عنوان: گزارش حسابرس دولتی اسرائیل: طرحهای تخلیه اضطراری در آستانه ۷ اکتبر شکست خوردند
چکیده: حسابرس دولتی اسرائیل، ماتانیاهو انگلمن، در گزارشی فاش کرد که طرحهای اضطراری برای تخلیه جوامع مرزی اسرائیل در آستانه حمله ۷ اکتبر ۲۰۲۳، تقریباً بهطور کامل شکست خوردهاند. این گزارش نشان میدهد که علیرغم سالها تجربه درگیری، شهرهای مرزی فاقد برنامههای عملیاتی مؤثر برای تخلیه بودند و این امر منجر به هرجومرج و رنج بیمورد برای هزاران نفر شد.
محتوا:
اورشلیم، ۲۴ فوریه ۲۰۲۶ (TPS-IL) — هنگامی که تروریستهای حماس در صبح روز ۷ اکتبر ۲۰۲۳ از حصار مرزی جنوبی اسرائیل عبور کردند، دهها هزار نفر از ساکنان مناطق نزدیک به نوار غزه ناگهان مجبور به فرار شدند. آنچه در پی آمد، آزمونی برای دههها برنامهریزی اضطراری بود – آزمونی که اسرائیل تقریباً بهطور کامل در آن شکست خورد.
یک حسابرسی جامع که روز سهشنبه توسط ماتانیاهو انگلمن، حسابرس دولتی اسرائیل، منتشر شد، نشان داد که کشوری با بیش از ۷۵ سال تجربه درگیری، جوامع آسیبپذیر خود را بدون برنامههای تخلیه عملیاتی رها کرده بود. شهرهای مرزی که سالها تحت سایه شلیک موشک زندگی میکردند – و ساکنان آنها وعده سیستمی برای محافظت از آنها را شنیده بودند – در هرجومرجی بدون پاسخ هماهنگ رها شدند.
حسابرس دولتی بهطور منظم آمادگی اسرائیل و اثربخشی سیاستهای دولتی را بررسی میکند. انگلمن همچنین گزارشهایی را منتشر کرد که بر هرجومرج آوارگی در زمان جنگ و از دست دادن دو سال تحصیل کودکان تأکید داشت.
انگلمن در ارائه یافتههای خود گفت: «از زمان جنگ دوم لبنان در سال ۲۰۰۶، و برای حدود دو دهه، دولتهای اسرائیل موظف بودند که با جمعیت در جبهه داخلی در شرایط اضطراری مدنی و امنیتی برخورد کنند، اما این کار را نکردند. برنامهها بهروز نشده بودند. هیچ برنامه عملیاتی ملی مدون و هیچ علامتگذاری اضطراری وجود نداشت.»
برنامهها روی کاغذ
سه طرح روی کاغذ وجود داشت.
طرح «هتل مهمان»، که در ابتدا در سال ۲۰۱۲ تهیه و در سال ۲۰۲۲ بهروز شد، برای مدیریت جذب آوارگان در هتلهای سراسر کشور در نظر گرفته شده بود. طرح «فاصله ایمن»، که در اصل در سال ۲۰۲۱ تأیید شد، برای هدایت تخلیه جوامع در فاصله چند کیلومتری مرزهای اسرائیل طراحی شده بود. طرح سوم، «نفس تازه»، فقط سرپناه اضطراری کوتاهمدت را پوشش میداد – چیزی که برای آوارگی طولانیمدت مناسب نبود.
حسابرس دولتی دریافت که هیچیک از این سه طرح بهطور رسمی توسط کابینه اسرائیل تصویب نشده بود. هیچیک از آنها با تعهدات بودجهای الزامآور پشتیبانی نشده بود. و هیچیک در رزمایشهایی که واقعیت مورد نظر آنها را شبیهسازی میکرد، آزمایش نشده بود. در عوض، مقامات مسئول، رزمایشهایی را در مدارس و ساختمانهای عمومی برگزار کردند – مکانهایی که پس از مشخص شدن اینکه جنگ طولانیمدت نیازمند زندگی هزاران نفر در هتلها برای ماهها خواهد بود، کاملاً نامناسب ثابت شدند.
پیامدها در جوامع مرزی اسرائیل بهشدت مشهود بود.
قریهشمونه، شهری با حدود ۲۴,۰۰۰ نفر جمعیت که در فاصله ۱.۳ کیلومتری مرز لبنان قرار دارد، اصلاً هیچ طرح تخلیه عملیاتی نداشت. در دهه گذشته، ارتش اسرائیل بهطور صریح تخلیه کامل شهر را رد کرده بود و فرض میکرد که ساکنان میتوانند در طول هر درگیری آینده در محل خود پناه بگیرند. بنابراین، این شهر هیچ رزمایش تخلیهای برگزار نکرد، هیچ پرسنل متخصصی را آموزش نداد و هیچ مقصد پذیرشی برای ساکنان خود تعیین نکرده بود.
هنگامی که سرانجام دستور خروج صادر شد، حدود ۲۱,۰۰۰ نفر بدون هیچ چارچوبی برای پذیرش آنها فرار کردند. آنها در نهایت در حدود ۳۰۰ هتل و مهمانخانه در ۱۰۰ جامعه پراکنده در سراسر کشور اسکان داده شدند – پراکندگیای که حسابرسی آن را «رنج غیرضروری» توصیف کرده و «اضطراب و عدم اطمینان» ساکنان را تشدید کرده است. در اوایل سال ۲۰۲۰، دفتر حسابرس دولتی هشدار داده بود که برنامهریزی تخلیه قریهشمونه بهطور خطرناکی ناقص است و از ارتش اسرائیل و وزارتخانههای مربوطه خواسته بود اقدام کنند.
این هشدار نادیده گرفته شد.
وضعیت در جنوب اسرائیل نیز بههمان اندازه ناامیدکننده بود. اسدرود، شهری با حدود ۲۷,۰۰۰ نفر جمعیت که در فاصله ۱.۳ کیلومتری غزه قرار دارد، بهطور صریح از طرح «فاصله ایمن» حذف شده بود زیرا کمی فراتر از منطقه تحت پوشش تعیین شده قرار داشت. شورای منطقهای اشکول – که شامل دهها جامعه در مجاورت مستقیم حصار مرزی است و بار اصلی کشتار ۷ اکتبر را بر دوش کشید – فقط برای ۱۱ مورد از ۳۲ جامعه عضو خود، ترتیبات تخلیه را آماده کرده بود.
در میان پنج مقام جنوبی که توسط حسابرسان مورد بررسی قرار گرفتند، هیچیک تخلیه کامل خارج از محدوده را تمرین نکروهاند. اکثر پایگاههای داده اضطراری فقط دریافتکنندگان رفاه را پوشش میدادند و اکثریت قریب به اتفاق ساکنان عادی را در هرگونه طرح احتمالی قبل از جنگ بیحساب گذاشته بودند. ارتش اسرائیل، وزارت کشور و سازمان ملی مدیریت بحران هرگز به جوامع جنوبی دستور نداده بودند که برای آوارگی در مقیاس بزرگ آماده شوند.
در شهر شمالی قریهشمونه اسرائیل در ۲۶ دسامبر ۲۰۲۴، دیوید کاماری به خسارات ناشی از شلیک موشک حزبالله به حیاط خانهاش نگاه میکند. عکس از آنا اپستین/TPS-IL
«خلاء پاسخگویی»
این حسابرسی توضیحی ساختاری برای این شکست مداوم شناسایی کرد: جنگ قدرت طولانیمدت و حلنشده بین دو نهاد دولتی بر سر اینکه چه کسی مسئولیت نهایی را بر عهده دارد. یکی از آنها سازمان ملی مدیریت بحران اسرائیل است که با اختصار عبری RACHEL شناخته میشود و تحت نظارت وزارت دفاع قرار دارد. نهاد دیگر وزارت کشور است.
بر اساس گزارش انگلمن، RACHEL و وزارت کشور هرگز بر سر نقشهای خود در تخلیه گسترده غیرنظامیان توافق نکردند. هر کدام به دیگری اشاره میکرد. هیچکدام بهطور کافی آماده نشدند. نتیجه آنچه حسابرسی آن را «خلاء پاسخگویی» توصیف کرد – شکافی در قلب سیستم مدیریت بحران ملی که هیچ دولتی انتخاب نکرد آن را پر کند.
انگلمن گفت: «علیرغم درخواست من از نخستوزیر، او اختلاف بین وزرای دفاع و کشور را بر سر اختیاراتشان حل نکرد. رویکرد وزارت کشور – مبنی بر اینکه مسئولیتی در قبال رویداد تخلیه ندارد و ملزم به فعالسازی سیستم نبوده است – قابل قبول نیست.»
در پاسخ به گزارش حسابرس دولتی، وزارت دفاع اعلام کرد که سازمان ملی مدیریت بحران از ابتدای جنگ با رویکردی گسترده عمل کرده و هماهنگی بینوزارتی را برای تخلیه از جنوب و شمال هدایت کرده است. این وزارتخانه اعلام کرد که طرحهای پیشین امکان تخلیه حدود ۱۲۴,۰۰۰ نفر را فراهم کرده و تلاشهای آمادگی ادامه دارد.
در مجموع حدود ۲۱۰,۰۰۰ اسرائیلی در سه ماه اول جنگ از خانههای خود در شمال و جنوب تخلیه شدند. این حسابرسی نتیجه میگیرد که رنج آنها نه ناشی از کمبود منابع یا جغرافیا، بلکه ناشی از اراده سیاسی و پاسخگویی نهادی بود – شکستی که سالها در حال شکلگیری بود و در یک صبح آشکار شد.