این یک دیدار شگفتانگیز و پایانی شگفتانگیز برای چنین دیدار کوتاهی، اما بسیار مؤثر و هیجانانگیز بود.
فکر میکنم پس از سخنرانی تکاندهنده شما در کنست در روز گذشته، هیچ چشمی در اسرائیل خشک نماند. میتوانم به شما بگویم که از آن زمان تاکنون فرصت داشتهایم نه تنها به درون قلبهایمان نگاه کنیم، بلکه به ذهنهای درخشانی که در هر دو کشورمان داریم نیز بنگریم.
ما نمایشگاهی از نوآوری را دیدیم که مرزهای تخیل را در هم میشکند. ما با مردم با استعداد هند، همراه با مردم خودمان، درباره همکاری بحث کردیم و در حال کار بر روی برنامههای ملموس هستیم.
دو مثال برای شما میزنم:
به عنوان مثال، ما در مورد دقت در کشاورزی صحبت میکنیم. یعنی به جای آبیاری متوسط یک مزرعه، بر روی بخش خاصی یا گیاه خاصی تمرکز کنیم. خب، چرا نتوانیم ذهن یک دانشآموز خاص را “آبیاری” کنیم؟
وقتی در مورد دقت در آموزش صحبت میکنیم، نرمافزار و هوش مصنوعی داریم که میتواند به هر پسر و دختری دسترسی پیدا کند تا به آنها کمک کند تا از تمام پتانسیل خود بهرهمند شوند. محدودیتهایی که در گذشته وجود داشت دیگر ما را محدود نمیکند، آینده متعلق به کسانی است که آن را تصاحب میکنند. آینده متعلق به کسانی است که نوآوری میکنند، و اسرائیل و هند مصمم به نوآوری هستند.
ما دو تمدن باستانی هستیم که به گذشته خود افتخار میکنیم، اما مصمم به تصاحب آینده هستیم و میتوانیم این کار را با هم بهتر انجام دهیم.
ما تصمیم گرفتهایم به محض اینکه بتوانیم ترتیب آن را بدهیم، جلسهای در سطح دولت به دولت (G2G) در هند برگزار کنیم. ما میخواهیم وزرایی را که اینجا هستند، ببریم. باید اشاره کنم، دوست من نارندرا، شما دولتی فوقالعاده کارآمد دارید. آنچه شما میتوانید با یک وزیر و یک سفیر انجام دهید… این به من ایدههایی میدهد، نمیخواهم شما را نگران کنم، پس نگران نباشید.
اما در واقع، ما میدانیم که دیدار ذهنها و قلبهایی که در اینجا داشتهایم، در این G2G شگفتانگیز ادامه خواهد یافت، که باید خیلی وقت پیش اتفاق میافتاد و انگیزه بیشتری برای منافع عظیمی که میتوانیم برای یکدیگر و فکر میکنم برای کل بشریت به ارمغان بیاوریم، ایجاد خواهد کرد.
و در پایان، باید بگویم که در پایان این دیدار، من به هند بدهکار شخصی بزرگی هستم. نمیدانم به شما نارندرا گفتم یا نه، اما وقتی سارا را برای اولین بار ملاقات کردم، فکر میکنم اولین یا دومین قرار ملاقات ما در یک رستوران هندی در تلآویو بود. اسمش رینا پوشکارنا بود. و باید به شما بگویم – اول از همه غذا شگفتانگیز بود، و این اولین بار بود که سارا با آن آشنا میشد. بنابراین یک قرار ملاقات اول عالی بود. نه فقط غذا – قرار ملاقات نیز عالی بود. بنابراین واضح است که من از شما سپاسگزارم، و فرزندانم نیز همینطور هستند.
میخواهم به شما بگویم که دوستی شخصی ما و دوستی بین دولتها و ملتهایمان عمیقاً احساس میشود – و از صمیم قلب. و امیدوارم که این دوستی ادامه یابد، شکوفا شود و تقویت گردد، همانطور که مطمئن هستم در نتیجه این دیدار چنین خواهد شد. از شما نارندرا، و از همه شما متشکرم.