مراسم تجلیل از فرماندهان ستاد ارتش برای سربازان وظیفه و ذخیره سال ۲۰۲۶

رئیس ستاد کل نیروهای دفاعی اسرائیل، ایال زمیر، از ۱۳۴ افسر و درجه‌دار به دلیل تعالی و روحیه پیشگامانه آن‌ها در مراسمی که نوآوری و تجدید را جشن گرفت، تجلیل کرد.

مراسم اهدای جوایز تعالی روز دوشنبه (دیروز) به ریاست ستاد کل ارتش، سرلشکر ایال زامیر، و با حضور اعضای مجمع ستاد کل برگزار شد.

این مراسم با شعار «قدرت نوسازی» برگزار شد که نمادی از دستاوردهای دولت اسرائیل در سال گذشته و نوآوری‌های فناورانه پیشگامانه آن بود.

در طول مراسم، گواهینامه‌های تعالی به ۱۳۴ افسر و درجه‌دار وظیفه، اعم از کادر و ذخیره، از یگان‌های مختلف ارتش اسرائیل، به دلیل مشارکت‌های برجسته در یگان‌های خود و الگو بودن به عنوان فرماندهان در ارتش اسرائیل اهدا شد.

سرلشکر ایال زامیر، رئیس ستاد کل ارتش، گفت: «ما وارد یک جنگ شدید و چندوجهی در تمام جبهه‌ها شدیم؛ از جنوب تا شمال، در بالا و پایین زمین، فرماندهان و سربازان ارتش با اراده، ابتکار و شجاعت در برابر دشمنان ما عمل می‌کنند – از شهروندان اسرائیل محافظت می‌کنند، امنیت را بازمی‌گردانند و آینده دولت اسرائیل را مستحکم می‌کنند.»

«در طول بیش از دو سال نبرد پیچیده و چندوجهی، ما نیز با لحظات دشوار و لحظات عدم اطمینان روبرو شدیم. اما هر بار دوباره – از سنگینی مسئولیت و موقعیت، ارتشی از «پیشگامان» ظهور کرد و به جلو راند.»

«وقتی به شما، برگزیدگان تعالی ارتش اسرائیل، نگاه می‌کنم، پیشگامان دوران خود را می‌بینم. همانطور که پیشینه رسیدن شما به این جایگاه را در شب گذشته عمیقاً مطالعه کردم، رهبری را که مشخصه هر یک از شما بود و شما را برجسته می‌کرد، به طور کامل درک کردم.»

«تعالی تنها با قدرت پیشروی و اراده سنجیده نمی‌شود، بلکه در درجه اول با توانایی انجام همه اینها با فروتنی سنجیده می‌شود. بدون خودخواهی، از روی حس مأموریت، شانه به شانه با زیردستان خود، برای امنیت مردم ما و دفاع از خانه ما عمل کنید. به لطف اراده، شجاعت و فروتنی فرماندهی شما – شما سپر قدرتمند کل دولت اسرائیل هستید. متشکرم، به تعالی ادامه دهید، اوج بگیرید و موفق شوید.»

سرگرد ش.، برادر آریل بن موشه (رحمة الله علیه)، ادامه داد: «رئیس ستاد کل – سرلشکر ایال زامیر، اعضای ستاد کل، فرماندهان، خانواده‌ها و مهمانان گرامی. من زیاد به این فکر کرده‌ام که شخصیت یک فرد برجسته را چه چیزی تشکیل می‌دهد، فرمول آن چیست. می‌خواهم چند بینش را به اشتراک بگذارم – اول اینکه، نیازی نیست منتظر شرایط بود، باید فرصت‌ها را خلق کرد، «شانس» را برای خود ایجاد کرد.»

«وقتی هشت ساله بودم، برادر بزرگترم آریل از تمرین بسکتبال عرق‌کرده، کثیف و عمدتاً ناراحت برگشت. چرا اینقدر ناراحت بود؟ تمرین، حداقل، خوب پیش نرفته بود. او دیر به تمرین رسیده بود زیرا در آن زمان ماشینی نداشتیم، بنابراین مجبور بود تا لبه شهر پیاده برود. همه با لباس ورزشی و کفش بسکتبال به تمرین رسیدند – او با پیراهن مدرسه و کفش معمولی رسید.»

«همه با توپ آمدند – و او بدون توپ آمد. او با صدایی خفه و چشمانی قرمز به خانه برگشت و همه چیز را به مادرم گفت، که منصفانه نبود، که او هرگز بهترین نخواهد شد، و بهترین نسخه از خود را نخواهد بود، زیرا او شرایطی را که دیگران داشتند، نداشت. او درگیر ترس واقعی بود، ترسی از اینکه سرنوشت او متوسط بودن است، که نقطه شروع او داستان زندگی‌اش را تعیین می‌کند، که هرگز نمی‌تواند از مرزها عبور کند، نسخه‌ای بهتر از خود بسازد، که این سرنوشت اوست – متوسط بودن.»

«مادرم گوش داد و درک کرد، اما به سادگی به او پاسخ داد: «از فقرا تورات خواهد آمد.» گویی این برای او کافی بود، و ترس به گرسنگی تبدیل شد – گرسنگی برای اثبات خود و به همه دیگران، گرسنگی برای مبارزه با شرایط، موقعیت‌ها و «شانسی» که داشت. از آنجا، او به مدرسه شبانه‌روزی نظامی در حیفا پذیرفته شد و با افتخار فارغ‌التحصیل شد. او به گردان ۲۰۲ هنگ چترباز پیوست و در هر مرحله‌ای که تکمیل کرد – به تعالی بیشتری دست یافت.»

«یک فرد برجسته کسی است که گرسنگی‌اش قوی‌تر است و بر تمام شرایط یا موقعیت‌ها در طول مسیر غلبه می‌کند. وقتی او فرمانده دسته در بهاد ۱ بود، من یک دانشجو بودم. یک هفته قبل از فارغ‌التحصیلی، هفته‌ای که عمدتاً شامل تمرین برای مراسم و جلسات جبرانی بود – هفته‌ای با شدت کمتر، احساس پایان دوره. تلاش دوم برای آزمون بهبود یافته لورن وجود داشت – آزمونی که ناوبری را با وزن، یک آزمون میدانی، دویدن طولانی با جلیقه و تیراندازی ترکیب می‌کند.»

«آزمونی که هیچ دانشجویی به طور خاص از آن لذت نمی‌برد. ناگهان، در لیست‌ها دیدم که برای تلاش دوم ثبت‌نام کرده‌ام. با تعجب، به فرمانده دسته‌ام نزدیک شدم و به او گفتم که اشتباهی رخ داده و من ثبت‌نام کرده‌ام، در حالی که دلیلی وجود نداشت، زیرا من آزمون را با نمره‌ای نه چندان بد (۹۲، برای کسانی که می‌پرسند) گذرانده بودم.»

«او پاسخ داد که او فرمانده دسته‌ای نیست که مرا ثبت‌نام کرده است، بلکه فرمانده دسته در دفتر سمت چپ است، و اگر شکایتی دارم، باید به آنجا بروم. این دفتر برادر من بود. با آرامش کمتر وارد شدم و از او پرسیدم: «دلیل چیست؟» او به طور جدی و ساده به من پاسخ داد: «۸ امتیاز شما کجا رفت؟» در آنجا، بحث و مذاکره من با او پایان یافت. صبح روز بعد، دوباره نزدیک شدم، من و کل دسته او، که او به طور کامل ثبت‌نام کرده بود – زیرا، به گفته او، «اگر قابل بهبود باشد، پس بهبود می‌یابد.»»

«البته، او کل آزمون را با من دوید و بی‌وقفه فشار آورد. برای کسانی که می‌پرسند – بله، من بهبود یافتم. به ۹۴. به روش او، هیچ مصالحه یا تساهلی وجود ندارد – نه در یک مأموریت عملیاتی، نه در یک دستگیری، و نه در یک آزمون بهاد ۱ – همه چیز به درستی انجام می‌شود، و اگر قابل بهبود باشد، پس بهبود می‌یابد – زیرا این استاندارد بی‌مصالحه‌ای بود که او به آن اعتقاد داشت. یک فرد برجسته یک نوع سرسخت است که در روش یا نتیجه سازش نمی‌کند – حتی اگر چیز کوچک و ناچیزی باشد.»

«او اینگونه ادامه داد، در واحد شناسایی چتربازان و همچنین زمانی که به سیرت متکال پذیرفته شد. در شنبه سیاه، ۷ اکتبر، او از عین زوان در شمال پرید و به سمت جوامع حاشیه غزه شتافت، نیروی کوچکی از واحد را جمع کرد و به سمت کیبوتص رعیم حرکت کرد. درست قبل از ورود به کیبوتص، او به طور قاطع به آنها گفت: «جان غیرنظامیان بر جان رزمندگان اولویت دارد.»»

«و همینطور هم شد، خانه به خانه، رویارویی به رویارویی، با او که نیرو را از جلو هدایت می‌کرد. تا آخرین خانه در محله شمالی، جایی که به دلیل تلاش برای نجات گروگانی که در خانه‌ای با شش تروریست گرفتار شده بود، او اولین کسی بود که وارد شد و اولین کسی بود که مورد اصابت قرار گرفت. برادر بزرگترم شنبه شب سقوط کرد. او تجسم فردی در خط مقدم بود که به دنبال تماس بود و در عمل، حائلی بین غیرنظامیان و تروریست‌ها بود – بدون ذره‌ای شک.»

«یک فرد برجسته فردی در خط مقدم است – او در جایی که پیچیده است و در خط مقدم حضور دارد، جایگاه خود را در موقعیت دیکته می‌کند. مانند برادر من، افراد بسیار دیگری نیز وجود دارند – سرگرد روی مالداسی (رحمة الله علیه)، که قهرمانانه در غزه جنگید و سقوط کرد. کاپیتان دکل سویسا (رحمة الله علیه)، که فرمانده پایگاه پاگا بود و با اراده جنگید. و بسیاری دیگر از افراد خوب که به شیوه خود، نمونه‌ای از فرد برجسته هستند که من برای خود و همه ما آرزو می‌کنم که باشیم.»

«البته، تمام این کار و مسیر نمی‌تواند بدون حمایت، پشتیبانی و کمک مهمترین افراد – همسران و خانواده‌های عزیزمان – وجود داشته باشد. آنها آنجا هستند تا تعادل برقرار کنند، حمایت کنند و ما را پیش ببرند – از شما برای خودتان و برای آنچه که در طول این سفر برای ما هستید، متشکرم. از لطف آشکار کردن ایده آل شخصی‌ام و به ویژه خدمت و تأثیرگذاری سپاسگزارم. از همه شما بسیار سپاسگزارم!