پشت پرده تسلیم و اسارت اعضای واحد رضوان. فرمانده گردانی که نیروی «شاکد» را هدایت کرد، روایت می‌کند.

فرمانده گردان شاکد عملیات موفق لشکر گواطی برای انهدام زیرساخت‌های یگان رضوان حزب‌الله در جنوب لبنان را بازگو می‌کند.

با اولین هشدار از سوی فرماندهی جبهه داخلی، که آغاز عملیات «غرش شیر» را اعلام می‌کرد، تمام رزمندگان تیپ گیواتی بسیج شده، در مناطق تجمع در شمال مستقر شدند و آمادگی خود را برای فعالیت عملیاتی آغاز کردند. در واقع، این انتظار طولانی نبود: دو روز بعد، حزب‌الله رگباری از موشک‌ها را به سوی جبهه داخلی اسرائیل شلیک کرد و این جبهه را نیز به سوی نبرد گشود.

«ما بلافاصله پس از شلیک حزب‌الله وارد شدیم»، سرگرد الف.، فرمانده گروهان پیشرو در گردان شاکد، توصیف می‌کند: «اولین هدف ما روستای خیام در جنوب لبنان بود. ما زیرساخت‌های حزب‌الله را در آنجا منهدم کردیم و منطقه را پاکسازی نمودیم.»

و این نیز رویه کلی است، همانطور که او توصیف می‌کند: هر بار که مأموریتی در منطقه‌ای متفاوت دریافت می‌کنند و به آن گماشته می‌شوند، با هدف پاکسازی آن از زیرساخت‌ها و تروریست‌های حزب‌الله. ایستگاه بعدی الخیام بود. «ما می‌دانستیم که این یکی از پایگاه‌های اصلی واحد رضوان است و کل تیپ برای انهدام مرکز ثقل منطقه وارد عمل شد.»

در روال عملیاتی آنها، فعالیت با جستجوهای فراوان در پست‌های دیده‌بانی که حزب‌الله از آنها استفاده می‌کند، شناسایی و تخریب مقادیر زیادی سلاح و تجهیزات، و گشت‌زنی‌ها و کمین‌ها در عمق خاک مشخص می‌شود. فرمانده گروهان می‌گوید: «ما تجهیزات نظامی زیادی از حزب‌الله، و همچنین یونیفرم‌ها و جلیقه‌ها، پرچم‌ها و سایر نشانه‌ها را شناسایی می‌کنیم.»

به عنوان بخشی از مأموریت، آنها همچنین حملات مستقیم و رو در رو به نیروهای سازمان تروریستی را آغاز می‌کنند. این اتفاق در روز اول پس از ورود آنها به منطقه رخ داد: «صبح روز دوم، دو تروریست از یک پست دیده‌بانی به ما شلیک کردند. ما موفق شدیم با گلوله تانک به آنها ضربه بزنیم و یکی از آنها را از پای درآوریم. روز بعد، در حالی که منطقه را جستجو می‌کردیم، تروریست دیگر را شناسایی کردم و او را نیز از پای درآوردیم.»

او فعالیت در منطقه را پرحادثه، نه ساده و شدید توصیف می‌کند. «ما می‌دانستیم که وارد مرکز ثقل حزب‌الله می‌شویم و کار سختی پیش روی ماست. ما برای آن آماده بودیم و در واقع، ما تعداد زیادی پست دیده‌بانی و سلاح و تجهیزات را منهدم کردیم.»

در یک مورد، هنگامی که رزمندگان برای تخریب مجموعه‌ای از پست‌های دیده‌بانی که به عنوان زیرساخت برای حزب‌الله عمل می‌کنند، بیرون رفتند، یک پرتابگر موشک ضد تانک را که به سوی خاک اسرائیل نشانه رفته بود، شناسایی کردند. سرگرد الف. به یاد می‌آورد: «در کنار آن، چندین موشک کورنت، پهپاد و تجهیزات دیگری وجود داشت که ما آنها را جمع‌آوری کردیم.»

«از آنجا، ما به سمت آخرین پست دیده‌بانی در این مجموعه پیش رفتیم. او ادامه می‌دهد: «وارد شدیم و شروع به جستجو کردیم. در یکی از اتاق‌ها که باز کردیم، یک فضای داخلی پنهان را شناسایی کردیم. دستی را بالا دیدیم و سپس دست دیگری همراه با فریادهای تسلیم. پس از نفر اول، که روی او یک پلاک شناسایی پیدا کردیم و فهمیدیم که او یک عامل است، نفر دیگری بیرون آمد. او نیز دستانش را در هوا داشت و تسلیم می‌شد.»

در اتاقی که در آن بودند، رزمندگان سلاح‌ها و یونیفرم‌های حزب‌الله را شناسایی کردند. «بعداً، در بیرون، آنها به ما گفتند که متعلق به واحد رضوان هستند، سال‌ها در آن فعال بوده‌اند و عملیاتی علیه اسرائیل انجام داده‌اند. ما همچنین متوجه شدیم که آنها بخشی از یک سلول بزرگتر بوده‌اند که در جنگ ضد تانک تخصص داشته، اما تمام اعضای آن توسط ارتش اسرائیل کشته یا دستگیر شده بودند و آنها متوجه شدند که شانس بقایشان در صورت عدم تسلیم بسیار کم است.»

حتی در این لحظات، رزمندگان تیپ گیواتی در حال انهدام تروریسم و سلاح و تجهیزات در بخش الخیام هستند. سرگرد الف. می‌گوید که بلافاصله پس از پایان حادثه، رزمندگان با فرماندهان در میدان مورد بازجویی قرار گرفتند. «هر کس نحوه عمل خود را در ذهن مرور کرد، جایی که می‌توانست کاری متفاوت یا بهتر انجام دهد، و جایی که تصمیم درست را گرفت.»

او ادامه می‌دهد: «پس از آن، ما یک حلقه بحث برگزار کردیم و همچنین احساسات پس از این رویداد را مطرح کردیم. در نهایت، این اولین بار است که رزمندگان تروریست‌ها، به ویژه چنین تروریست‌های کهنه‌کار و ماهری را از یگان نخبه حزب‌الله دستگیر می‌کنند – این یک رویداد بسیار، بسیار مهم است و رزمندگان نیز بزرگی دستاورد خود را درک کردند.