خواهران بازمانده: تروما مشترک پیوند سربازان زن اسرائیلی در دوران نقاهت می‌شود

اخبار فوری: منتشر شده 4 ساعت پیش
پروژه نِشِک، ابتکاری از سوی اوریل ویگلر و همسرش شِوی ویگلر، بنیان‌گذاران بِلِو اِحاد، سربازان زن مجروح اسرائیلی را برای دریافت حمایت به نیویورک آورد.

نوشته پسح بنسون • ۴ مه ۲۰۲۶

اورشلیم، ۴ مه ۲۰۲۶ (TPS-IL) — در میان کهنه‌سربازان مجروح اسرائیلی، گروهی رو به رشد از سربازان زن، پس از یکی از مرگبارترین روزهای جنگ، قدرت را در آسیب‌های مشترک و ارتباط با یکدیگر می‌یابند.

ابتکار جدیدی به نام «پروژه نشک» هشت سرباز زن مجروح را برای یک استراحت یک هفته‌ای به نیویورک برد که هدف آن بازسازی تاب‌آوری عاطفی و حمایت همتایان بود.

به گفته خاخام اوریل ویگلر و همسرش، شِوی ویگلر، بنیان‌گذاران «بِلوِو اِخاد» (Belev Echad)، سربازان زن اغلب آنچه را که برگزارکنندگان «بار خاموش» توصیف می‌کنند، در جامعه کهنه‌سربازان مجروح اسرائیل حمل می‌کنند. این سازمان غیرانتفاعی مستقر در نیویورک از سربازان اسرائیلی مجروح در میدان نبرد از طریق برنامه‌های استراحت، توانبخشی و کمک‌های عاطفی حمایت می‌کند. پروژه نشک تحت پوشش این سازمان فعالیت می‌کند.

ویگلرها گفتند: «ما می‌خواستیم مکانی را برای آن‌ها فراهم کنیم که مجبور نباشند درد خود را توضیح دهند، بلکه صرفاً دیده و حمایت شوند. تاب‌آوری آن‌ها، تپش قلب سازمان ماست.»

به عنوان بخشی از این برنامه، شرکت‌کنندگان برای استراحتی از شدت جنگ و بهبودی به نیویورک پرواز داده شدند. برگزارکنندگان گفتند که هدف، فرار نبود، بلکه چشم‌انداز بود – به بازماندگان اجازه می‌داد تا آسیب‌ها را در یک محیط حمایتی پردازش کنند.

شرکت‌کنندگان گفتند: «ما برای نفس کشیدن به اینجا آمدیم. ما دیگر تنها نیستیم.»

در میان شرکت‌کنندگان، شای باخار بود که در حملات ۷ اکتبر به رهبری حماس در پایگاه «نhal Oz» در نزدیکی مرز غزه جان سالم به در برد. او به عنوان مددکار اجتماعی ارتش که به تیپ جولانی نیروهای دفاعی اسرائیل (IDF) پیوسته بود، خدمت می‌کرد.

او ساعات اولیه صبح را به عنوان یک انتقال ناگهانی به یک وضعیت تهدیدکننده زندگی توصیف کرد، که در طول آن به هماهنگی ارتباطات در حالی که زیر آتش پناه گرفته بود، کمک کرد.

باخار به یاد آورد: «ساعت ۶:۲۵ صبح، با انفجار از خواب بیدار شدیم. حدود ۲۰ نفر از ما، عمدتاً کارکنان ستاد فرماندهی با لباس خواب، در یک پناهگاه با ورودی باز پنهان شدیم. سوراخ‌هایی در دیوارها وجود داشت؛ ما آن‌ها را می‌دیدیم، اما آن‌ها ما را نمی‌دیدند.»

باخار گفت که با پیشرفت اوضاع، بازماندگان مجبور شدند در حالی که هنوز تحت تهدید بودند به مجروحان کمک کنند. او در طول حدود ۱۱ ساعت، اطلاعات را به فرماندهان منتقل می‌کرد و صدای درگیری را در بیرون می‌شنید. او گفت که در آن روز ۴۶ دوست خود را از دست داد.

او گفت: «من شر را مجسم شده دیدم. بوی آتش را حس کردم. ما زنده ماندیم، اما چیزی در درون ما برای همیشه تغییر کرد.»

آدی نعیمی، یکی دیگر از شرکت‌کنندگان، پنهان شدن زیر میز با یک تکنسین را برای حدود ۱۲ ساعت، تنها با چاقوهای آشپزخانه مسلح، در حالی که صدای خشونت را در بیرون پایگاه «Kissufim» می‌شنید، توصیف کرد.

او گفت: «ما فریادهایی به زبان عربی درست بیرون پنجره شنیدیم. ما فقط آن چاقوها را نگه داشتیم، به این امید که ما را از بدترین‌ها محافظت کنند.» این دو نفر سرانجام توسط سربازان نجات یافتند.

برای شرکت‌کنندگان، این سفر به عنوان گردشگری ارائه نشد، بلکه به عنوان شکلی از بهبودی جمعی بود. بسیاری گفتند که در میان دیگرانی که رویدادهای مشابهی را تجربه کرده بودند، درک متقابل یافتند.

این گروه گفتند: «در این هفته، ما سعی نمی‌کنیم همیشه قوی باشیم. ما فضایی برای سختی، اما همچنین برای خنده فراهم می‌کنیم. ما با عمقی که نیازی به کلمات زیادی ندارد، یکدیگر را می‌شناسیم.»

برگزارکنندگان گفتند که هدف پروژه نشک، دور کردن شرکت‌کنندگان از واقعیت نیست، بلکه کمک به بازگشت آن‌ها به آن با حمایت عاطفی اضافی است. «بِلوِو اِخاد» با ایجاد یک جامعه مشترک از بازماندگان، قصد دارد اطمینان حاصل کند که سربازان زن مجروح تجربیات خود را به تنهایی حمل نکنند.

باخار گفت: «من هر روز برای نعمت زندگی از خدا تشکر می‌کنم. و به دوستانی که دیگر اینجا نیستند فکر می‌کنم. ساعتی نمی‌گذرد که آن‌ها را به یاد نیاورم. آن‌ها نیز شایسته یک سفر پس از ارتش بودند.»