شود.»

مانند هر عملیات، قبل از «سپر آهنین» آماده‌سازی‌های دقیق انجام شد. آنها توضیح می‌دهند: «یک رویه رزمی منظم وجود دارد. نیروها هم از نظر عملیاتی و هم از نظر رزمایش و آمادگی آماده می‌شوند: نقشه‌ها، نیروهای همسایه، مأموریت چیست و هدف چیست. در نهایت، شما به سادگی وارد نمی‌شوید.»

هدف اصلی ورود، تضمین امنیت غیرنظامیان بود. «برای رسیدگی به تمام مسائل مربوط به سلاح و مهمات و عملیات در اردوگاه پناهندگان – برای خنثی کردن تروریست‌هایی که قصد حملات تروریستی دارند.»

وقتی می‌پرسم احساس «اولین بودن» در چنین مکانی چگونه است، آنها به سرعت ما را به واقعیت برمی‌گردانند. ان. می‌گوید: «این یک امتیاز و فرصت است که برای اولین بار آنجا باشیم، اما اینطور نیست که در لحظه به خود بگویید 'من دارم تاریخ‌سازی می‌کنم' – بسیار دور از این. فقط پس از اینکه آنجا را ترک می‌کنید، ناگهان متفاوت به نظر می‌رسد.» سرگروهبان ا. اضافه می‌کند و اعتراف می‌کند: «ناگهان متوجه می‌شوید که این کار بدیهی نبود.»

خاطراتی که در پایان بیش از همه در ذهن آنها حک شده است، فقط مربوط به اقدام نیست. سرگروهبان ان. لحظه‌ای را که پس از اتمام یک فعالیت در یکی از شهرک‌های یهودا و سامره در دوره «با تمام توان»، ساکنان برای تشکر از آنها بیرون آمدند، فراموش نمی‌کند: «آن زمان بود که من چنین انگیزه‌ای گرفتم که 'وای، شما واقعاً به مردم احساس امنیت می‌دهید. به همین دلیل این مسیر را انتخاب کردید.'»

ستوان ا.، افسر عملیات شمالی در تیم مستندسازان عملیاتی

از اولین کسانی که فراتر از رودخانه لیتانی در لبنان مانور دادند

اگر در روز ثبت‌نامش در نوامبر ۲۰۲۲ از ستوان ا. می‌پرسیدم که بیش از سه سال بعد خود را کجا خواهد یافت، احتمالاً می‌خندید. نه از روی ناباوری، بلکه به این دلیل که چیزهایی وجود دارند که اصلاً به ذهن خطور نمی‌کنند: بودن با نیروها در اولین مانور در غزه، پایین رفتن در تونل در اولین ورود به نوار غزه، و سپس یک روز دریافت دستور حرکت به سمت شمال – و کشف لحظه‌ای که بسیار عمیق‌تر از آنچه تصور می‌کردید وارد می‌شوید.

او می‌گوید در لحظاتی مانند این، زمان زیادی برای پردازش و آماده‌سازی وجود ندارد: «نقش همین است، من فقط زمانی می‌فهمم کجا وارد می‌شویم که واقعاً برسیم، و سپس به ساده‌ترین شکل ممکن گفته می‌شود – 'باشه، حالا ما یک مسیر طولانی به سمت لیتانی می‌رویم، آماده باشید.'»

برای او، این دقیقاً جوهره نقش است – نزدیک بودن به نیروها، با آنها وارد شدن، و مستند کردن آنچه در زمان واقعی اتفاق می‌افتد، حتی زمانی که خودتان هنوز عظمت لحظه را کاملاً درک نکرده‌اید. او به عنوان یک مستندساز عملیاتی در تیم شمالی، با نقشی دوگانه در بخش‌های مختلف مانور می‌دهد: یک عکاس-مبارز که با نیروها در میدان حرکت می‌کند و آنچه «درون» اتفاق می‌افتد را به بیرون می‌آورد.

سورپرایزها و پیچیدگی‌ها برای او اصلاً ناآشنا نیستند. او در اولین ورود خود به نوار غزه، شاهد رویدادهایی بود که در حافظه‌اش حک شد، زیرا در زمین زیرزمینی و تونل‌ها عملیات می‌کرد. او می‌گوید: «اولین بار در غزه، با یحالم وارد یک تونل شدم. و درست در ابتدا، با چشمان خودم دیدم که حماس چه کارها کرده و آنجا ساخته است. این یک شوک است، اما در عین حال، قدرت زیادی برای ادامه مبارزه می‌دهد، و فراتر از آن – برای مستند کردن و انتقال حقیقت.»

در پایان سپتامبر ۲۰۲۴، مانور در لبنان آغاز شد، جایی که او به فرماندهان ارشد در فرماندهی شمالی ملحق شد. با آنها، او بین نقاط و ورودی‌ها حرکت کرد – و همچنین فراتر از آن. او در مورد عبور از لیتانی جزئیات می‌دهد: «یک شب، پس از یورش نیروهای ویژه، ما به منطقه رسیدیم. وقتی آنجا هستید، فکر نمی‌کنید 'من اولین نفر هستم'، بلکه بر حفظ امنیت خود و تکمیل مأموریت تمرکز می‌کنید. بعداً، وقتی ضربان قلبتان آرام می‌شود، شروع به درک می‌کنید: متوجه می‌شوید که این نقطه روی نقشه، که بیشتر مردم آن را فقط به عنوان 'نقطه بحث' می‌شناسند – ناگهان به مکانی تبدیل شده که شما ایستاده‌اید و عکس گرفته‌اید.»

ستوان اچ.، افسر عملیات در اسکادران ۱۲۰ سوخت‌رسانی

از اولین کسانی که در عملیات «غرش شیر» سوخت‌گیری هواپیماها را هماهنگ کردند

ستوان اچ. ممکن است پرواز نکند یا از خطوط دشمن عبور نکند، اما لحظه‌ای که نیروی هوایی وارد عملیات می‌شود – بخش قابل توجهی از فعالیت در زمین، در اتاق وضعیت او متمرکز می‌شود. او خاطرنشان می‌کند: «خیلی‌ها نمی‌دانند، اما اسکادران ۱۲۰ تنها واحدی است که قادر به پشتیبانی از آرایش رزمی در پروازهایی در فواصل صدها و هزاران کیلومتری است – مانند ایران.» ماه‌هاست که آنها نبض اوضاع را در دست دارند و منتظر سوت آغاز هستند.

و این واقعاً صبح شنبه گذشته به صدا درآمد. او می‌گوید: «ما به سرعت فهمیدیم که این لحظه حساس است، که با تمام قوا وارد می‌شویم. در طول جنگ، من و دختران شبانه‌روز کار می‌کنیم تا اطمینان حاصل کنیم که تمام مأموریت‌ها همانطور که باید انجام می‌شوند: از هماهنگی اهداف، تا کسب و انتقال اطلاعات به‌روز، تا هماهنگی کلی پشتیبانی مستقیماً با خلبانان. من و افسران عملیات، چشمان آنها در زمین هستیم.»

از ساعات اولیه عملیات تا لحظه‌ای که این کلمات را می‌خوانید، اتاق وضعیت او به دنیایی پر از تصمیمات سریع تبدیل شده است – که اغلب حملات تاریخی را تشکیل می‌دهند. «گفتگوهای مداومی وجود دارد – بین همه طرف‌ها: چه افسران برنامه‌ریزی که در حال ساخت حمله هستند، و چه مسئولان کل جنبه مکانیکی. ما در دسترس‌ترین و قابل اعتمادترین منبع اطلاعات هستیم که همه چیز قبل از برخاستن هواپیماها در آنجا جمع می‌شود.»

ستوان اچ. لحظاتی را به یاد می‌آورد که واقعاً منعکس‌کننده منحصر به فرد بودن کار است: «در روز دوم عملیات، فرمانده اسکادران ما را جمع کرد و کار را از نظر داده‌ها ارائه داد. او اشاره کرد که چگونه، از برخی جهات، ما در عملیات فعلی از 'با تمام توان' پیشی گرفته‌ایم. این بسیار دور از پایان است، و هنوز کار زیادی باقی مانده است، اما خوب است بدانیم که ما بخشی از چنین چیز بزرگی هستیم. و اکنون، ما فروتنی را حفظ خواهیم کرد و به انجام وظیفه ادامه خواهیم داد – برای بازگرداندن صلح و امنیت به خانواده‌هایمان.»