با توجه به تحولات میدان نبرد در سالهای اخیر و در پاسخ مستقیم به درسهای آموخته شده از نبرد، آرایش آتش در تیپ ماروم برای دوره آموزشی مربیان عملیاتی آتش، که قرار است با نسل بعدی در چند ماه آینده اجرایی شود، دستخوش یک «چهرهپردازی» جامع شده است.
در گذشته، این برنامه یک قالب تکمیلی و محدود بود که سالی دو بار، عمدتاً برای یگانهای ویژه برگزار میشد و بیشتر کارآموزان و کارکنان آموزشی آن سربازان وظیفه بودند. در مقابل، آموزش بهروز شده اجباری خواهد بود، توسط افسران و درجهداران کادر با تجربه عملیاتی غنی هدایت میشود و عمدتاً برای فرماندهان و افسران وظیفه در تمام گردانهای رزمی در نظر گرفته شده است.
تغییر جامع از نیاز متقابل ناشی شده است. در سطح گردان، مربیان حرفهای آتش برای ایجاد آمادگی مستمر، هدایت آموزش و انتقال درسهای آموخته شده به سربازان رزمی مورد نیاز هستند. اما در عمل، مربیان تیراندازی در پایگاههای آموزشی عمدتاً مسئول انتقال مهارتهای اولیه تفنگ در طول آموزش مقدماتی هستند.
همزمان، این آرایش اهمیت انتقال دانش حرفهای انباشته شده را مستقیماً به یگانها و سرباز در خط مقدم عملیاتی شناسایی کرد.
سرگرد الف.، رئیس حرفههای تسلیحات و تجهیزات، توضیح میدهد: «اگر در یک مرکز آموزشی بمانیم، بیربط خواهیم شد، زیرا نبرد در اینجا اتفاق نمیافتد.» «ما فهمیدیم که باید مانند یک هشتپا عمل کنیم: سر در بخش است و فارغالتحصیلان دوره، بازوها هستند – کسانی که به سرباز در میدان، به آموزش و به رویه نبرد میرسند.»
وی توضیح میدهد که هدف اصلی، اعطای استقلال کامل به یگانها در آموزش است، بنابراین حداکثر تواناییها را در لحظه درگیری با دشمن تضمین میکند.
در طول جنگ، فعالیت این برنامه در قالب قدیمی آن کاهش یافت، زیرا نیروها درگیر مأموریتهای عملیاتی بودند. وی تأکید میکند: «درک ما روشن شد که محتوا با سرعت متغیر میدان نبرد سازگار نیست.» «بنابراین، ما از این دوره برای یادگیری عملیاتی شتابیافته، جمعآوری درسهای آموخته شده از یگانها و بازسازی دوره استفاده کردیم.»
و به عنوان بخشی از این مفهوم، مدل آموزشی نیز تغییر کرده است: «اگر در گذشته ما افراد خود را برای منطقه نبرد دیروز آموزش میدادیم، امروز کارآموز با فرماندهانی روبرو میشود که خودشان کارزار را تجربه کردهاند، رویدادها را بررسی کردهاند و میدانند چگونه آن را به آموزش واقعی تبدیل کنند.»
و اکنون، آنها با روشها و قابلیتهای جدید از میدان بازگشتهاند. وی نشان میدهد: «در میان آنها، مهمات ترکشدار، یا پاسخ حرفهای به مقابله با پهپادها وجود دارد. علاوه بر این، ما تمام تسلیحات و تجهیزاتی را که در سه سال گذشته اضافه شدهاند، در برنامههای درسی گنجاندهایم.»
بخش اول آموزش به مهارتهای تفنگ و مهارت تیراندازی با سلاح شخصی اختصاص دارد، در حالی که ادامه آن به حرفههای تیراندازی، تجهیزات تیرانداز و اپتیکهای پیشرفته میپردازد. علاوه بر این، کارآموزان دنیای مسلسلها را تمرین میکنند و نحوه کار با تسلیحات و تجهیزات جدید را میآموزند. همه اینها، همراه با مقابله با تهدیدات در حال توسعه، عمدتاً تهدید پهپادی.
یکی از مزایای کلیدی دوره بهروز شده در دامنه منابع و تجربه کسب شده نهفته است: «در مدت زمان کوتاه، سربازان میتوانند تعداد شلیک بیشتری نسبت به یک سرباز رزمی معمولی در طول خدمت نظامی خود داشته باشند – شب و روز، با استفاده از طیف گستردهای از سلاحها، اپتیکها، دستگاههای دید در شب و مهمات تخصصی.»
و از دیدگاه این آرایش، این تنها آغاز است. در آینده، آنها آرزو دارند که در هر گردان رزمی یک افسر وظیفه تیراندازی حرفهای داشته باشند که این دوره به عنوان آموزش حرفهای اجباری برای او عمل کند. سرگرد الف. خاطرنشان میکند: «این حرکتی است که یک مرجع حرفهای دائمی را تضمین میکند که آموزش تیراندازی را برنامهریزی و هدایت خواهد کرد، دانش را حفظ خواهد کرد و آمادگی عملیاتی مستمر را حفظ خواهد کرد.»
در همین حال، هنگامی که تجهیزات جدید معرفی میشوند، این سربازان قادر خواهند بود آموزشهای بیشتری را ببینند و سپس به یگانهای خود بازگردند تا به تمام سربازان رزمی آموزش دهند. وی گواهی میدهد: «اینگونه اطلاعات را بهینه میکنیم.»
رئیس بخش نتیجه میگیرد: «ما هر آنچه را که بدنه حرفهای میتواند ارائه دهد، در این دوره تقطیر کردهایم.» «این آموزشی است که تأثیر مستقیم و قابل اندازهگیری تولید میکند. این با کارآموز تمام نمیشود – بلکه با آنها به گردان بازمیگردد، به دانش تبدیل میشود، به آموزش تبدیل میشود و در نهایت به آخرین سرباز رزمی میرسد.»