پس از نزدیک به سه سال، اسرائیلی‌ها هزینه‌های روانی جنگ را به شیوه‌های مختلف متحمل می‌شوند

بررسی جدیدی توسط مرکز بین‌المللی مطالعات سلامت روان (ICAMH) در دانشگاه عبری اورشلیم نشان می‌دهد که اسرائیلی‌ها با پیامدهای روانی متنوعی ناشی از نزدیک به سه سال جنگ مواجه هستند که نیازمند رویکردهای درمانی متناسب است.

اورشلیم، ۱۹ اوت ۲۰۲۶ (TPS-IL) — پس از نزدیک به سه سال جنگ، هیچ روایت واحدی از چگونگی کنار آمدن اسرائیلی‌ها با پیامدهای روانی آن وجود ندارد. یک بررسی جدید بر روی ۶۸ مطالعه نشان می‌دهد که نتایج سلامت روان به شدت بسته به آنچه مردم تجربه کرده‌اند، مدت زمان مواجهه و آسیب‌پذیری‌هایی که قبل از جنگ داشته‌اند، متفاوت است؛ این موضوع نشان‌دهنده نیاز به پیگیری هدفمندتر و بلندمدت به جای پاسخی یکسان برای همه است.

دکتر میشال کوهن، یکی از پژوهشگران اصلی این مطالعه، به سرویس مطبوعاتی اسرائیل گفت: «هیچ مسیر روانی واحدی در کل جمعیت اسرائیل وجود ندارد. میانگین‌های در سطح جمعیت می‌تواند الگوهای بسیار متفاوتی از پریشانی و بهبودی را در میان گروه‌های مختلف پنهان کند.»

این هشدار در قلب یک بررسی جدید از مرکز اعتیاد و سلامت روان اسرائیل (ICAMH) در دانشگاه عبری اورشلیم قرار دارد که ۶۸ مطالعه را برای ارائه کامل‌ترین تصویر تاکنون از سلامت روان اسرائیل دو سال پس از جنگ گردآوری کرده است – و دریافته است که اعتیاد، یکی از رایج‌ترین راه‌های مقابله مردم با تروما طولانی‌مدت، توجه تحقیقاتی غافلگیرکننده‌ای را به خود جلب کرده است.

یافته‌ها که در مجله معتبر Frontiers in Psychiatry منتشر شده‌اند، تصویری پیچیده‌تر و انسانی‌تر از یک ملت آسیب‌دیده را ترسیم می‌کنند. پژوهشگران دریافتند که در زمینه تروما، یک اسرائیل وجود ندارد. بلکه اسرائیل‌های متعددی وجود دارند. سربازان ذخیره که بارها برای خدمت فراخوانده می‌شوند، خانواده‌هایی که عزیزان خود را دفن می‌کنند، آوارگانی که هنوز از خانه‌هایشان بی‌خانمان هستند، و افرادی که با فشار مالی روبرو هستند – هر گروه وزنی متفاوت را حمل می‌کند و آن را به شیوه‌ای متفاوت حمل می‌کند.

این مطالعه توسط کوهن و پروفسور ماریو میکولینکر از ICAMH، همراه با مور دانیل لویتین، دانشجوی دکترا از ICAMH و دانشگاه تل‌آویو، با همکاری مرکز اعتیاد اسرائیل رهبری شد.

زخم‌های نابرابر

در میان سربازان ذخیره، تجربیات خاصی به عنوان آسیب‌زننده برجسته بودند: نبرد نزدیک، رسیدگی به بقایای انسانی، و جراحت فیزیکی همگی با نرخ بالاتری از استرس پس از تروما مرتبط بودند. در همین حال، اضطراب و افسردگی به طور گسترده‌ای ظاهر شدند – اما در افرادی که همچنان تحت فشار زندگی می‌کردند، چه این به معنای سربازان ذخیره که بارها برای خدمت فراخوانده می‌شدند، خانواده‌هایی که هنوز از خانه‌های خود دور بودند، یا خانوارهایی که با هشدارهای مکرر موشکی و فشار مالی روبرو بودند، طولانی‌تر باقی ماندند.

شاید غافلگیرکننده‌ترین یافته در مورد چیزی است که به اندازه کافی مورد مطالعه قرار نگرفته است: اعتیاد. از ۶۸ مطالعه، تنها سه مورد به آن پرداخته بودند. دو مورد دریافتند که افراد بیشتر الکل یا مواد مخدر مصرف می‌کنند، به ویژه کسانی که بیشتر در معرض جنگ و پریشانی روانی بالاتری قرار داشتند. مطالعه سوم در مورد قمار، دریافت که افزایش مصرف عمدتاً در مردانی دیده شد که سابقه مشکلات قمار نداشتند اما در مدیریت احساسات خود مشکل داشتند. پژوهشگران همچنین دریافتند که اضطراب و افسردگی صرفاً احساسات ناخوشایند نبودند – آنها بر توانایی افراد برای عملکرد در محل کار، خانه و زندگی روزمره تأثیر می‌گذاشتند، حتی زمانی که علائم آنها در ظاهر خفیف بود.

کوهن به TPS-IL گفت که برای گفتن اینکه دهه آینده چه خواهد داشت، خیلی زود است. او گفت: «هرگونه پیش‌بینی ده ساله از آنچه این بررسی می‌تواند پشتیبانی کند، فراتر خواهد رفت.» اما دو چیز در حال حاضر به وضوح برجسته است. او گفت: «اول، آسیب‌پذیری از پیش موجود، از جمله مشکلات روانی قبلی و فشار اقتصادی-اجتماعی است. دوم، مواجهه حادتر، انباشته‌تر یا طولانی‌تر است.»

او خانواده‌های سربازان ذخیره را به عنوان یک مثال گویا معرفی کرد – که اغلب به آرامی فشار اقتصادی و بار اضافی خانوار را علاوه بر همه چیز جذب می‌کنند. او همچنین گروه‌هایی را که هیچ‌کس واقعاً آنها را ردیابی نمی‌کند، برجسته کرد: سربازان فعال، خانواده‌های نظامی، کودکان و نوجوانان. و او چیزی را مطرح کرد که به راحتی نادیده گرفته می‌شود – اینکه غم و اندوه در درب خانواده متوقف نمی‌شود. دوستان، پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها، و معلمان می‌توانند از یک فقدان ویران شوند و همچنان خارج از تعریف «سوگوار» که سیستم‌های حمایتی استفاده می‌کنند، قرار گیرند.

وقتی از او پرسیده شد که ابتدا چه چیزی را تغییر می‌دهد، کوهن به TPS-IL گفت: «من توصیه می‌کنم که از یک رویکرد یکسان برای همه دور شویم و به سمت شناسایی و پیگیری هدفمندتر و طولی بر اساس نوع و مدت مواجهه، آسیب‌پذیری موجود و عملکرد روزمره حرکت کنیم.»

او همچنین در مورد یک فرض محبوب هشدار داد: اینکه چون زنان در داده‌ها پریشانی بیشتری گزارش کرده‌اند، مردان باید حال بهتری داشته باشند. او گفت که این شکاف ممکن است بیشتر در مورد کسانی که احساس راحتی می‌کنند کمک بخواهند، صحبت کند تا کسانی که واقعاً به آن نیاز دارند.

درمان تروما که پایان نمی‌یابد

ایار سگال، که ۲۰ سال به عنوان افسر بهداشت روان در نیروهای دفاعی اسرائیل (IDF) خدمت کرد و اکنون به عنوان مددکار اجتماعی بالینی متخصص در تروما کار می‌کند، در این مطالعه دخیل نبود.

او به TPS-IL گفت که یکی از بزرگترین مشکلاتی که او می‌بیند بالینی نیست، بلکه شغلی است: سربازانی که ماه‌ها در شدت جنگ زندگی کرده‌اند، برای کاهش سرعت به زندگی عادی با مشکل روبرو هستند. او گفت: «من دشواری بسیار زیادی در بازگشت به یک سیستم عامل ذهنی روتین و شهروندی می‌بینم.»

او همچنین متوجه تغییری در نحوه رفتار کارفرمایان با سربازان ذخیره شده است. اوایل جنگ، رؤسای کار به سربازان فضا می‌دادند. او گفت دیگر اینطور نیست: «در ابتدا بسیار همدلانه بود، اما اکنون آنها می‌خواهند کارمند اینجا باشد.»

سگال گفت که ماهیت این جنگ خود، بهبود را دشوارتر می‌کند، زیرا درمان تروما معمولاً به درک مردم از پایان خطر بستگی دارد – و برای بسیاری از اسرائیلی‌ها، اینطور نیست. او در حالی که کودکانی را توصیف می‌کرد که بارها و بارها در طول شلیک موشک به سمت پناهگاه‌ها می‌دوند، به TPS-IL گفت: «با مواجهه طولانی‌مدت با یک رویداد، پایانی وجود ندارد، اتفاقات بارها و بارها رخ می‌دهند.» او گفت که برای سربازان ذخیره که همچنان در خدمت هستند، درمان اغلب به جای بهبودی، درباره بقا می‌شود: گذراندن ماه آینده، نه حل آنچه اتفاق افتاده است.

سگال توصیه کرد که مراقب کناره‌گیری، تحریک‌پذیری، از دست دادن علاقه به چیزهایی که قبلاً شادی می‌آوردند، و اختلال در خواب باشید – همه اینها علائم اولیه هستند که کسی بیش از آنچه نشان می‌دهد، در رنج است. تجویز گسترده‌تر او: شروع به ایجاد تاب‌آوری در اوایل، از طریق روابط، جامعه، و حس هدف، مدت‌ها قبل از وقوع بحران.

نویسندگان این مطالعه می‌گویند که پاسخ واقعی – اینکه آیا این علائم محو می‌شوند یا به شرایط پایدار سلامت روان تبدیل می‌شوند – تنها با سال‌ها پیگیری طولانی‌مدت مشخص خواهد شد.