دود از خانه دیدیم، آر. در دیدرس ماست. و ناگهان – دستی در پنجره.

اخبار فوری: منتشر شده 5 ساعت پیش
نیروهای اسرائیلی هنگام بررسی یک در نیمه‌باز مشکوک در بنت‌جبیل، با کمک سگ مواد‌یاب و تک‌تیرانداز، متوجه حضور مخفیانه تروریست‌ها شدند.

این آخرین سازه، در آخرین روز سال ۸۹۰ در محله قصبه شهر بنت جبیل بود. چیزی در مورد این کشف، پرچم قرمزی را برای جنگجویان روشن کرد. ستوان الف. که برای اولین بار در سه هفته صحبت می‌کند، به یاد می‌آورد: «آنها به در نزدیک می‌شوند و می‌بینند که نیمه‌باز است.» «حالا، بعد از دو هفته فعالیت، در قصبه چیزی به نام در نیمه‌باز وجود ندارد – یا در اثر انفجار باز شده‌اند، یا از داخل قفل شده‌اند.»

آنها تصمیم می‌گیرند پهپادی را پرواز دهند که فقط مقداری سلاح و قوطی غذا را در پله‌ها شناسایی می‌کند. تنها یک قدم تا ورود نیروها باقی مانده است: «در طول جنگ، یگان اوکتز در حملات با ما همراه است. این بار نیز، فرمانده تیم اوکتز سگی را برای شناسایی مواد منفجره می‌فرستد که بدون هیچ یافته غیرعادی بازمی‌گردد، زیرا تله مشکل اینجا نبود. با این حال، این احساس وجود دارد که این یک مورد متفاوت است و ما باید تأخیر کنیم، بنابراین یک بار دیگر با سگ حمله کننده برنی پاکسازی انجام می‌شود.»


سرباز الف.، ستوان الف. و سرباز ر.

در عرض چند لحظه، صدای شلیک گلوله شنیده می‌شود. به لطف برنی، که حتی موفق شد یکی از تروریست‌ها را گاز بگیرد – فرمانده نیرو متوجه می‌شود که شبه‌نظامیان در ساختمان پنهان شده‌اند. سرباز الف.، تک‌تیرانداز گردان ۸۹۰ که در پست دیده‌بانی نزدیکی مشرف به کل ماجرا بود، می‌گوید: «صدای فریاد فرمانده تیم را به یاد دارم.» «ما D9 و تانک را با چشمانمان دنبال کردیم که برگشتند، و دیدیم که دود از آن خانه بلند می‌شود. سرباز ر. در کنار من قبلاً با دوربینش روی تروریست‌ها متمرکز بود. او ما را هدایت کرد تا بتوانیم زاویه‌های تیراندازی بیشتری به سمت دشمن باز کنیم.»

تبادل آتش به سرعت به پشت بام منتقل شد، جایی که دو نفر از تروریست‌ها در حالی که به تیراندازی به سمت نیروهای داخل ادامه می‌دادند، بالا رفتند. سرباز ر. می‌گوید: «ما به یکی از آنها شلیک کردیم و او را در دم از پا درآوردیم. بعد از یک دقیقه، شاید هم کمتر، سر دیگری ظاهر شد – و ما او را هم از پا درآوردیم.» بقیه نیروهای عملیاتی به محاصره محل با استفاده از پهپادها، موشک‌های هدایت‌شونده، گلوله‌های تانک و موارد دیگر ادامه دادند.

حدود پانزده دقیقه پس از اولین محاصره، سرباز ر. و فرمانده تیم جزئیات دیگری را شناسایی کردند: «حرکت بسیار مشکوکی بود، سایه‌ای در پنجره‌ای که شبیه انسان بود، اما حرکتی نداشت.» همزمان، اعضای تیم پهپاد در حال بررسی تصاویر برخورد بودند و گزارش دادند که احتمالاً ۶ تروریست در منطقه حضور داشته‌اند، نه ۲ نفر. «ما اطلاعات را تطبیق دادیم، به مشاهده ادامه دادیم، و ناگهان دستی در پنجره ظاهر شد. بلافاصله به سمت آن آتش گشودیم تا زمانی که تهدید به طور قطعی خنثی شد.»

سرباز ر. اعلام می‌کند: «اینها تروریست‌هایی هستند که با چشمان خودمان دیدیم که رگبار کلاشنیکف به سمت همرزمان ما از گردان شلیک می‌کردند،» «کسانی که اگر ما آنها را از پا در نمی‌آوردیم، اوضاع متفاوت می‌شد. و این واقعاً رضایت بزرگی است.» در مجموع، تک‌تیراندازان ۳ نفر از ۶ تروریست را از پا درآوردند، و بقیه گردان مأموریت خود را علیه اعضای باقی‌مانده سلول تکمیل کردند – علیرغم برتری ارتفاع اولیه دشمن.

وقتی حادثه سرانجام پایان یافت، نیروها به مکانی امن تخلیه شدند و شروع به بازبینی کردند. ستوان الف. توضیح می‌دهد: «در آنجا متوجه شدیم که چگونه واحدهای مختلف به خوبی با هم کار کردند، طبق کتاب.» «ما این برخورد را همانطور که باید، و بدون هیچ تلفات یا زخمی در میان سربازان گردان، مدیریت کردیم. متأسفانه، ما برنی، جنگجوی چهارپا را از دست دادیم، که بدون شک جان‌ها را نجات داد.»

از پا درآوردن کل سلول یک دستاورد بسیار مهم است، به ویژه با توجه به اینکه این اولین عملیات تیم (سربازان وظیفه مارس ۲۰۲۵) فراتر از خطوط دشمن است. برای سرباز الف.، این موضوع در مسیر بازگشت با «تترا» (خودروی نظامی – ش.ش.) به منطقه تجمع به ذهن او خطور کرد: «اولین کاری که می‌خواستم انجام دهم این بود که بررسی کنم آیا باتری تلفنم باقی مانده است و با مادرم، پدرم، برادرم و دوست دخترم تماس بگیرم. تا به آنها بگویم که خوب هستم.»

هم‌تیمی او، سرباز ر.، سخنانش را تأیید می‌کند: «تنها پس از آن بود که واقعاً همه چیزهایی را که تجربه کرده بودیم پردازش کردیم، زیرا بسیار تازه بود، فقط چند ساعت قبل هنوز درگیر برخورد بودیم.» «وقتی آنچه را که تجربه کرده‌اید به مردم می‌گویید، بخشی از فشار را کاهش می‌دهد. در آن لحظه، احساس کردم می‌توانم نفسی تازه کنم.»

اکنون، انتقال به جبهه غزه توسط گردان ۸۹۰ با همان هنجارها، استانداردها و انضباط عملیاتی که مشخصه جنگ در پشت بام‌های لبنان بود – و به ویژه از پا درآوردن ۶ تروریست – در حال انجام است. همانطور که سرباز الف. می‌گوید: «این به من کمک می‌کند تا به خودم یادآوری کنم که دقیقاً زمانی که حواسم پرت می‌شود، خطر مرا غافلگیر خواهد کرد. و هیچ شانسی وجود ندارد که تروریستی را در دید خود داشته باشم و به او شلیک نکنم؛ من حاضر نیستم در لحظه حساس شکست بخورم.»