کمیته حقوق کودک به ریاست «کتی شتریت»، نماینده کنست، امروز (چهارشنبه) برای بحثی داغ در مورد موضوع حفاظت و تضمین ارتباط بین نسلی در اختلافات خانوادگی تشکیل جلسه داد. بر اساس گزارش دیوان محاسبات دولتی برای سال ۲۰۲۴ و ارزیابیهای حرفهای، در حال حاضر بیش از ۳۰ هزار کودک در اسرائیل با پدیده بیگانگی والدین و دوری دردناک خانوادگی مواجه هستند که نه تنها بر روابط با والدین تأثیر میگذارد، بلکه منجر به آسیب شدید به پیوند بین پدربزرگها و مادربزرگها با نوههایشان میشود. گزارش دیوان محاسبات کمبود شدید زیرساختهای حمایتی درمانی را آشکار کرد، به طوری که تنها ۶۶ مرکز تماس در ۲۵۷ نهاد محلی در سراسر اسرائیل فعال هستند – که به ویژه در مناطق حاشیهای با پریشانی حاد روبرو هستند – به این معنی که تنها حدود ۴۲۰۰ کودک عملاً در این جلسات محافظت شده شرکت میکنند. در طول بحث، شهادتهای شخصی دشوار از قربانیان این پدیده آشکار شد: «کودکانی که بیگانگی والدین را تجربه میکنند، کاملاً یک طرف خانواده را سیاه میکنند.»
رئیس کمیته، «کتی شتریت»، نماینده کنست، بحث را آغاز کرد و نسبت به فقدان اقدامات درمانی و قانونی هشدار داد: «کودکان در اختلافات بین بزرگسالان به قربانیان آسان تبدیل شدهاند. بر اساس برآوردهای سال ۲۰۲۰، بیش از ۳۰ هزار کودک بیگانه شده در اسرائیل وجود دارند – قابل درک است که ارقام فعلی چندین برابر بیشتر است. این آسیب محدود به روابط بین والدین و فرزندانشان نیست، بلکه شامل دوری دردناک بین پدربزرگها و مادربزرگها با نوههایشان نیز میشود و «میراث قطع ارتباط» را ایجاد میکند که از نسلی به نسل دیگر منتقل میشود. قانون صلاحیت قانونی و قیمومیت به دادگاهها اختیار تعیین تماس با پدربزرگها و مادربزرگها را میدهد و رویهای وجود دارد که درخواستها باید ظرف ۱۴ روز به طور فوری مورد بحث قرار گیرند، اما در عمل، این رویهها به اندازه کافی اجرا نمیشوند. باید فوراً برای گسترش شبکه مراکز تماس در مناطق حاشیهای، افزایش ساعات کاری، اجرای مؤثر رویههای دادگاه و حتی بررسی اجازه دادن به نهادهای خصوصی برای تأسیس مراکز تحت نظارت دولتی اقدام شود. پشت هر عدد یک کودک وجود دارد و هر کودکی شایسته حق رشد با ارتباطی پایدار و سالم بین نسلی است.»
«روبی پورات شوویل»، بازیگر، که سالهاست به دلیل دوری دردناک و مداوم از دو نوه خود که ادعا میکند ناشی از یک اختلاف خانوادگی شدید بوده، رهبری یک کمپین گسترده عمومی و رسانهای را بر عهده داشته است، در این بحث شرکت کرد. پورات شوویل با گریه، ویرانی روانی را که کودکان و خانوادهها تجربه میکنند، توصیف کرد: «پشت هر بیگانگی، یک درگیری بزرگسالان بر سر پول یا انتقام وجود دارد که از کودک استفاده میکند. خاطرات خوب پاک میشوند و کودک والد بیگانه شده را کاملاً شیطانی تلقی میکند؛ چون نمیتوانند با این موضوع کنار بیایند، احساس گناه میکنند و این یک چرخه رو به رشد است. والدین بیگانه شده، مردگان متحرک هستند. خانهای که در آن بیگانگی وجود دارد، مانند یک فرقه عمل میکند و آسیب به کودک گرفتار در آن گاهی غیرقابل جبران است. کودکان سلاح یا برگ چانه زنی نیستند و باید از تمام درگیریها دور نگه داشته شوند. وقتی کودکانی که بیگانگی والدین را تجربه میکنند، شجرهنامه میکشند، یک طرف خانواده خود را کاملاً پاک و سیاه میکنند؛ این برای روان کودک بسیار دشوار است.»
«رومی کانبال»، وکیل و رئیس منطقه مرکزی کانون وکلای اسرائیل، وضعیت را یک شکست عمیق سیستمی توصیف کرد: «این پدیدهای است که از بخشها، سنین و سطوح تحصیلی عبور میکند – این یک بلای ملی است که سیستم حقوقی راهی برای مقابله با آن ندارد. این کودکان ربوده میشوند و ارقام ذکر شده تنها نوک کوه یخ است، زیرا بسیاری از موارد به تعریف بیگانگی نمیرسند زیرا والد بیگانه شده روند دشواری را تا زمانی که تسلیم شود، طی میکند. در پروندههای طلاق، قضات به ابزارهای گستردهتری برای توقف به موقع این پدیده نیاز دارند. ابزارهای فعلی محدود هستند؛ باید زمانبندیهای روشنی به قضات و سیستم رفاهی داده شود تا سالها طول نکشد تا کودک در موضع خود ریشهدار شود. اگر پنجره فرصت را در ابتدای دوری از دست بدهید – مراکز تماس دیگر کمکی نخواهند کرد. قانون امروز از ۶۰ روز برای یک رویه صحبت میکند که زمان زیادی است. یک قاضی باید حداکثر ظرف یک هفته پرونده را ببیند.»
«دوره بیتون»، نماینده کنست، به عدم اقدام مقامات قضایی اشاره کرد و گفت: «حتی قضات نیز با این موضوع دست و پنجه نرم میکنند. مشکل با درگیری بین والدین شروع میشود، با کودکانی که در وسط میافتند، و طبق دادهها، نیمی از کودکان تحت سرپرستی به دلیل اختلافات والدین بر سر پول، نفقه و انتقام در خانوادههای سرپرست قرار میگیرند. قضات میتوانند کودکان را از سن ۶ سالگی ببینند و با آنها صحبت کنند، اما از این ابزار استفاده نمیکنند. من به متخصصان میگویم – به حرف کودک گوش دهید و چیزهای کوچکی را که نشاندهنده بیگانگی والدین است، بشنوید.»
از سوی دیگر، «ایمان خطیب یاسین»، نماینده کنست، موضعی را ارائه کرد که نسبت به دخالت زودهنگام قانونی هشدار میداد: «همه چیز به مورد بستگی دارد و مناسب نیست که کودک را چند روز پس از جدایی نزد قاضی ببرید و با او صحبت کنید. باید رویههای درمانی قبل از رسیدن به مقامات قانونی به پایان برسد و یک فرآیند درمانی باید در اولویت باشد. البته، اگر مورد خشونت وجود داشته باشد، مداخله فوری قانونی ضروری است، اما این مسئله مرگ و زندگی است و باید محتاط بود.»
«گادی الباز»، وکیل و نماینده اداره دادگاهها، دادههای سیستم را ارائه کرد و منبع تأخیرها را توضیح داد: «بیگانگی والدین، برای ما، مسئلهای بسیار مهم در اولویتهای ماست و مقرر شده است که تصمیمگیری ظرف ۱۴ روز انجام شود. در سال ۲۰۲۵، ۱۹ درخواست برای تسکین فوری ثبت شد و طبق دادههای ما، تنها در دو مورد مهلتهای تعیین شده رعایت نشد. وقتی با قضات بررسی کردیم که چه چیزی باعث تأخیر در روندها میشود، متوجه شدیم که گاهی اوقات ناشی از عدم دریافت به موقع گزارشها از متخصصان است. سیستم حمایتی دادگاه با زمانبندیهای تعیین شده همگام نیست و بنابراین قضات را به تأخیر میاندازد.»
«ماتزادا شنلر»، نماینده وزارت رفاه، بر نیاز به احتیاط حرفهای تأکید کرد و دادههای وزارتخانه را ارائه داد: «این یک موضوع بسیار پیچیده و دردناک است. قطع ارتباط و درگیری خانوادگی عمدتاً به کودکان آسیب میزند و ما سعی میکنیم از طریق توافقها، تماس اولیه را برقرار کنیم که اغلب منجر به برقراری مجدد قابل توجه تماس میشود، اما وقتی توافقی وجود نداشته باشد، کمک به ما دشوار است. تعداد پروندههایی که ما برای بیگانگی تعریف شده بین نسلی داریم، حدود ۵۰ مورد است. بیشتر کار ما، حدود ۷۷ درصد، به مشکلات مختلف در روابط خانوادگی، به ویژه با والدین و فرزندان و بین نسلی میپردازد. در میان این مشکلات، طیفی از قطع ارتباط و کنار آمدن وجود دارد – همه چیز بیگانگی والدین نیست و باید قبل از عجله به دادگاه محتاط بود.»
بحث با شهادت شخصی «خاخام مناخم سوکوت»، پدری که با دوری خانوادگی دست و پنجه نرم میکند، به پایان رسید، که بینش تکاندهندهای را در مورد دنیای کودکانی که درگیر درگیری هستند، به اشتراک گذاشت: «من از دخترم اجازه گرفتم تا به نمایندگی از او صحبت کنم پس از سالها عدم تماس، و من فرزندان دیگری نیز دارم که با آنها در تماس نیستم. دخترم به من گفت که در سالهایی که ما از هم دور بودیم، من نامههایی را در مناسبتهای خاص برای او میفرستادم؛ او به من گفت که اگر نامهای میفرستادم، آن را دور میانداختم، اما اگر نامهای نمیفرستادم – او واقعاً ناراحت میشد و حتی از من متنفر میشد. این نشان میدهد که کودکان چقدر در میانه بین بزرگسالان گرفتار شدهاند و چنین احساسات دشواری را بیهوده تجربه میکنند.»